X
تبلیغات
معرفت الله

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

آموزش مهارتهای زندگی به دانش آموزان :

یکی از خدماتی که سازمان بهزیستی ارائه می دهد، آماده سازی زمینه و نظارت بر آموزش اصول و شیوه های صحیح مهارت های زندگی در مدارس ابتدایی است و مخاطبان طرح، مذکور دانش آموزان پایه چهارم و پنجم ابتدایی می باشند.
هدف این برنامه افزایش توانایی های روانی – اجتماعی کودکان برای مقابله با کشمکشهای زندگی و سازگاری موثر است. به همین منظور معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی کشور در سال 1375 برای نخستین بار در منطقه برنامه آموزش مهارتهای زندگی را تدوین و اجراء نمود.
ارائه دهنده طرح مذکور دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و مجریان آن، آموزش و پرورش و واحد بهداشت و تغذیه مدارس است.
قرارداد مالی فی مابین سازمان بهزیستی کشور و آموزش و پرورش منعقد می شود، برگزاری کارگاه های آموزشی برای مربیان و معلمان مربوطه در مدارس بر عهده بهزیستی است.
همچنین تهیه لوازم مورد نیاز طرح اعم از کتاب، بروشور و مطالب آموزشی بر عهده بهزیستی و مابقی بر عهده آموزش و پرورش می باشد.
اهداف برنامه آموزش مهارتهای زندگی:
هدف از این برنامه ایجاد فرصت هایی برای کودکان و نوجوانان است تا علاوه بر کسب توانایی های خواندن، نوشتن و حساب کردن، مهارتهایی را برای زندگی در مدرسه کسب نمایند. این مهارت های اساسی عبارتند از:
توانایی خود آگاهی
توانایی همدلی با دیگران
توانایی تصمیم گیری
توانایی حل مسئله
توانایی تفکر خلاق
توانایی تفکر نقادانه
توانایی برقراری رابطه موثر
توانایی برقراری روابط بین فردی
توانایی مقابله با هیجان ها
توانایی مقابله با استرس 0
دانش آموز با یادگیری این مهارت ها خود را قادر می سازد با مسائل زندگی بطور موثرتری مقابله نماید به عبارت دیگر "آموزش مهارتهای زندگی" فرد را قادر می سازد تا دانش، ارزش ها و نگرش ها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند مثلا اینکه چه کاری باید بکند و چگونه آن را انجام دهد.
نتایج پژوهش های انجام شده بر اثر بخشی برنامه "آموزش مهارتهای زندگی" نشان می دهد که اثرات درازمدت و عمیقی بر زندگی فردی واجتماعی کودکان ونوجوانان داشته است.
نتایج برنامه آموزش مهارتهای زندگی:
یادگیری دانش
تغییر نگرش
تغییر در تمایلات رفتاری در زمینه رفتارهای بهداشتی
رشد عزت نفس و اعتماد به نفس و سایر شاخص های بهداشت روانی
اکتساب مهارتها ورشد تواناییها
رشد و بهبود متغیرهای مربوط به مدرسه مانند:
فضای مدرسه
رفتار دانش آموزان در کلاس
عملکرد تحصیلی
بهبود روابط کودک با همسالان و معلمان

تغییر در رفتارهای اجتماعی و رفتار سلامت مانند:
کاهش استفاده از مواد مخدر و دارو
کاهش خشونت
کاهش تمایلات خودکشی
--------------------

ضرورت آموزش مهارتهای زندگی در مدارس


مهارت های زندگی، مهارت های شخصی و اجتماعی است که کودکان و نوجوانان باید آنان را یاد بگیرند تا بتوانند در مورد خود و انسان های دیگر و کل اجتماع به طور موثر و شایسته و مطمئن عمل نمایند. انتقاد مهم به تعلیم و تربیت رسمی این است که به برخی مهارت های حرفه ای و ابزاری و تنها بر بعد شناختی (سواد) تمرکز کرده است و به دیگر ابعاد فکری و روانی و اجتماعی توجهی ندارد. از دیگر سو محققان نشان داده اند که مهارت های زندگی می تواند به طور نظامدار و از طریق موقعیت های یادگیری غیررسمی یاد گرفته و تقویت شود. مدرسه علاوه بر کارکردهای رسمی آموزش خواندن و نوشتن، باید در زمینه های آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان نیز ایفای نقش کند

طی سه دهه گذشته، رویکردها به تعلیم و تربیت در جهت کاربرد بالقوه و عملی دانش در زمینه های واقعی زندگی بوده است. ضرورت یاری افراد، جهت رشد بهتر مهارت های زندگی و معیشت خود، رفته رفته از اهداف مهم آموزش و پرورش تلقی می شود. نکته قابل بحث این است که دانش اکتسابی از تجارب عملی، پایاتر از معلومات به دست آمده از اجرای برنامه های آموزشی است. امروزه همگام با توسعه زندگی مدنی و صنعتی شدن روز افزون کشورهای در حال توسعه، تعلیم و تربیت کودکان، از وظایف اساسی نهادهای تعلیم و تربیت رسمی به حساب می آید. اما تاکید بیش از حد بر ارائه اطلاعات و دانش نظری، دانش آموزان را از یادگیری مهارت های ضروری که در زندگی روزمره به آن نیاز دارند محروم می سازند.

تعریف مهارت های زندگی:

برای این اصطلاح تعاریف متعددی بیان شده است. یکی از عمومی ترین تعاریف این چنین است: مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، تصمیم گیری صحیح، حل تعارضات و کشمکش های بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند، برنامه آموزش مهارت های زندگی بر این اصل استوار است که کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نیازمند آنند که بتوانند از خود و علاقه هایشان در موقعیت های سخت زندگی دفاع کنند. این نوع برنامه ها در پیشگیری از مخاطرات سلامت نگاهی کلی دارند و به آموزش محدود تنها یک مهارت بسنده نمی کنند.
اهداف آموزش مهارت های زندگی:
مجموعه مهارت های زندگی نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگی حال نمی اندیشد بلکه به توانمندی آنان جهت زندگی آینده نیز تاکید می ورزد. در ضمن متمرکز بر شکوفایی توانایی های بالقوه افراد است به طور کلی هدف از مجموعه مهارت های زندگی، کمک به فرد جهت حرکت از توانایی ها و ضعف های مهارتی به سوی مهارت های توانمند و قوی و سازنده می باشد. چنین مهارت های زندگی تصمیمات متعهدانه فرد را در بر می گیرد.
مسئولیت پذیری یا تعهد فردی یک مفهوم مثبتی است که طبق آن افراد نسبت به سلامتشان و اتخاذ تصمیمشان در مسائل زندگی خویش متعهد هستند. در واقع هدف نهایی مهارت های زندگی این است که افراد مسئولیت برتری و شایستگی فردی خویش را بپذیرند. این شایستگی فردی شامل احساس کفایت و شایستگی سطح بالا، سلامت روانی، خود شکوفایی و پذیرش مسئولیت فردی می باشد. در نتیجه می توان گفت مجموعه مهارت های زندگی هم اهداف پیشگیرانه دارد و هم کنترل و مدیریت مشکلات و همانند سبک رویکرد آموزشی هم برای مداخلات گروهی و هم فردی مناسب است.
به گزارش سازمان بهداشت جهانی، هدف از آموزش مهارت های زندگی، افزایش توانایی های روانی اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده با بهداشت سلامت وارتقای سطح روانی افراد است.


آثار مثبت آموزش مهارت های زندگی:


یکی از اهداف اصلی برنامه مهارتهای زندگی، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است. مطالعات بسیاری در مورد تاثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی در ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارت ها سبب افزایش عزت نفس، بهبود رفتارهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی، افزایش رضایت سیستم خانوادگی و سازگاری با خانواده، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارت های مقابله ای شده است.
برنامه های پیشگیری مبتنی بر مهارت های زندگی، براساس مطالعات انجام شده بسیار موثرتر از گرایش های سنتی است.
یافته ها ، به اثرات مثبت این آموزش ها بر مهارت دانش آموزان در حل مشکلات بین فردی و مقابله با اضطراب دلالت دارند.
به دنبال چنین آموزش هایی، شرکت کنندگان قادر می شوند تا تعارض های خود را با همسالان به نحو سازنده ای حل نمایند و محبوبیت بین فردی بیشتری یابند. یافته ها تاثیر آموزش مهارت های زندگی را در پیشگیری از خودکشی نشان داده اند. به نقل از دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش، آموزش مهارت های زندگی در پیشگیری از خشونت و بزهکاری نیز کارایی داشته است.

مهارت هایی که باید آموزش داده شود:

1- توانایی تصمیم گیری: این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحوی موثر در مورد مسائل زندگی خود تصمیم گیری کند چنانچه کودکان یا نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمال خود تصمیم بگیرند، جوانب مختلف راه حل هایی که می توانند انتخاب کنند را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی نمایند، آنگاه خواهند توانست از سطح بیشتری از سلامت روانی برخوردار شوند.
2- توانایی حل مسئله: این توانمندی فرد را قادر می سازد تا به طور موثرتری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی اگر حل نشده بمانند تنش روانی و به دنبال آن مشکلاتی برای جسم در پی خواهند داشت.
3- توانایی تفکر خلاق: این نوع تفکر، هم به حل مسئله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند. با استفاده از این نوع تفکر، راه حل های مختلف مسائل و پیامدهای هریک از آنها بررسی می شود تا در اختیار روند تصمیم گیری قرار بگیرد. این امر فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی لازم نیست، به سازگاری و انعطاف بیشتری به زندگی روزمره خود بپردازد.
4- توانایی تفکر نقادانه: تفکر نقادانه، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت نوجوان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها، فشار گروه همسالان و رسانه های جمعی مقاومت نماید و از آسیب های ناشی از این موارد در امان بماند.
5- توانایی برقراری رابطه موثر: این مهارت به فرد کمک می کند تا از طریق کلام یا رفتار خود و به شیوه ای که متناسب با فرهنگ، جامعه و موقعیت، خود و ارزش ها و باورهای خویش را مطرح سازد. بدین ترتیب فرد خواهد توانست نظرات، عقاید، خواسته ها، نیازها و عواطف خود را ابراز کند و در صورت نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در هنگام ضرورت از مشخصات مهم یک رابطه سالم است.
6- توانایی برقراری روابط بین فردی سازگارانه: این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر انسان با دیگران کمک می کند. یکی از این موارد توانایی ایجاد و ابقای روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی ایفا می کند.
7- توانایی آگاهی از خود: خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواسته ها و ترس ها و انزجارها است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این امر معمولاپیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مناسب و همدلانه است.
8- توانایی همدلی با دیگران: همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. این مهارت به انسان کمک می کند تا بتواند دیگران را حتی وقتی با آنها بسیار متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهتر می کند و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.
9- توانایی مقابله با هیجان ها: این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوه تاثیر هیجانات بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد. اگر با حالت های هیجانی مثل غم، خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این موارد تاثیر منفی بر سلامت روانی و جسمی یا اجتماعی خواهند گذاشت.
10- توانایی مقابله با تنش ها: این توانمندی شامل شناخت تنش های مختلف زندگی و تاثیرات آنها بر فرد است. شناسایی منابع تنشی و نحوه تاثیر آن بر انسان فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار را کاهش دهد. مسلم است که عوامل فرهنگی و اجتماعی تعیین کننده ماهیت زندگی است. مثلادر بعضی جوامع، پسران برقراری تماس جنسی با ممنوعیت عرفی مواجه نیستند، حال آنکه در مورد دختران کاملابرعکس است بنابراین برای استفاده از مهارت های زندگی با هدف افزایش توانایی های روانی، اجتماعی، جنسیت نقش مهمی دارد. به این ترتیب محتوای آموزش مهارت های زندگی باید دقیقا بر اساس نیازمندی ها و ویژگی های هر کشور یا منطقه تعیین شوند.


پیشنهادات:

1- پیشنهاد می شود جهت آشنایی بیشتر افراد جامعه بخصوص معلمان و دانش آموزان، منابعی شامل مهارت های زندگی کاربردی و مفید تهیه و در اختیار آنان قرار داده شود.
2- بحث در مورد مهارت های زندگی علاوه بر حق آموزش و پرورش در حوزه های دیگری مثل آموزش های قبل از ازدواج یا مهارت های تربیت فرزندان، آموزش و ترویج داده شود.
3- مدنظر قرار دادن نیازهای مهارتی شاگردان در تالیف کتب درسی جدید.
4- برنامه فراگیر آموزش مهارت های زندگی و نحوه به کارگیری عملی این مهارت ها در دوره های ضمن خدمت معلمان و فعالیت های فوق برنامه دانش آموزان به معلمان و دانش آموزان اجرا شود.
5- ایجاد درس مهارت های زندگی در جهت آموزش مهارت های مورد نیاز خود از دوره آمادگی تا دانشگاهی.
6- بررسی و مطالعه تطبیقی آموزشی مهارت های زندگی در کشورهای مختلف.
7- عملی کردن تدریس کلیه دروس در جهت توسعه مهارت های زندگی.
8- استفاده از ورزش و بازی یا ابداع ورزش یا بازی های دبستانی برای آموزش مهارت های زندگی.
9- همسو کردن فعالیت های خانه، مدرسه، اجتماع در جهت آموزش مهارت های زندگی.
10- آموزش نحوه ایجاد و آموزش مهارتهای زندگی به اولیا از طریق کلاس های آموزش خانواده.
11- گسترش اردوها و گردش های علمی و فرهنگی، تفریحی، زیارتی و فعالیت های فوق برنامه و پروژه های درسی و غیر درسی در داخل یا خارج از مدرسه.
12- ایجاد زمینه مناسب برای مشارکت و فعالیت دانش آموزان در کلیه فعالیت های مدرسه و تشکل های علمی و فرهنگی و ... دانش آموزان و قانونمند کردن آن.

 

 

 

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 20:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

تدریس چیست؟

مقدّمه
تدریس یکی از ارکان اصلی هر سیستم آموزشی به شمار می‌رود که کارآیی هر نظام آموزش بستگی به آن دارد. یکی از مشکلات نظام تعلیم و تربیت، مربوط به عدم آشنایی و عدم استفاده از الگوها و روش‌های پیشرفته تدریس است.
مشاهدات مکرر نشان داد که متأسفانه بسیاری از اساتید، هنوز از روش‌های سنتی و غیرکاربردی استفاده می‌کنند. استادان دروس معارف اسلامی نیز از این امر مستثنی نبوده و برخی استادان هنوز هم از روش‌های منسوخ بهره می‌گیرند و در نتیجه در زمینه تأثیرگذاری از موفقیت‌ کمتری برخوردارند.
از این رو در این نوشتار سعی شده به برخی از شاخصه‌های تدریس موفق در حوزه‌های مختلف علمی، مهارتی، عاطفی و تأثیرگذاری اشاره گردد.
امید است اساتید محترم با مطالعه این نوشتار با معیارها و انتظارات از استاد معارف بیشتر آشنا شوند، ضمن اینکه توصیه می‏شود اساتید بزرگوار برای اطلاع بیشتر به کتبی که در این زمینه نوشته شده مراجعه فرمایند.


الف) عامل علمی
مراد از عامل علمی، مجموعه عناصری است که توانمندی و تسلط علمی استاد را در مقام ارائه درس نشان می‏دهد. به عبارت دیگر، محور اصلی در این عامل، تسلط علمی استاد بر موضوع درس می‏باشد؛ از این رو یکی از مهم‏ترین اصول آموزش و نیز ویژگی‏های استاد، تسلّط بر محتوا و موضوع درس و آگاهی کافی و گسترده درباره مطالب آموزشی است، به نحوی که استاد را توانا سازد تا با تسلّط کامل مطالب درسی را ارائه دهد.
استادی که تسلّط علمی کافی ندارد شاید بتواند متن درس را آماده کرده و به شکل کامل و صحیح در کلاس ارائه کند؛ اما به دلیل ضعف علمی و عدم احاطه کامل بر مطالب آموزشی، نکات مهم درس تشخیص داده نمی‏شود و اگر ارائه خوب درس نیاز به خلاقیت (مثل تقدّم و تأخّر مطالب و...) و یا ذکر مطالب تکمیلی و... داشته باشد استاد از عهده آن بر نمی‏آید.علاوه اینکه نمی‏تواند پاسخگوی سؤالات و ابهامات فراگیران باشد و استادی که در مسائل علمی ضعیف باشد و نتواند به پرسش‏های فراگیران خود پاسخ دهد و روحیه پرسشگری و نقّادی آنها را اقناع و ارضا نماید مسلّماً در کار خود شکست خواهد خورد.

از این رو مطالعه دائم و مستمر استاد در زمینه موضوع مورد بحث، امری ضروری و لازم می‏نماید؛ زیرا این امکان را به استاد خواهد داد تا ضمن تقویت بنیه‏های علمی خود، با شبهات و یافته‏های جدید در زمینه کار خود آشنا شده و در نتیجه بتواند با تسلّط و آمادگی بیشتری در کلاس حضور پیدا کند؛ چراکه گاهی کمبود وقت و یا احیاناً سهل‌انگاری ممکن است سبب شود استاد با عدم آمادگی کافی وارد کلاس شود. در چنین مواردی ممکن است استاد برای تظاهر به داشتن آمادگی جهت تدریس، معلومات نادرست ارائه دهد و یا صرفاً به نوشته کتاب یا جزوه اکتفا کند.
علاوه اینکه عدم آمادگی استاد و نداشتن مطالعه کافی پیرامون موضوع مورد بحث، این فرصت را از وی خواهد گرفت تا هنگام تدریس، نکات اصلی و کلیدی درس را گوشزد نماید و نیز مشکلات و شبهات احتمالی درس را پیش‏بینی نموده و آنها را جهت ارتقای سطح علمی فراگیران در کلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا این امر باعث شود تا استاد یا اصلاً علاقه‏ای برای طرح چنین سؤالات و شبهاتی را از خود نشان ندهد که این حالت، موجب رکود و خمودی کلاس شده و مانع رشد، تکامل، خلاقیت و نوآوری فراگیر است؛ و یا اگر هم چنین مسائلی از طرف فراگیران مطرح شود این عدم آمادگی سبب می‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقی و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرایی در مقام پرده‌پوشی از این ضعف برآید.
از این رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگی لازم را برای ارائه درس کسب نماید تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدریس مکرّراً به کتاب یا جزوه مراجعه ننماید.
البته توقّع نمی‏رود که استاد همیشه همه محتوای درس را حفظ باشد، بلکه طبیعی است گاهی نیم‌نگاهی به طرح درسی که از پیش تهیه کرده است، داشته باشد؛ ولی رجوع مکرّر به کتاب یا جزوه باعث مکث مخلّ به تدریس و از بین رفتن نشاط کلاس می‏شود.

 
در مورد عامل علمی دو نوع شاخص فرعی وجود دارد:
۱ )شاخص‏هایی که با درس خاصی ارتباط نداشته، بلکه در هر درسی لازم و ضروری هستند.
۲ )شاخص‏هایی که به درس خاصی اختصاص دارند.
به عنوان مثال کامل بودن مطالب ارائه شده و یا صحت آنها در هر درسی لازم است. اما تحلیل مطالب تاریخی و نتیجه‏گیری از آنها فقط در دروسی نظیر درس تاریخ تحلیلی اسلام و یا انقلاب اسلامی ضرورت می‏یابد و یا توجه به مباحث نظری علم اخلاق که فقط در درس اخلاق اسلامی مورد توجه قرار می‏گیرد.
در اینجا ابتدا به توضیح شاخص‏های علمی مشترک پرداخته و سپس شاخص‏های علمی اختصاصی هر یک از گرایشهای پنج‌گانه دروس معارف اسلامی را بیان می‏کنیم.
الف) شاخص‏های علمی مشترک
۱) کامل بودن مطالب ارائه شده: بدیهی است مطالبی که از سوی استاد ارائه می‏شود بایستی با توجه به متن و سر فصلهای درس کامل باشد، به این معنا که مطالب ارایه شده ضمن اینکه بایستی تمامی سر فصلهای مورد نظر را پوشش دهد، لازم است تمام مباحث مورد نیاز و مرتبط با هر سرفصل را نیز مطرح سازد؛ و به طور کلّی محتوای درس باید تمام حقایق، مفاهیم و اصولی را که لازم است فراگیران بیاموزند، در برداشته باشد.
۲) صحّت مطالب ارائه شده: لازم به ذکر است که مطالب ارائه شده توسط استاد بایستی قوی، مورد قبول و خدشه‏ناپذیر ارایه گردد و تحقق این أمر مستلزم این است که محتویات و مباحث طرح شده به گونه‏ای ارائه گردد که از صحّت و اتقان لازم برخوردار بوده و اصول و مسلّمات علمی در آنها رعایت شود، چه اینکه یادگیری هنگامی اثربخش خواهد بود که مطابق با واقعیات بوده و از دقت و صحّت لازم برخوردار باشد؛ زیرا اگر فراگیر احساس کند که با بعضی از مسائل، غیر علمی و بدون دقت کافی برخورد شده است هر آینه ممکن است بقیه مباحث و مطالب را ـ هر چند حق هم باشند ـ نپذیرد و با دید منفی به آنها بنگرد و به این ترتیب اعتماد فراگیر به درس و استاد کاسته شده و نفوذ کلام استاد نیز کم می‏شود.
۳) استفاده از منابع متعدد و ارجاع به آنها: ضروری است استاد به مطالب آموزشی موجود در متن اکتفا نکند، بلکه از هر فرصتی برای توسعه فکری و اطلاعات فراگیران استفاده نماید.
از این رو، جهت عمق بخشیدن به اطلاعات و ارائه تدریسی شایسته، لازم است استاد آشنایی کامل با منابع معتبر و گوناگونی که در زمینه موضوع درس وجود دارد، داشته باشد و متناسب با واحد درسی، سطح علمی فراگیران و... از آن منابع ـ که عمدتاً اصلی و معتبر باشند ـ در تهیه و ارایه محتوای درس استفاده کند؛ زیرا مطالعه مستمر و مراجعه به منابع متعدد در زمینه موضوع مورد بحث، این امکان را به استاد می‏دهد که ضمن بالابردن توان علمی خود، با دیدگاههای مختلفی که پیرامون موضوع مطرح است نیز آشنا شده و در نتیجه بتواند با تسلّط و آمادگی بیشتری به تدریس بپردازد.
البته تذکر این نکته ضروری است که همواره در این امر باید حدّ اعتدال را رعایت کرد تا محتوای درس انباشته‏ای از گفته‏ها و سخنان دیگران نشود.
۴) نگارش و تلفظ صحیح آیات، روایات، اسامی، اصطلاحات و عبارات تخصصی: در موضوعات و مباحثی که استاد احساس می‏کند باید از آیات، روایات، اسامی یا اصطلاحات خاص استفاده کند باید توجه داشته باشد که نگارش و تلفّظ آنها به طور صحیح باشد؛ ضمن اینکه لازم است کاربرد آنها کاملاً بجا و بر حسب ضرورت باشد و حتی‏الامکان از استفاده مکرر از اصطلاحات تخصصی غیر ضروری خودداری شود.
۵) پاسخگویی صحیح به سؤالات دانشجویان: مقصود از این شاخص، صرف اسکات فراگیران در مقام بحث و سؤال نیست، بلکه استاد باید بتواند پاسخ صحیح، علمی و قانع‏کننده ارائه کند و با پاسخگویی صریح و منطقی به سؤالات و مشکلات علمی فراگیران و دفاع صحیح و معقول از مبانی دین و انقلاب اسلامی، موجبات نشاط علمی کلاس را فراهم آورد. لازمه چنین امری این است که:
اولاً استاد توان علمی لازم را دارا باشد. ثانیاً سؤالهای احتمالی را حتی‏الامکان پیش‏بینی نماید که لازمه دست یافتن به این مهم، داشتن طرح درس مناسب و سنجیده‏ای است که استاد قبل از تدریس برای یک جلسه درس تهیه می‏کند، چنین طرح درسی به وی فرصت خواهد داد تا سؤالات و ابهامات احتمالی تدریس را پیش‏بینی کند و پاسخ لازم و متناسب با آنها را بیابد.
تذکر این نکته ضروری است که اگر استاد، پاسخ سؤالی را به هر سببی ندانست لازم نیست که با داستان‏سرایی در مقام پرده‏پوشی بر آنچه که نمی‏داند بر آید، بلکه باید صراحتاً ارائه پاسخ صحیح را به جلسه آینده موکول نماید.
۶) دارا بودن جامعیت نسبی در معارف اسلامی: استادان گروه معارف اسلامی افزون بر اینکه باید تسلط و توان علمی لازم را در گرایش مورد نظر داشته باشند در زمینه‌های دیگر معارف دینی از جامعیت نسبی بر خوردار باشند؛ چراکه رسالت یک استاد معارف صرفاً در فعالیت‌های آموزشی خلاصه نمی‌شود، بلکه یکی از مهم‌ترین رسالت آنان تبلیغ دین در کنار آموزش می‌باشد. همان‌گونه که در اهداف تک‌تک دروس معارف آمده است، محوریت در تدریس این دروس، دین با نگاه تبلیغی و ترویجی و در نهایت تأثیرگذاری است. استاد تاریخ اسلام یا انقلاب اسلامی و... صرفا بیانگر حوادث و وقایع تاریخی نیست، بلکه به همراه تحلیل وقایع و توجه به عبرت‌آموزی آن به نکات اخلاقی، اعتقادی و مذهبی مبتنی بر باور‌های دینی نیز توجه دارد؛ مثلاً استاد اخلاق باید در زمینه مباحث اعتقادی، تاریخی، سیاسی، احکام شرعی و... دارای اطلاعات باشد تا در صورت لزوم توان پاسخگویی را داشته باشد. همچنین نکات اخلاقی را باید با باورهای دینی پیوند دهد و...
یا مثلاً استاد در درس اندیشه اسلامی ۱ـ۲، باید اطلاعات اجمالی نسبت به تاریخ اسلام و تاریخ معاصر داشته باشد یا استاد انقلاب اسلامی نیز باید با احکام شرعی یا مباحث قرآنی و روایی آشنا باشد.
۷) آمادگی در ارائه درس: کمبود وقت و یا احیاناً سهل‌انگاری ممکن است سبب شود استاد با عدم آمادگی کافی وارد کلاس شود. در چنین مواردی ممکن است استاد برای تظاهر به داشتن آمادگی جهت تدریس، معلومات نادرست ارائه دهد و یا صرفاً به نوشته کتاب یا جزوه اکتفا کند.
علاوه اینکه عدم آمادگی استاد و نداشتن مطالعه کافی پیرامون موضوع مورد بحث، این فرصت را از وی خواهد گرفت تا حین تدریس، نکات اصلی و کلیدی درس را گوشزد نماید و نیز مشکلات و شبهات احتمالی درس را پیش‏بینی نموده و آنها را جهت ارتقای سطح علمی فراگیران در کلاس مطرح و به بحث و گفتگو بگذارد. و چه بسا این امر باعث شود تا استاد یا اصلاً علاقه‏ای برای طرح چنین سؤالات و شبهاتی را از خود نشان ندهد که این حالت، موجب رکود و خمودی کلاس شده و مانع رشد، تکامل، خلاقیت و نوآوری فراگیر است؛ و یا اگر هم چنین مسائلی از طرف فراگیران مطرح شود این عدم آمادگی سبب می‏شود تا استاد از پاسخ دادن به سؤالات منطقی و معقول آنها طفره رفته و با داستان‌سرایی در مقام پرده‌پوشی از این ضعف برآید.
از این رو، سزاوار است استاد از قبل، آمادگی لازم را برای ارایه درس کسب نماید تا ضمن تسلّط لازم بر موضوع بحث، به هنگام تدریس، مکرّراً به کتاب یا جزوه مراجعه ننماید. البته توقّع نمی‏رود که استاد همیشه همه محتوای درس را حفظ باشد، بلکه طبیعی است گاهی نیم‌نگاهی به طرح درسی که از پیش تهیه کرده است، داشته باشد؛ ولی رجوع مکرّر به کتاب یا جزوه باعث مکث مخلّ به تدریس و از بین رفتن نشاط کلاس می‏شود.

 

راز طلایی موفقیت

 

روزی از سرخپوستی که به عنوان کارگر روی اسکلت آسمان خراش در ارتفاع چند صد متری زمین کار می کرد پرسیدند ‚ چه چیز باعث شده که تو از آن ارتفاع چند صد متری نترسی؟و او گفت من اگر از ارتفاع ده متری سقوط کنم همان بلایی سرم میآید که از ارتفاع چهار صد متری. پس چرا باید ترسم بیشتر از کارگری باشد که روی اسکلت یک آپارتمان معمولی کار می کند.
خوب به این نکته ظریف فکر کنید اگر در هر کاری در زندگی بدترین وضعیت ممکن را تجسم کنید و یکبار با تجسم ذهنی خود را در آن وضعیت قرار دهید خواهید دید که وقتی آب از سر بگذرد دیگر یک متر یا صد متر با هم فرقی نمی کند . پس اگر بتوانید در عمق پنج متری شنا کنید در اقیانوس ها ی با عمق بیشتر از پانصد متر هم می توانید غوطه ور شوید.
براستی معنای شکست چیست؟آیا معنایش این است که چیزی به دلخواه شما یا آن گونه که انتظارش را داشتید پیش نیاید؟ قانون تجربه همواره کامل و بی نقص است. ما اندیشه ها و اعتقاد های درونی خود را به شیوه ای عالی باز می تابانیم. یا یکی از گامها را بر نداشته اید یا اعتقاد باطنی شما این بوده است که لیاقتش را ندارید‚ و یا احساس بی ارزشی کرده اید.
این گفته قدیمی که اگر بار نخست موفق نشدی باز هم بکوش.براستی حقیقت دارد .معنایش این نیست که خود را بکوب و دیگر بار همان شیوه سابق را تکرار کن. معنایش این است که اشتباه خود را دریاب و از راهی دیگر وارد شو تا بیاموزی چگونه درست آن را انجام بدهی.
این حق طبیعی ماست که در تمام مدت عمر خود‚ از موفقیتی به موفقیت دیگر رهسپار باشیم. اگر وضع مااینگونه نیست ‚ یا با تواناییهای ذاتی خود همنوا نیستیم ‚ یا معتقدیم که موفقیت از آن ما نیست ‚ یا موفقیت خود را در نمی یابیم.
اگر نسبت به جایگاه این لحظه خود ‚ معیارهای چنان دور از دسترس برگزینیم _که هم اکنون نتوانیم به آن دست یابیم_ همواره شکست خواهیم خورد.
هنگامی که کودک سرگرم آموختن راه رفتن یا حرف زدن است ‚ تشویقش می کنیم و برای هر پیشرفت کوچک تحسینش می کنیم . کودک به وجد در می آید و می کوشد که بهتر آن را انجام دهد . آیا به هنگام آموزش چیزی تازه ‚ خود را به همین شیوه تشویق می کنید؟ یا اینکه با گفتن کلماتی نظیر احمق یا دست و پا چلفتی یا شکست خورده فراگیری خود را دشوار تر می نمایید؟
بسیاری از ستارگان و هنر پیشه ها تصور می کنند که از همان نخستین نمایش نحوه اجرایشان باید عالی و بی نقص باشد . اما آنها باید بدانند که هدف نمایش ‚ تمرین و آموختن است . بر روی صحنه می اییم تا اشتباه کنیم و راههای تازه را بیاموزیم و بیاموزیم . تنها با تمرین مکرر چیزی تازه را می آموزیم و آن را جزیی از طبیعت خود می سازیم هر گاه در هر زمینه ای به یک کار تمام شده حرفه ای می نگرید به حاصل ساعتهای بی شمار تمرین چشم می دوزید.اصلا مهم نیست که برای چه مدت زمانی خود را شکست خورده پنداشته اید . می توانید هم اکنون الگوی موفقیت را بیافرینید .اهمیت ندارد که در چه زمینه ای می خواهید کار کنید. اصول یکسانند . لازم است که دانه موفقیت را بکاریم . این دانه ها خرمنی عظیم به بار خواهند آورد.

 


سخنی چند از بزرگان علم

ـ وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر.
ـ دوستانی انتخاب کنید که اهل زحمت باشند و شما را به درس خواندن و زحمت کشیدن تشویق کنند.
ـ خوشبخت کسی است که به یکی از این دو دسترسی داشته باشدیا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
ـ یک تمبر پستی موفقیتش را تضمین می کند چون این توانایی را دارد که تا رسیدن به هدف به چیزی بچسبد.
ـ موفقیت مانند سایه به دنبال پشتکار است.
ـ شرط پیروزی داشتن اراده قوی است شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد.
ـ خواندن بدون فکر کردن همانند خوردن بدون هضم کردن است.
ـ برای آدمهای مصمم و جدی همیشه وقت و فرصت فراهم است.
ـ آرمانهای بزرگ همت های بلند می طلبد.
ـ عظمت زندگی در علم نیست بلکه در عمل است.
ـ جدیت مقصد را نزدیک می کند.
ـ در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابری کند.
ـ فردا وقتیست که تنبلها کار خواهند کرد.

 

نکاتی در مورد یادگیری آسان تر مطالب

 


ـ نکته ۱)مطالبی که در آغاز و در پایان مطالعه می خوانید بهتر در حافظه می مانند و مطالبی که در میان قرار دارند ‚احتمال فراموش کردنشان بیشتر است .
پس بخش های میانی مطالعه به تمرین زیادتری نیاز دارند. پس مدت زمان مطالعه نباید به حدی باشد که مطالب زیادی در بین شروع و انتهای آن قرار گیرند .
بهترین زمان مطالعه ۵۰ دقیقه و ۱۰ دقیقه استراحت است. مطالعه برای مدت زمان طولانی و مستمر نه تنها سبب یادگیری بیشتر نمی شود بلکه به علت خستگی از کارایی تان نیز کم می شود. دقت کنید این زمان تنها برای استراحت است ‚ مرور کردن مطالب و حتی فکر کردن به آن چه که مطالعه کردید نیز سبب خستگی شما می شود.
ـ نکته ۲) مطالعات نشان می دهد که ایجاد تداعی های ذهنی در قدرت به خاطر سپاری مطالب بسیار موثر است .یعنی بین موضوعی دیگر ارتباط برقرار کنید تا در ذهنتان باقی بماند . لزومی ندارد که تداعی ها طبیعی یا منطقی باشند .اگر آنها حالت مضحک و غیر عادی هم داشته باشند حتی موثر تر هم هستند. تداعی باید حتما از خود شما باشد و استفاده از تداعی های دیگران در مورد شما موثر نیست.
ـ نکته ۳) حتما مطالب را مرور کنید.
ـ نکته ۴) از مطالب مهم و مطالبی که دیر به ذهن سپرده می شوند در کاغذهای کوچک فیش و خلاصه بردارید .گمان نکنید این کار باعث اتلاف وقت می شود با امتحان این عمل متوجه می شویدکه چقدر خلاصه نویسی برای شما مفید است.
ـ نکته ۵) باید دانست تکرار یکنواخت و پی در پی مغز را خسته می کند و در نتیجه به شخص حالت خواب آلودگی دست می دهد ‚ به این جهت باید از طوطی وار از بر کردن و تکرار بی معنی خودداری کنید.
▪ منظور از ترک تحصیل
دانش آموزانی که زودتر از موعد مقررمدرسه را ترک می کنند و یا به عبارتی قبل از اتمام یک دوره قادر به ادامه تحصیل نمی باشند و به ناچار مدرسه را ترک می کنند.ترک تحصیل معمولا به دنبال تکرار پایه و ناتوانی و عدم کارایی مدرسه می باشد. همچنین ترک تحصیل منجر به افزایش بی سوادی در جامعه می گردد.
▪ روند ترک تحصیل در ایران
ترک تحصیل یکی از معضلات آموزش در جهان می باشد. امروزه ترک تحصیل و افت تحصیلی در تمام کشور های جهان از عمده ترین مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتی مسئولان نظام آموزشی است.نظام آموزشی ایران مانند بسیاری از کشور های در حال رشد از یک سلسله بیماری رنج می برد و این مسائل عمدتا از رژیم قبل به ارث رسیده اند. و علی رغم کوشش هایی که تا به حال انجام گرفته هنوز این مشکل لاینحل باقی مانده است.

 

عوامل موثر در ترک تحصیل دانش آموزان

 

برترین عوامل مشترک در ترک تحصیل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بخصوص در مقطع متوسطه بیانگر این حقیقت است که فقر مالی و فقر انگیزشی بیشترین نقش را داشته است و همچنین محیط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚
تنبیه و تشویق معلم ‚ سختگیری های بیهوده که باعث می شود انگیزه تحصیلی شاگردان ضعیف شودزمینه های ترک تحصیل فراهم می گردد.
از عوامل دیگر که در موفقیت تحصیلی جوانان و نوجوانان می توانند تاثیر گذار باشندسلامت جسمی و روحی و بهداشتی ‚عوامل ارثی ‚ذهنی و هوشی ‚ امکانات آموزشی ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردی ‚ تاثیر همسالان ‚ اهمیت قائل شدن والدین به تحصیل فرزندان می باشد. در اینجا مهمترین موارد موثر در افت تحصیلی دانش آموزان بیان شده است.
۱) شرایط اقتصادی
۲) سواد والدین
۳) برخورد معلم
۴) محتوای کتب درسی
۵) شیوه برگزاری امتحانات(شیوه های ارزیابی)
۶) عقب ماندگی درسی
۷) نارسایی های جسمانی
۸) انگیزه
▪ شرایط اقتصادی
ترک تحصیل دانش آموزان با وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده در ارتباط می باشد. عواملی چون پایین بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پایین شغلی والدین بر ترک تحصیل فرزندان تاثیر دارد. پس مسلم است که کیفیت آموزش و تربیت در رشد جسمانی و قوای دفاعی دانش آموز در خانواده هایی با سطح پایین اقتصادی و فرهنگی جامعه و خانواده اثرات مستقیمی بر عدم پیشرفت فرزندان به جای می گذارد. مشکلات والدین در راه کوشش و تلاش برای معاش و گرفتاری های بی شمار آنها در این رابطه معمولا والدین را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل می نماید و در حقیقت رابطه صحیحی را لازمه یک زندگی سالم است را مختل می سازدو اثرات این نوع زندگی در ظرف چند سال به اعماق نحیف افراد نفوذ می کند و موجب تخریب نیروهای بالقوه آنان می گردد. وقتی فقر در خانواده ای باشد امکان بروز مشکلاتی در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علی علیه السلام درباره فقر می فرمایند&#۶۴۸۳۱;فان الفقر منقصه للدین ‚مدهشه للعقل و داعیه للمقت&#۶۴۸۳۰; فقر باعث نقصان دین سراسیمگی عقل و بر انگیختن خشم می شود و بیکاری ‚ جوانان را به جانب برخی از بزهکاری ها می کشاند. البته اسلام زمینه اجتماعی را برای تعادل اقتصادی ایجاد می کند و بر والیان امور فرض می داند که مبادا فقر آنان را به انحراف بکشاند. پس معلوم می شود که مهمترین عامل برای رهایی دانش آموزان از تحصیل فقر اقتصادی است.
▪ سواد والدین
یکی از عوامل مهم در پیشرفت یا ترک تحصیل دانش آموزان سواد والدین محسوب می شود. اگر بچه ها در محیط خانواده احساس پشت گرمی نمایند و هر گاه از نظر درسی مشکلی برایشان پیش آمد مطمئن باشند که اولیای آنها کمک می کنند در این صورت با دلگرمی بیشتری درس می خوانند و دچار عقب ماندگی تحصیلی نخواهند شد. چون تحصیلات والدین تاثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد. تحقیقات متعددی نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و با سواد بوده اند موفقیت تحصیلی آنان بیشتر بوده است. محیط خانواده در پیشرفت تحصیلی نقش مهمی دارد. دانش آموزی که والدین خود را مشغول مطالعه می بیند خودش نیز تشویق به درس خواندن می شود و آنها را به عنوان بهترین الگوی همانند سازی تحصیلی انتخاب می کند. بنابراین کمک و راهنمایی فرزندان توسط والدین امری است ضروری و نمی توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در این زمینه غافل شد. دانش آموزان اوقات زیادی را در منزل می گذرانند و تحت تاثیر اعمال و رفتار والدین هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمایی در زمینه درس را دارند.
▪ برخورد معلم
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد . فضایی که نوجوانان در آن پرورش می یابند باید به گونه ای باشد که موجب موفقیت آنها گردد. برخورد معلم باید منطقی بوده تا دانش آموز را در مسیر موفقیت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پیدا کند و از خود انتظار موفقیت داشته باشد زیرا موفقیت هم چون نردبانی است که وقتی شروع شد تا آخرین پله ادامه می دهد.
بنابراین می توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان دیگر دبیرستان می تواند موفقیت دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و از ترک تحصیل جلوگیری کند.
برخورد معلم و اولیای دبیرستان باید به گونه ای باشد که دانش آموز از طریق دستکاری اشیا ‚آزمایش‚جمع آوری اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهای گروهی‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه یادگیری بپردازند و بدین وسیله از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری نمایند .
همچنین استفاده از تشویق های مادی و غیر مادی مفید است . استفاده بیشتر معلمان از تشویق های کلامی و تشویق در جمع در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارد و هم باعث جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان می شود.

 

محتوای کتب درسی

 


عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی‚عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیاز ها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد.اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعا با نیاز ها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنندو تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود.
کتابها و موارد درسی و محتوای دروس مهم ترین راه رسیدن به اهداف آموزشی است .نگاهی اجمالی به کتب درسی نشان می دهد که غالب کتابها و برنامه های آموزشی از نظر کیفی و کمی با توان و و نیاز های دانش آموزان هماهنگی ندارد .
بین محتوای کتب‚ ساعات تدریس و درک دانش آموزان و مراحل رشد آنها تناسب وجود ندارد.
یکی از مهم ترین و موثر ترین عوامل ترک تحصیل محتوای کتب درسی است و همچنین ارتباط نداشتن محتوی دروس با نیاز های دانش آموزان‚ ارتباط نداشتن محتوی دروس با آموخته های قبلی دانش آموزان ‚حجیم بودن محتوای کتب درسی با توجه به مقدار زمانی که برای یادگیری فرصت دارند‚ ارتباط نداشتن محتوای دروس با نیاز های حال و آینده جامعه‚ روان نبودن و جذاب نبودن و قابل درک و فهم نبودن مطالب درس‚ عدم ایجاد تفکر و عدم ایجاد روابط اجتماعی مطلوب در دانش آموزان نیز از دیگر عوامل مرتبط می باشد .

 

شیوه برگزاری امتحانات(شیوه ارزیابی)

 


هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است . تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد . زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیتهای مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد ‚این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود.
بوسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوششهای خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدفهای مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است.
چنانچه امتحان به جای اینکه یک وسیله باشد ‚یک هدف اصلی به شمار آید و این بر کل فرایند آموزشی اثرات سو می گذارد و هدفهای حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد.در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تاثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند .
دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود.
همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.
استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی ‚نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدفهای آموزش و پرورش راهنمایی کند بلکه بر اساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند.به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند.
بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیل و برای انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.

 


عقب ماندگی درسی

 

برخی از دانش آموزان عقب ماندگیشان ناشی از افت هوشی و نارسایی ذهنی نیست بلکه صرفا ناشی از تن پروری یا بیکارگی است .
یعنی عقب ماندگی درسی ناشی از تنبلی .
گاهی عقب ماندگی ناشی از تن پروری و تنبلی است بدین معنی که کودکان وقت و تلاش خود را مصروف کار و تحصیل نمی کنند و مانند دیگر دانش آموزان درس نمی خوانند و یا عوامل دیگر مانند وجود نارسایی های عضوی ‚ چون ضعف در بینایی و در شنوایی عدم قدرت بیان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گیجی و ماتی و گم کردن دست و پای خود در حین پاسخ به سوالات معلم است.

 


نارسایی های جسمی

 

دانش آموزانی که دارای بنیه ضعیفی هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند.
وجود ضعف در بینایی و شنوایی نیز باعث عقب ماندگی و افت تحصیلی می شود.این نوع دانش آموزان به علت خوب درک نکردن درسها افت تحصیلی پیدا می کنند .
ناراحتی های مربوط به مراکز عصبی و ناهماهنگی هایی حتی حرکتی در جای خود باعث افت تحصیلی دانش آموز خواهد بود.

 


انگیزه

 

به حرکت های درونی فرد که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف است انگیزه گفته می شود.
محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند.برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند.وقتی دانش آموزان در اثر شکست در دل تازه نسبت به آن نگرشی منفی پیدا می کنند ‚باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد‚ زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود.و باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموزاموفقیت خود را احساس می کند زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به آن کمک نمی کند.معلمان تکالیف یکنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت دیگر از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کنند.

 

در آخر

 


در آخر می توانم بگویم ترک تحصیل یکی از مهمترین مشکلات نظام های آموزشی است و در نظام تعلیم و تربیت ما نیز ترک تحصیل به صورتهای مختلف یکی از مشکلات عمده محسوب می شود.
ترک تحصیل یا همان افت تحصیلی (این کلمه از زبان اقتصاد دانان آمده است ) هر ساله مقدار قابل توجه ای از بودجه و نیروهای انسانی و امکانات را به هدر می دهد و اثرات ناخوشایندی نیز چه از نظر روحی و چه از نظر روانی به دانش آموزان وارد می نماید و مشکلات عدیده ای را برای خانواده ها بوجود می آورد.اکنون اینجانب دبیر شیمی دبیرستان بنت الهدی به عنوان عضو کوچکی از خانواده آموزش و پرورش وظیفه خود دانسته تا با ارائه این کار و آپدیت آن به صورت ماهانه تا حدودی هر چند اندک راهکار های مناسب را برای ارتقای سطح دانش فرزندانمان ارائه دهم.
بامید روزی که در ایران مشکلی به عنوان ترک تحصیل به پایین ترین درجه ممکن برسد.

 

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 20:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

معلم

از پدر گرقالب تن يافتم          از معلم جان روشن يافتم

سلام اين روزها وتمام روزهاي عمرم به ياد تمام مهربانيهاي تمام معلمان عزيزم هستم  وهميشه با خودم مي انديشم چرا كه قدر تمام لحظات خوش كلاس انها را ندانستم

خيلي وقتها آدمها  چيزهايي را كه دارند قدر نمي دانند  درست مثل ماه؛ مادامي كه داخل آب غوطه ور است  قدر آب را نمي داند ولي وقتي بيرون از آب مي افتد تازه مي فهمد چه نعمت بزرگي را از دست داده است .

خدايا تو خودت از اعماق قلب من  خبر داري  ومي داني كه چقدر  از صميم قلب معلمانم را دوست دارم  همانهايي كه  جرعه جرعه  مهر و.محبت مرا نوشاندند  وسيراب عشق وعاطفه ام نمودند  بيشك  خداوند روزي نه چندان دور مرا از نعمت وجود آنها مواخذه خواهد كرد  اميدوارم  كه آنروز نزديك در مقابل اين سوال باريتعالي پاسخ قانع كننده اي داشته باشم . شايد هيچكس  نفهمد ومتوجه نشود ولي من خوب مي دانم كه قسمت زيادي از موفقيتهاي امروزم مرهون زحمتهاي  گران قيمت  آن انسانهاي پاكيست كه شمع راه من شدند  تا در ظلمات   وتاريكيهاي  اطرافم مسير روشن آگاهي را بيابم .

خداي خوب ومهربان  از امروز تا هميشه  از تو عاجزانه  خواهانم كه مرا قدر دان  مهرباني هاي معلمان عزيزم  قرار دهي . ومرا از مسير سيزي كه انها برايم ترسيم كرده اند منحرف ورويگردان  نگرداني .!

يارب  از تو مي خواهم كه فرصت عرض ارادت به ساحت تمام خوبيهاي دنيا را از من نگيري !

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 20:45 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

معلم

از پدر گرقالب تن يافتم          از معلم جان روشن يافتم

سلام اين روزها وتمام روزهاي عمرم به ياد تمام مهربانيهاي تمام معلمان عزيزم هستم  وهميشه با خودم مي انديشم چرا كه قدر تمام لحظات خوش كلاس انها را ندانستم

خيلي وقتها آدمها  چيزهايي را كه دارند قدر نمي دانند  درست مثل ماه؛ مادامي كه داخل آب غوطه ور است  قدر آب را نمي داند ولي وقتي بيرون از آب مي افتد تازه مي فهمد چه نعمت بزرگي را از دست داده است .

خدايا تو خودت از اعماق قلب من  خبر داري  ومي داني كه چقدر  از صميم قلب معلمانم را دوست دارم  همانهايي كه  جرعه جرعه  مهر و.محبت مرا نوشاندند  وسيراب عشق وعاطفه ام نمودند  بيشك  خداوند روزي نه چندان دور مرا از نعمت وجود آنها مواخذه خواهد كرد  اميدوارم  كه آنروز نزديك در مقابل اين سوال باريتعالي پاسخ قانع كننده اي داشته باشم . شايد هيچكس  نفهمد ومتوجه نشود ولي من خوب مي دانم كه قسمت زيادي از موفقيتهاي امروزم مرهون زحمتهاي  گران قيمت  آن انسانهاي پاكيست كه شمع راه من شدند  تا در ظلمات   وتاريكيهاي  اطرافم مسير روشن آگاهي را بيابم .

خداي خوب ومهربان  از امروز تا هميشه  از تو عاجزانه  خواهانم كه مرا قدر دان  مهرباني هاي معلمان عزيزم  قرار دهي . ومرا از مسير سيزي كه انها برايم ترسيم كرده اند منحرف ورويگردان  نگرداني .!

يارب  از تو مي خواهم كه فرصت عرض ارادت به ساحت تمام خوبيهاي دنيا را از من نگيري !

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 20:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم فروردین 1393

خلاصه کتاب منازل الاخرة حاج شیخ عباس قمی

ردیف

 نام منزل

شرح منزل

1-

سکرات موت

بسیار دشوار وسخت ،شدت مرض ودرد  بسته شدن زبان . وداع با خانواده متوجه کارهای گذشته خود ،حضور پیامبر وامام علی (ع) وابلیس  واعوان او  ترس از ملک الموت

 

اموری که باعث آسانی  مرگ می شود "1-صله ارحام 2- نیکی به پدر ومادر 3- پوشاندن برادر مسلمان خود 4-خوراندن شیرینی به مسلمان 5-خواندن سوره یس وصافات وکلمات فرج در کنار محتضر6- روزه یک روز از ماه رجب7-خواندن سوره زلزلت

گذرگاه عدیله مرگ

(برگشتن از حق به باطل)

وسوسه شیطان وبه شک انداختن  انسان در حال مرگ

راههای سلامت جستن از عدیله مرگ 1-خواندن دعای معروف عدیله 2-خواندن دعای معروف رضیت با الله ربا بعد از هر نماز واجب3- خواندن نماز  در اول وقت4-بزرگ شمردن حق خداوند 5- تسبیح حضرت زهرا (س) زیاد گفتن 6- انگشتر عقیق بدست کردن 7- خواندن لا حول ولا قوة الا با الله بعد از نماز صبح و مغرب  هفت مرتبه 8-

2

عالم قبر

اول: هول از قبر  که قبر وحشت است  روح حیوانی مرده است اما نفس ناطقه زنده است  تعلق ان از بدن کاملا زایل نشده است  در قبر وحشت و تنهایی و بی مونسی حاکمست .درابتدای ورود به قبر مرده به انس گرفتن با زنده محتاج است . ساعتی سخت تر از  شب اول قبر نیست .

راههای  رفع وحشت قبر :1- دادن صدقه به نیت میت 2- نماز وحشت

دوم :فشار قبر  بسیار دشوار  تصورش دنیا را بر انسان تنگ می کند .

دلایل فشار قبر :1-عدم نظافت درست  وبی مبالاتی2-سخن چینی 3-دور شدن مرد از خانواده خود 4- بد اخلاقی با خانواده 5-کوتاهی در بر آوردن حاجت مسلمانان

راههای نجات از فشار قبر :1- خواندن سوره نسا در جمعه 2-خواندن سوره زخرف 3-مردن در ظهر پنجشنبه تا جمعه 4-نماز شب 5-خواندن الهکم التکاثر هنگام خواب 6-دفن شدن در نجف 7-گذاشتن دو چوب تر در قبر میت 8- پاشیدن اب بر قبر 9-  روزه گرفتن در ماه رجب 10خواندن سوره تبارک در بالای سر میت

سوم: سوال نکیر ومنکر

هر کس سه چیز را انکار کند از ما نیست  (معراج .سوال قبر .شفاعت )امام صادق  صدای نکیر ومنکر بسیار ترسناک ومثل رعد غرنده چشمان خیره نماز روزه حج وزکات ونیکی واحیا در شب 23 رمضان  خضاب کردن و ولایت آل محمد وعلی (از همه زیباتر )  موجب آسایش در قبر است .

3-

برزخ

(برزخ از زمان مردن تا قیامت) مردگان در شب جمعه  گریان  می آیند واز خویشان خود درخواست  مهربانی می کنند .

هدیه برای مرده ها :1- صدقه 2- دعا 3-ادای قرض مردگان نماز قضا وحج  4- دو رکعت نماز در رکعت اول قدر  رکعت دوم کوثر

4-

قیامت

(هول عظیم فزع اکبر )بصورت ناگهانی است حتی تمام آسمان وزمین تحمل انرا ندارند .روز جمعه است.  بحدی ترسناک است  که مردگان در عالم برزخ از آن وحشت دارند  وبرخی مرده ها موهایشان سفید می شود

چیزهایی که باعث رهایی از ترس از قیامت می شود :

1-خواندن سوره یوسف2-خواندن سوره دخان در نماز 3-سوره احقاف در شب ویا روز جمعه 4-سوره عصر در نماز نافله 5-احترام به بزرگان اسلام6-مردن در راه مکه 7-مردن در بین الحرمین مکه  .مدینه 8-پرهیز از هرگونه فساد وفحشا که برای او پیش آید -9فروبردن خشم -10-ولایت اهلبیت 11- رهاندن برادر مومن از غم وتشنگی12-خواندن سوره قدر بر سر قبر مرده

5-

بیرون آمدن از قبر

شتابان از قبر بیرون می ایند  با چشمان فروافتاده  طوریکه نمی توانند ببینند. قیامت 50ایستگاه دارد هر ایستگاه 1000سال است  هر کس از قبر بیرون می اید هزار سال با  بدن برهنه وپای برهنه وگرسنه وتشنه حبس می شود .خدا اولین واخرین خلق را برای رسیدگی به حسابشان با دقت وسرعت حاضر می کند مردم خاضع وفروتن ایستاده اندبرای هر کسی باتدازه قدمهایش جا می باشد.  وفقط می تواند نفس بکشد . هر کس جای تنگی دارد .دشمنان حضرت علی بر گردنشان طوقی از آتش است وافراد منع کننده از خیر دستشان به گردنشان بسته است فرد سخن چین با 4مار سیاه  وارد جهنم می شود .فردی که به نامحرم نگاه می کند در حالی که میخهای اهنین در چشم است .شراب خوار در حالی که رویش سیاه وچشمش کبود وآب دهانش جاری  وزبانش از قفا بیرون آمده .وبوی گند می دهد وهمه اورا لعنت می فرستند

.

چیزهایی که باعث راحتی هنگام خروج از قبر است :

1-تشییع جنازه مسلمان 2-برطرف کردن اندوه مومن

 

6-

میزان

سنجیدن اعماق حق است هر کس ترازوی اعمالش سنگینتر باشد  رستگار است  صلوات از همه بیشتر باعث سنگینی اعمال می شود ونیز حسن خلق .

پیامبر فرمود در روز قیامت  هر کس برمن صلوات فرستاده باشد  من او را شفاعت می کنم .

 

7-

حسابرسی

 از ایستگاههای ترسناک است خدا می فرماید حسابرسی مردم نزدیک شده  وانها در غفلتند  واز تفکر در آن وآمادگی آن روی گردانند .

پیامبر :در قیامت از 4 چیز سوال می شود 1-عمر2جوانی3مال 4 محبت اهلبیت   .امام باقر (ع)اولین چیزی که از بنده قبول می شود نماز است

برای اهل شرک ترازویی در کار نیست  وهمه را گروه گروه به جهنم می برند .

8-

نامه اعمال

هنگامی که صحیفه ها ی  اعمال مردم منتشر گردد.نامه اعمال مردمی که  در دست راست  است حساب آسان وانان که از پشت سر داده شود  فریاد برکشند ودر آتش در ایند . خداوند تمام اعمال (نگاه کردن  حرف زدن  قدم برداشتن )وهمه را به یاد انسان می آورد .

چیزهایی که باعث آسانی حسابرسی می شود

1-زیارت امام حسین 2-زیارت امام رضا

9-

عبور از صراط

پلی که بر جهنم کشیده شده وتا کسی از آن عبور نکند به بهشت داخل نمی شود .از موباریکتر واز شمشیر برنده تر است .مومنان واقعی مانند برق از ان می جهند  ولی بعضی به سختی عبور می کنند وبعضی در آن می افتند . صراط مستقیم در دنیا  علی و امامان هستند . وانسان در هر ایستگاه اخرت  اگر گناهکار باشد هزار سال می ماند تا بواسطه کار نیک خود  نجات یابد .

 

 

نکات قابل توجه

1-       هیئت ملک الموت برای افراد مختلف  است برای برخی  بسیار ترسناک است

2-       صله رحم باعث آسانی دشواریهای مرگ می شود

3-       ملک الموت روح  کافر را با  سیخ  بیرون می کشد

4-       رضایت پدر مادر باعث آسانی مرگ می شود

5-       ایمان دو نوع است  ایمان  ثابت وایمان امانتی

6-       حتی اراده ونیت گناه مانع از گفتن شهادتین هنگام مرگ است

7-       قبر :خانه غربت وخانه وحشت وخانه کرمهاست

8-       انسان مرده از وارد شدن به قبر بسیار وحشت دارد

9-       هر کار نیکی که برای میت انجام  شود برای انجام دهنده ان اعمال هم ثبت می شود .

10-   طول دادن رکوع در نماز  باعث  رفع وحشت از قبر می شود

11-   برای شیعه  علی (ع)حسرت وقت مردن و وحشت در قبر واندوه در روز نشور نباشد

12-   هرکس  صدقه ای برای مرده ای بدهد  خدا اجری مانند کوه احد به  اومی دهد

13-   دعا و استغفار برای مرده باعث شادی او می شود .

14-   هرکس در روز قیامت کار نیکی داشته باشد  از فزع اکبر ایمن است .

15-   صلوات باعث آمرزش گناهان می شود .

16-   شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای نفسش غلبه کند

17-   دقت خداوند در روز حساب به قدر  عقل ودرکی است که خدا در دنیا به انها داده است .

18-   خداوند از  کوچک وبزرگ اعمال مردم سوال می کند .

19-   اگر انسان  مومن باشد در آخرت با اهل  وهمسر دنیایی خود در بهشت خواهد بود

20-   هر کس در راه زیارت  قبر امام حسین در ماه رمضان بمیرد بدون هیچ حساب وکتاب وترسی وارد بهشت می شود

نوشته شده توسط حمید آخانی در 18:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم فروردین 1393

پرچم ایران

 از دورهٔ ناصرالدین‌شاه قاجار دارای سه رنگ شامل رنگ‌های سبز، سفید و سرخ است. نشان کنونی در پرچم ایران، نشان جمهوری اسلامی نام دارد که شرح و تفسیر رسمی آن در اصل ۱۸ قانون اساسی آمده‌است. اما به‌طور خلاصه این نشان بیان‌گر واژهٔ عربی «الله» و شعار اسلامی عربی «لا اله الا الله» است که روی رنگ سفید پرچم قرار گرفته‌است. همچنین ۲۲ «الله‌اکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ سرخ نوشته شده‌است.

پرچم دوران هخامنشی به احتمال زیاد عقابی با بال‌های گشوده با قرص خورشیدی در پشت سر عقاب بوده‌است و در زمان اشکانیان پرچمی استفاده می‌شد که به خورشید مزین بوده‌است. منبع عمده ما از نشانه‌های اشراف دوره ساسانی و درفش‌های روزگار ساسانی، کتاب شاهنامه و منابع اسلامی می‌باشد. همچنین تعداد هجده مُهر مربوط به دوره ساسانی که در اطراف دریاچه خوارزم پیدا شده‌است و سنگ‌نبشته‌های ساسانی و پاره‌ای اشارات موجود در منابع رومی آگاهی‌هایی در این زمینه به ما می‌دهند. در سده‌های آغازین پس از اسلام رنگ سیاه رنگ خلفای عباسی و پیروان و طرفداران آنها بوده و رنگهای سبز و سفید نیز رنگ مورد علاقه در پرچم‌های مخالفان عباسیان مانند علویان، فاطمیان مصر و شورشیان ایرانی بوده‌است. از حدود قرن ۹ هجری (پانزده میلادی) نشان شیر و خورشید نشان محبوبی در پرچم‌های ایران بوده‌است. این نشان در دوره‌های مختلف و نزد سلسله‌های شاهی مختلف به صورتهای متفاوتی تعبیر شده‌است. این نشان در ابتدا تنها نماد ستاره‌بینی بود نه نشانه پادشاهی، ولی بعدها تعبیری اسلامی-شیعی پیدا نمود.

تعبیرهای ملی‌گرایانه و سلطنتی از این نشان بعدها در دوران‌های قاجار و پهلوی به این نشان داده شد. در زمان فتحعلی شاه قاجار شمشیری به دست شیر داده می‌شود و استفاده از این نشان تا انقلاب ۱۳۵۷ ادامه پیدا می‌کند. نشان شیر و خورشید بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با نشان جمهوری اسلامی جایگزین می‌گردد.

پلاک مربوط به دوران هخامنشی دز زمان کوروش بزرگ.

در اوستا به درفشی به شکل گاو بالدار (درفشا) اشاره شده‌است. پرچم دوران هخامنشی به احتمال زیاد عقابی با بال‌های گشوده با قرص خورشیدی در پشت سر عقاب (شهباز)[۲] بوده‌است. در زمان اشکانیان پرچمی استفاده می‌شد که به خورشید مزین بوده‌است. دسته‌های هزار تایی ارتش اشکانی نیز دارای پرچمی ابریشمی مزین به اژدها بودند. در کتیبه‌های سنگی دوران ساسانی نقش چهار پرچم را می‌توان یافت. یکی در بیستون مربوط به شاپور دوم است که پرچم ترسیم شده گشوده نمی‌باشد. سه پرچم دیگر نیز در نقش رستم حک شده‌است. یکی متعلق به هرمز دوم منقش به چلیپای (صلیب) افقی که دارای سه دنباله آویزان است. در نقش مربوط به بهرام دوم بر بالای سر نیزه بهرام حلقه‌ای دیده می‌شود که دو پارچه از آن آویزان است که دارای خطوطی عرضی می‌باشند و منگوله‌هایی نیز به آنها متصل می‌باشند. در نقش شاپور دوم در نقش رستم، پرچم دارای یک چلیپا و منگوله‌هایی آویزان سه گوی راه راه مشابه گوی موجود درتاج پادشاهان ساسانی می‌باشند.[۲] بنا به گفته کاوه فرخ منبع عمده ما از نشان‌های اشراف دوره ساسانی و درفشهای دوره ساسانی هجده مهر مربوط به دوره ساسانی است که در اطراف دریاچه آرال پیدا شده‌است و همچنین کتیبه‌های ساسانی و پاره‌ای اشارات منابع رومی اطلاعاتی در این زمینه به ما می‌دهند.[۳]

درفش کاویان[ویرایش]

در اسطورهها[ویرایش]

اشاره به درفش کاویانی در اساطیر ایران، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی‌دهاک (ضحاک) برمی‌گردد. در آن هنگام، کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش‌بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و در و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد. بعدها نیز هر پادشاهی بدان گوهری به آن می‌افزود بگونه‌ای که در شب نیز درفش کاویان می‌درخشید. درفش کاویان نشان جمشید و نشان فریدون نیز نامیده می‌شد.[۴][۵]

تاریخ[ویرایش]

از نظر تاریخی در متون اوستایی و هیچ یک از نوشته‌های بجا مانده از دوران هخامنشی، سلوکی و اشکانی اشاره مستقیمی به درفش کاویانی نشده‌است. پژوهشگران امروزی در مورد اینکه آیا درفش کاویانی جدا از روایتهای اسطوره‌ای یک واقعیت تاریخی بوده‌است محتاطانه برخورد می‌کنند. [۵] بیشتر دانش ما در مورد درفش کاویانی به منابع اسلامی بر می‌گردد. محمد بن جریر طبری در کتاب خود به نام تاریخ الامم و الملوک می‌نویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود. ابوالحسن مسعودی نیز به همین موضوع اشاره می‌کند. ابن خلدون گزارش می‌کند که درفش کاویانی دارای ستاره‌ای بود و چنین اعتقادی وجود داشت که تا زمانی که کسی که این درفش را حمل می‌کند شکست ناپذیر است.[۵] کاوه فرخ بیان می‌کند که بالاترین نشان دوره ساسانی درفش کاویانی می‌باشد و تصویری بازسازی شده‌ای از درفش کاویان بر اساس شاهنامه ارایه می‌دهد. [۳]

به هنگام حمله عرب ها به ایران، در جنگ قادسیه درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را نزد عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، بردند، وی از بسیاری گوهرها، درها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود، دچار شگفتی شد و به نوشته تاریخ بلعمی عمر خلیفه مسلمین دستور داد تا گوهرهای آنرا بردارند و آنرا بسوزانند.[۵]

پرچم ایران پس از تسخیر ایران توسط عرب ها تا زمان صفویه[ویرایش]

 

پرچم غزنویان به نقل از کتاب تاریخ رشیدالدین

 

پرچم غزنویان به نقل از کتاب تاریخ رشیدالدین

پرچم امویان بر طبق گفتهٔ طبری سفید بوده‌است هرچند تاریخ بلعمی این پرچم را سبز رنگ توصیف کرده‌است. طبری نقل می‌کند که ابومسلم خراسانی دو پرچم می‌افراشت یکی سیاه رنگ و دیگری پرچمی سفید رنگ مزین به یک آیه قرآنی. نشان عباسیان نیز سیاه رنگ بود که به عبارت محمد رسول الله مزین بود. مخالفین عباسیون نیز به نشانه اعتراض از رنگهایی دیگر استفاده می‌کردند. بطور مثال فاطمیون مصر از پرچمی به رنگ سبز و علویان و بسیاری از شورشیان ایرانی از پرچمهای سفید رنگ استفاده می‌کردند.[۶] تصاویر پرچم بر روی اشیاء باستانی بدست آمده از کشورهای اسلامی (و خصوصاً بر روی مینیاتورها) یافت می‌شود. از جمله قدیمی‌ترین آنها بشقاب براق ایرانی متعلق به قرن دهم میلادی است. [۷] [۸] در زمان مامون خلیفه عباسی رنگ سبز رنگ شیعه بوده‌است.[۹] هنگامی که امام رضا به ولایت عهدی رسید بر خلاف سنت عباسیان رنگ سبز را به عنوان رنگ خود برگزید و در نتیجه به پیروی به سنت‌های ایران پیش از اسلام متهم شد. گفته می‌شود او پس از این اعتراضات رنگ سیاه عباسیان را پذیرفت.[۶]

بر طبق تصویری در کتاب تاریخ رشید الدین پرچم غزنویان معمولاً قرمز و غزنویان اغلب از طرح شطرنجی به عنوان نشان استفاده می‌کردند. هر چند بعضی نوشته‌های موجود مربوط به آن زمان چنین می‌نمایاند که آنان پرچمی مزین به همای طلایی یا شیر طلایی حمل می‌کردند. قزوینی در قرن ششم هجری چنین نقل می‌کند در آن زمان پادشاهان شیعی پرچم‌هایی به رنگهای سبز و سفید و سایر پادشاهان کماکان به رسم عباسیان پرچمی سیاه رنگ داشتند.[۶]

به نوشته بیهقی سران قبایل سلجوقی علامتها یا بیرقهای مخصوص داشته‌اند. درباره نقش این پرچمها سندی موجود نیست. پس از آن که سلسله سلجوقی در خراسان پدید آمد و خلافت عباسی عملاً تابع طغرل بیگ شد، سلجوقیان از آداب عباسی- غزنوی -سامانی تقلید کردند و مظاهر حکومتیشان رنگ اسلامی گرفت . باوجود این، برخی سنتهای قبیله‌ای را حفظ کردند، از جمله این که طغرل به عنوان مهراز نقش چماق استفاده می‌کرده‌است . لیکن از زمان الب ارسلان، مهرها شکل اسلامی یافت. [۱۰]

سلجوقیان از زمان طغرل پرچم سیاه را همراه با سایر نشانهای قدرت از خلفای عباسی گرفتند. ازرقی در قصیده‌ای در رسای طغانشاه، پرچم سپاه او را قرمز خوانده‌است. با این حال رنگ پرچم رسمی سلجوقیان معلوم نیست و به احتمال زیاد، همان رنگ رسمی عباسیان و غزنویان، یعنی سیاه بوده‌است. [۱۰] از اشعار شاعران آن دوره، چون انوری و ظهیر فاریابی، برمی آید که پرچمها نقشهایی از قبیل ماه، اژدها، شیر، پلنگ و هما داشته‌اند، اما معلوم نیست که این نقشها بر روی پرچمها ترسیم گردیده یا بر بالای چوب پرچم نصب شده بوده‌اند و احتمالاً به هر دو صورت وجود داشته‌است. «امیرِ علَم» (بیرقدار) در تشکیلات سلجوقیان مقام مهمی داشته‌است.[۱۰] پرچم خوارزمشاهیان در نگاره‌ای ایرانی که بخارا را در محاصره مغولها نشان می‌دهد، به رنگ زرد نشان داده شده‌است، ولی چون این نقاشی در عصر خوارزمشاهیان ترسیم نشده‌است، نمی‌توان آنرا (قاطعانه) مطابق با واقع دانست. اما بنابر پاره‌ای شواهد می‌توان سیاه بودن پرچم را نیز در این دوره محتمل دانست.[۱۰]

افزوده شدن نقش شیر و خورشید[ویرایش]

 

قدیمی ترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان

سكه شیر و خورشید دوران سلجوقیان روم

حجم عظیم شواهد تاریخی و متون ادبی و باستان‌شناسی که احمد کسروی، مجتبی مینوی و سعید نفیسی گردآوری و بررسی کرده‌اند، نشان می‌دهد که خورشید در صورت فلکیِ اسد در منطقةالبروج از قرن هفتم هجری نقشی نمادین و رایج شد. تحقیقات مینوی، نفیسی و کسروی نشان می‌دهد که این نشان از ستاره بینی وارد فرهنگ عام، نشان‌ها و نقوش هنری شده‌است و از آنجا به تدریج و در حدود قرن نهم هجری معادل قرن پانزده میلادی به نقوش پرچم ها وارد می‌شود. بگفته شاپور شهبازی در ایرانیکا «این نماد تلفیقی از سنن کهن ایران و عرب و ترک و مغول بود.» [۶]

قدیمی‌ترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان بر می‌گردد. این پرچم در مینیاتوری از شاهنامه شمس الدین کاشانی (یک منظومه از جهانگشایی مغولان) به تصویر کشیده شده‌است. این مینیاتور که حمله مغولان به حصار شهر نیشابور را نشان می‌دهد. سربازان (مغول؟) را نشان می‌دهد که پرچمی مزین به نشان شیر و خورشید در کنار پرچمی دیگر مزین به هلال ماه حمل می‌کنند.[۶]

فواد کوپریلی در نوشتاری که در مورد پرچم قبایل ترک دارد، در مورد پرچم‌های دوره ایلخانان و تیموریان می‌نویسد: «در نقاشیهای برخی از نسخه‌های فارسی راجع به تاریخ مغول، پرچمی با زمینه آبی و تصویر گرگ و سایر نقوش مشاهده می‌شود که اثبات مطابقت آنها با واقعیات تاریخی نیاز به تحقیق دارد. به نوشته حافظ ابرو، امیراحمد خلج پرچم سرخ داشته‌است. در سپاه از پرچمهایی به رنگهای زرد و قرمز نیز استفاده می‌شده و روی آنها تصاویر گوناگونی از قبیل اژدها، شیر، قره قوش (نوعی عقاب) و شیر و خورشید منقوش بوده‌است. احتمال زیاد می‌رود که تمغاهای خصوصی نیز روی پرچمها به کار می‌رفته‌است. در این دوره، به مقامات بلندپایه پرچم و طبل و علَم نظامی (به مغولی: توغ و کورْگه) داده می‌شده‌است. ایلخانیان از سویی تحت تأثیر آداب و رسوم کهن مغول ـ ترک و از سوی دیگر تحت تأثیر غزنویان و سلجوقیان بودند و بویژه در مظاهر حقوقی و علامات حکومتی از تمدن سلجوقیان متأثر بودند. بر نوک پرچمها، هلال («ماهچة عَلَم») فلزی نصب می‌شد.» راهبی اسپانیایی که در قرن هشتم در کتابش تصویری از پرچم ایران با زمینه زرد و تمگای (تمغا) چهارگوش قرمز در وسط ارائه می‌کند که به احتمال زیاد به دوره ایلخانیان تعلق دارد. در نسخه‌ای از شاهنامه نوشته شده در قرن نهم (زمان مغولها) نگاره‌ای بچشم می‌خورد که پرچمی را با تصویر شیر و خورشید در وسط نمایش می‌دهد. این پرچم به احتمال زیاد متعلق به ایلخانیان است، زیرا این نقش، نقشی رایج روی سکه‌های ایلخانان بوده‌است. [۱۰]

فواد کوپریلی همچنین می‌گوید:

«تصویر شیر و خورشید در سکههای برخی از فرمانروایان این سلسله [آق قویونلوها] و بعضی سلسله‌های دیگر ترک فقط نقشی نجومی است نه مظهر حکومت. با وجود این، می‌توان حدس زد که به منزلة نقش نیز در بعضی پرچمها به کار رفته باشد.»

[۱۰]

با توجه به این پرچم و نمونه‌های مشابه آن در قرن نهم هجری قمری (پانزده میلادی)، بسیاری از مراجع معتبر مانند دانشنامه بریتانیکا و دانشنامه ایرانیکا زمان اولین مدارک موجود از استفاده شیر و خورشید در پرچمهای ایران را این دوران می‌دانند.[۱۱] [۱۰]

پرچم در دوران صفویان و افشار[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: شیر و خورشید

مهر نادرشاه نشان شیر و خورشید با عبارت «الله الملک»

پرچم محمد بیگ فرستاده شاه سلطان حسین صفوی به سال ۱۷۱۵ میلادی در هنگام ورود به کاخ ورسای[۶]

در میان شاهان سلسله صفویان که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند، شاه اسماعیل اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشت.[۶] شاه تهماسب صفوی نیز چون خود زاده ماه فروردین(برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند.[۱۲] شاه اسماعیل دوم برای نخستین بار نماد شیر و خورشید را به رنگ طلایی بر روی پرچم ایران سوزن دوزی کرد. این پرچم تا آخر دوره صفوی نیز درفش رسمی ایران بود.[۱۳] هر چند صفویان از علم‌ها و پرچمهای متفاوتی استفاده می‌نمودند، چنین می‌نماید که تا زمان شاه عباس کبیر پرچم شیر وخورشید پرچم اصلی صفوی می‌شود. در این زمان اروپاییانی که از ایران بازدید کرده‌اند پرچمهای ایران را سه گوش، مزین به نقش‌های شیر وخورشید، ذوالفقار یا آیات قرآنی توصیف کرده‌اند. در این زمان این نشان تفسیری شیعی پیدا می‌کند. آنگونه که پیدا است صفویان شیر موجود در شیر و خورشید را مظهر امام علی، و خورشید را مظهر فر دین یا عظمت خداوندی بود که همان تغییر شکل یافته فرایزدی است می‌باشد.[۶] بگفته افسانه نجم آبادی، استاد دانشگاه هاوارد، شیر و خورشید مظهر دو پایه ایران آن زمان بود. مذهب و حکومت. [۱۴]

در درفش شاهی یا بیرق سلطنتی نادرشاه افشار از رنگ سبز دوران صفوی که در آن زمان نشان تشیع بود٬ استفاده نمی‌شده‌است. نادر شاه از دو استاندارد سلطنتی استفاده می‌کرد. درفشی سه رنگ با رنگهای قرمز، آبی و سفید و دیگری درفش‌هایی که دارای رنگهای قرمز، آبی، سفید و زرد بود که بدون تزئینی بودند. اما مهر نادر نشان شیر و خورشید با عبارت «الله الملک» بوده‌است.[۶]

دوران صفویان و افشار

یکی از پرچمهای شناخته شده شاه اسماعیل اول

درفش سه رنگ نادرشاه افشار

درفش چهار رنگ نادرشاه افشار

پرچم ایران از دوره قاجار تا پایان سلسله پهلوی[ویرایش]

پرچم سه گوش قاجاری مربوط به اواسط قرن نوزدهم؛ ابعاد پرچم ۳٫۶ در ۲٫۰۳ متر می‌باشد. در حاشیه پرچم آیه‌های قرانی و توسل به معصومین حک شده‌است.[۱۵]

پرچم شیر و خورشید مربوط به فتحعلی شاه - ۱۸۱۲

پرچم شیر و خورشید با شیر شمشیردار[ویرایش]

این نقش در اوایل دورهٔ قاجار به شکلی کاملاً ناهمسان روی سکه‌ها، نشانها و پرچمها ظاهر شد. فتحعلی شاه قاجار به تقلید از نشان لژیون دونور فرانسه، نشان شیر و خورشید ایرانی را در ۱۲۲۲-۱۲۲۵ پدید آورد تا به دیپلماتها و مقامات اروپایی اعطا کند. به این ترتیب ایران دارای پرچمی رسمی با نشان شیر و خورشید شد. بدین سان است که یک قرن بعد نویسنده‌ای اروپایی می‌نویسد: «ایران امروزه به سرزمین شیر و خورشید معروف است». [۶]

گاسپار دروویل که در ۱۸۱۲-۱۸۱۳م در ارتش ایران خدمت کرده بود، گزارش می‌دهد که پرچم‌ها و نشان‌های ایرانیان دارای نشان زرهی کشور، یعنی یک شیر خوابیده و خورشید در حال طلوع همراه با عبارت سلطان بن سلطان فتحعلی شاه قاجار است. پرچمها قرمز رنگ اند و در تارک آنها یک دست نقره‌ای به نشانه دست علی به چشم می‌خورد. لویی دوبو می‌گوید که محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه) دو پرچم داشته‌است: «یکی با نقش شمشیر علی، که دو لبه‌است» و دیگری «با نقش یک شیر خوابیده و خورشیدی که از پشت آن طلوع می‌کند». پرچم دوم پرچم اصلی کشور بود. [۶] دروویل تصاویر جالبی از پرچم ایران آورده‌است. در یکی از این تصاویر شیر با شمشیری در دست تصویر شده‌است. این نخستین باری است که با ظهور شیر شمشیر در دست روبه رو می‌شویم؛ نمادی که از عصر محمدشاه قاجار به بعد به نشان متعارف ملی ایران تبدیل شد. گویا از اواخر دوران فتحعلی شاه به تدریج دو پرچم شیر و خورشید و ذوالفقار علی با هم تلفیق می‌شود و شیر که مظهر علی بوده‌است شمشیر دریافت می‌کند. [۶]


افسانه نجم آبادی تغییراتی که در عرصه اجتماعی سیاسی ایران از زمان فتحعلی شاه شروع می‌شود را عامل تغییرات اعمال شده بر نشان شیر و خورشید می‌داند. افسانه نجم‌آبادی می‌نویسد که از زمان فتحعلی شاه به تدریج جنبه مذهبی حکومت و شاهان ایران کمرنگ می‌شود و به دنبال آن تفسیر شیعی شیر و خورشید جایش را به تفسیری ملی گرایانه می‌دهد. نوشته‌های باز مانده از آن زمان از جمله شعری به قلم خود شاه ایران نشان می‌دهد که خورشید در آن زمان استعاره از شاه ایران است و اشاره به جمشید، شاه اسطوره‌ای ایران در شاهنامه فردوسی داشت. در این نوشتارهای برجامانده از آن زمان به شیر نیز استعاره‌ای برگرفته از اسطوره‌های شاهنامه نسبت داده‌اند. شیر در آن زمان اشاره به رستم داشت که شیر نشان او بود و نشانگر پهلوانان و دلاوران ایرانی داشت که آماده برای پاسداری از ایران بودند.[۱۴] شهبازی با نقل فرمانی از زمان محمد شاه نشان می‌دهد که چگونه در اثر مراودات ایرانیان با اروپاییان و آشنایی مجدد شاهان ایران با عظمت ایران باستان نشان شیر وخورشید تعبیری ملی گرایانه پیدا می‌کند. گویا محمدشاه در سال ۱۲۵۲ فرمانی رسمی صادر کرد که شکل و کارکرد انواع نشان‌های شیر و خورشید را تعیین و تعبیری ملی گرایانه از این نشان ارائه می‌دهد. برای نخستین بار از زمان محمدشاه قاجار است که در بسیاری از سکه‌ها و نشان‌ها تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد.[۶]

پرچم سه رنگ ایران[ویرایش]

براي اولين بار در دوران صدارت اميركبير به سال ۱۸۴۹ در سفارت ایران در لندن پرچم شیر و خورشید ايران برافراشته شد.[۱۶]

این نقاشی که زمانی قصر عباس میرزا ولی عهد فتحعلی شاه در تبریز را تزیین می نموده است، صحنه پیروزی ایرانیان بر روسها در نبرد سلطان‌آباد در ۱۳ فوریه ۱۸۱۳ و در خلال جنگهای ایران و روس ترسیم می‌کند. لشکر ایران در این نبرد درفشی با نشان شیر و خورشید حمل می نمایند و شیر در این تصویر شمشیری در دست دارد.[۱۷]

پرچم ایران که در دانشنامه تیتوساناکیرجا و در خلال سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۸ چاپ شده است.

یحیی ذکاء تصویر دو پرچم از مهمترین پرچمهای رایج در روزگار قاجار مربوط به سال ۱۳۰۶ هجری قمری، ۱۸۸۶ میلادی را آورده‌است. اولین پرچم مربع شکل است که نوار بالایی آن سبز و پایینی قرمز است، زمینه پرچم سفید رنگ است و در مرکز آن یک شیروخورشید قرار دارد. از این پرچم برای ساختمان‌های دولتی و یادمان‌های سلطنتی، قلعه‌ها و بنادر و هرآنچه به دولت و سلطنت مربوط بود استفاده می‌کردند. پرچم دیگر نیز سه رنگ است با این تفاوت که پهنای نوارها مساوی است. شیر و خورشید چنان در میان این پرچم جای گرفته که هر سه رنگ را دربر می‌گیرد. این پرچم را می‌توان نخستین پرچم «سه رنگ» ایران دانست، ولی سالها طول می‌کشد تا این پرچمها کاملاً جا بیفتد [۱۸]

اینکه این سه رنگ با چه تعبیری در آن زمان انتخاب شده‌است محل اختلاف نظر است. ولی رنگ انتخاب رنگهای سبز و سفید بی ارتباط با سنت‌های شیعی و اسلامی نبوده و سرخ نشان دهنده قدرت نظامی بوده‌است. [۶] بعدها نشان پرچم تعبیری منطقی بدین صورت یافت که رنگ سبز به عنوان نشان اسلام، رنگ سفید نشان صلح و سرخ نشان رشادت و دلاوری تفسیر شد.[۶] این ترسیم پرچم تا زمان انقلاب مشروطیت ادامه پیدا می‌کند. هرچند در ابتدای مشروطیت عده‌ای قصد داشتند که پرچمی سرخ رنگ با نشان شیر و خورشید را جایگزین پرچم سه رنگ کنند. ولی سرانجام الحاقیه پنجم قانون اساسی ۱۲۸۵/۱۹۰۶ مشروطه پرچم سه رنگ سبز و سفید و سرخ بصورتی که اکنون می‌شناسیم همراه با شیر و خورشید را نشان رسمی ایران اعلام می‌کند.[۶]

پرچم دوره پهلوی[ویرایش]

پرچم ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران

پرچم ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران

 

پرچم شیر و خورشید ایران دارای نقش تاج شاهنشاهی (سمت راست)
پرچم شیر و خورشید نشان ایران با درازا و پهنای استاندارد (سمت چپ)

 

در زمان رضا شاه پهلوی پرچم مشروطه حفظ شد با این تفاوت که شیر با چهره واقعی تری ترسیم می‌شد و دیگر خورشید بصورت زنانه ترسیم نمی‌گردید و خورشید تنها دارای انواری بود. در این زمان در بسیاری از موقعیتها نظیر استفاده‌های نظامی پرچم دارای تاج پهلوی نیز بوده‌است. [۶]

در همین زمان واژه‌های مصطلح در زبان فارسی شامل درفش (فارسی)، علم (عربی) و بیرق (ترکی) [۶] با واژه پرچم که این واژه از زبان سغدی به زبان ترکی و از آنجا به زبان فارسی راه یافته‌است.[۱۹] این واژه به مرور زمان، به حکم اطلاق جزء بر کل، بر خود درفش نیز اطلاق شده و نخستین فرهنگستان ایران کاربرد آن را به همین معنی و به جای علم و بیرق تأیید کرده است.[۲۰]. این اقدام اعتراض نافرجام بعضی فرهیختگان از جمله پور داوود را در بر داشت. استاندارد اندازه پرچم‌ها مجدداً در ۱۳۳۶ هجری شمسی و در زمان نخست وزیری اقبال مجدداً تعین شد. [۶]

مدتی از دوره محمدرضا پهلوی، ایران دارای سه پرچم رسمی بوده‌است. «پرچم ملی» که فقط دارای سه قسمت مساوی به رنگ سبز، سفید و سرخ بود. «پرچم دولتی» که تنها تفاوت آن با پرچم ملی در نقش شیر و خورشید آن بود و مخصوص ادارات و دستگاه‌های دولتی و روابط خارجی بود و در نهایت «پرچم سلطنتی» که به رنگ آبی آسمانی بوده و در گوشه سمت چپ آن تاج پهلوی نقش شده بود.[۲۱]

پرچم ایران پس از انقلاب ۵۷[ویرایش]

پرچم کنونی ایران پس از انقلاب ۵۷

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ میلادی) در مورد پرچم گفته شده‌است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می‌شود و نشان جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حرف الله) در وسط آن قرار دارد. یک نشان هم اکنون و بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نشانی که بیان‌گر «الله» و شعار «لا اله الا الله» و نمایشگر لاله که سمبل خون شهید است به رنگ قرمز در میان پرچم و روی رنگ سفید قرار گرفته‌است. همچنین ۲۲ «الله‌اکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز با خط بنایی نوشته شده‌است که تعبیر رسمی این پرچم به تفصیل در اصل ۱۸ فصل دوم شرح داده شده‌است.[۱][۲۲]

طراح آرم پرچم، حمید ندیمی، دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد.[۱][۲۳] بنابر استاندارد موجود در ایران علامت مخصوص جمهوری اسلامی ایران به رنگ سرخ در وسط پرچم قرار می‌گیرد. شعار «الله اکبر» به رنگ سفید و با خط بنایی (یعنی همان خطی که شعار الله اکبر را بر مناره‌های مساجد اسلامی نقش می‌کند) تکرار می‌شود. شعار «الله اکبر» به نشانه بیست و دوم بهمن (یازدهمین ماه سال) یازده بار در رنگ سبز و یازده بار در رنگ سرخ یعنی بیست و دو بار به صورت حاشیه در مرز رنگ سرخ و سبز با رنگ سفید تکرار می‌گردد. طبق استاندارد ملی شماره یک کشور ایران پارچه پرچم باید از نخ پنبه‌ای خالص سفید و مرسریزه شده و یا مخلوط پنبه - پلی‌استر و ویسکوز- پلی‌استر (معمولًا به نسبت ۶۵-۳۵ درصد) تهیه شود در ضمن از ابریشم و پشم نیز می‌توان استفاده نمود، ولی پارچه پرچم نباید از ویسکوز خالص باشد. بافت پارچه مورد استفاده برای پرچم ساده و از نوع تاری و پودی است.[۱] بعضی به شباهت ظاهری این پرچم با آرم فرقه سیک‌های هند اشاره می‌کنند. اما حمید ندیمی طراح آرم پرچم طی مصاحبه‌ای که سالها پس از طراحی آرم پرچم انجام داد چنین تفسیری ارایه نداده‌است.[۲۳]

الهام گرفتن نشان جمهوری اسلامی ایران از عبارت لا اله الا الله

در سال ۱۳۹۱ سازمان ملی استاندارد ایران ویژگی‌های پرچم جمهوری اسلامی ایران را به تمامی ادارات ابلاغ کرد. این ویژگی‌ها به شرح زیر است:

1.       نسبت طول به عرض پرچم باید ۷ به ۴ باشد.

2.       شعار «الله اکبر» به نشانهٔ بیست و دوم بهمن (یازدهمین ماه سال) ۱۱ بار در رنگ سبز و ۱۱ بار در رنگ سرخ یعنی ۲۲ بار به صورت حاشیه در مرز رنگ سرخ و سبز با رنگ سفید تکرار می‌شود.

3.       رنگ کلمات «الله اکبر» سفید بوده و هیچ مرزی با رنگ سفید پرچم ندارد و بین نوشته‌ها در نوار بالا با رنگ سبز و در نوار پایین با رنگ سرخ پرچم پر می‌شود.

4.       علامت مخصوص جمهوری اسلامی ایران در قالب کلمه «الله» است که به رنگ سرخ بوده و در قسمت میانی رنگ سفید پرچم چاپ می‌شود. خطوط هادی هلالی‌های طرح در یک دایره محاط باشد.[۲۴]

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 18:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم فروردین 1393

آًف÷آ،

از روزگاران کهن تا کنون به نام‌های: الیهودیه (که وجه تسمیه الیهودیه آن بود که در زمان بخت نصر، یهودیان را از بابل کوچ داده و در این مکان ساکن کرده بودند)[۱۲]، صفاهان، صفویان، پارتاک، پارک، پاری، پاریتاکن، پرتیکان، جی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی و نصف جهان سرشناس بوده‌است.[۱۳]پس از فتح توسط اعراب مسلمان و چون در عربی حرف «پ» وجود نداشته بمرور زمان با لهجه و حرف «ص» بصورت «اصفهان» تلفظ گردید.

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.[۱۴]

این شهرنام‌های کهن‌تری هم دارد که با نام کنونی آن، هیچ‌گونه پیوندی ندارد، مانند: گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گابا.[۱۴]

برخی اصفهان را معرب (عربی شده) اسپهان یا سپاهان می‌نامند به معنی جایگاه سپاه. شاید در ایران باستان این شهر محل تجمع سپاه بوده گه این چنین نامیده شده‌است.[۱۵] زمانی که کورش بزرگ بابل را گرفت و یهودیان رااز اسارت نبوکدنصر شاه بابل،نجات داد شماری از آن ها به ایران آمدند و در این منطقه که به دارالیهودیه نامگذاری شد اسکان یافتند.

تاریخچه

منطقه تاریخی شهر اصفهان، نقشه تطبیقی امروزی با نقشه پاسکال کوست در سال ۱۲۲۰ شمسی.

در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را به طور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آن که در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نام‌های مختلف، محل‌های مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود.[۱۶] در دوران ساسانیان به دستور یزدگرد اول یک پادگان نظامی احتیاطی برای آموزش و اعزام نیروی کمکی احداث گردید - بغیر از این پادگان نیز سه مرکز نظامی در (مرو) و (گرگان) و (تیسفون) نیز بوجود آمده بود. این مراکز دارای نیروی ثابت بوده و فقط «سپاهان» برای تعلیم و اعزام نیروی کمکی پیش بینی شده بود.

سده‌های نخست اسلامی[ویرایش]

در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود.[۱۶] نام جی بعدها به شهرستان و تغییر پیدا کرد و از یهودیه با عنوان جهودستان نیز یاد شده‌است.[۲۳] عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سدهٔ چهارم هجری زیر سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکدهٔ خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد.[۲۴]

دیلمیان[ویرایش]

در سال ۳۱۹ ه. ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد.[۲۵] در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد.[۲۴]

دوره سلجوقی[ویرایش]

 

دوره صفوی[ویرایش]

در سال ۱۰۰۶ هجری قمری شاه عباس صفوی پایتخت صفویه را از قزوین به اصفهان منتقل کرد، مولف عالم آرای عباسی سبب این انتقال را علاقه شاه عباس به طبیعت اصفهان می‌داند. دوری از مرزها، کاهش دادن قدرت قزلباشان، بهبود تجارت و ترس شاه عباس از پیشگویی منجمانی که ماندنش را در قزوین برای جانش خطرناک دانسته بودند از دیگر دلایل ذکر شده برای این انتقال است. گزیدن اصفهان به عنوان پایخت توسط شاه عباس، نتایج مثبتی برای این شهر به بار آورد، مسجدها، آب انبارها و کاروانسراهای بسیاری در شهر ساخته شد، به ابتکار شیخ بهایی شبکه‌های کامل ارتباطی و آبیاری پدید آمد و با بنیان نهادن شهر بازرگانی نجف آباد در چند کیلومتری غرب اصفهان برای تهیه آذوقه شهر، زیربنای زراعی استواری برای پایتخت جدید پدید آمد.[۲۷]

«اصفهان در روزگار شاه عباس اول تا مرگ شاه عباس دوم برتر از همه‌ی شهرهای خاورزمین بوده است. در این روزگار، با افزوده شدن کوی‌های (:محلات) چهارگانه‌ی (عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان) نمای پایتخت صفوی از قسطنطنیه هم بزرگ‌تر و زیباتر بود.»[۲۸][۲۹]

سلجوقیان[ویرایش]

معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از

موقعیت جغرافیایی[

سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می‌گردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود. کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زردکوه بختیاری در جنوب غربی آن قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می‌باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده‌است. [۳۳] در طی سده‌های گذشته نیز به سبب وجود آب فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته‌است.

مردم اصفهان به زبان فارسی و لهجه اصفهانی صحبت می‌کنند. از ویژگی‌های لهجه اصفهانی اضافه کردن حرف «س» به آخر واژگان می‌باشد، که به جای واژه «است» استفاده می‌شود. همچنین ارامنه اصفهان نیز به زبان امنی سخن کلیسای وانک

 

*** پرچم ایران پس از انقلاب ۵۷[ویرایش]

پرچم کنونی ایران پس از انقلاب ۵۷

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ میلادی) در مورد پرچم گفته شده‌است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می‌شود و نشان جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حرف الله) در وسط آن قرار دارد. یک نشان هم اکنون و بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نشانی که بیان‌گر «الله» و شعار «لا اله الا الله» و نمایشگر لاله که سمبل خون شهید است به رنگ قرمز در میان پرچم و روی رنگ سفید قرار گرفته‌است. همچنین ۲۲ «الله‌اکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز با خط بنایی نوشته شده‌است که تعبیر رسمی این پرچم به تفصیل در اصل ۱۸ فصل دوم شرح داده شده‌است.[۱][۲۲]

طراح آرم پرچم، حمید ندیمی، دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد.[۱][۲۳] بنابر استاندارد موجود در ایران علامت مخصوص جمهوری اسلامی ایران به رنگ سرخ در وسط پرچم قرار می‌گیرد. شعار «الله اکبر» به رنگ سفید و با خط بنایی (یعنی همان خطی که شعار الله اکبر را بر مناره‌های مساجد اسلامی نقش می‌کند) تکرار می‌شود. شعار «الله اکبر» به نشانه بیست و دوم بهمن (یازدهمین ماه سال) یازده بار در رنگ سبز و یازده بار در رنگ سرخ یعنی بیست و دو بار به صورت حاشیه در مرز رنگ سرخ و سبز با رنگ سفید تکرار می‌گردد. طبق استاندارد ملی شماره یک کشور ایران پارچه پرچم باید از نخ پنبه‌ای خالص سفید و مرسریزه شده و یا مخلوط پنبه - پلی‌استر و ویسکوز- پلی‌استر (معمولًا به نسبت ۶۵-۳۵ درصد) تهیه شود در ضمن از ابریشم و پشم نیز می‌توان استفاده نمود، ولی پارچه پرچم نباید از ویسکوز خالص باشد. بافت پارچه مورد استفاده برای پرچم ساده و از نوع تاری و پودی است.[۱] بعضی به شباهت ظاهری این پرچم با آرم فرقه سیک‌های هند اشاره می‌کنند. اما حمید ندیمی طراح آرم پرچم طی مصاحبه‌ای که سالها پس از طراحی آرم پرچم انجام داد چنین تفسیری ارایه نداده‌است.[۲۳]

الهام گرفتن نشان جمهوری اسلامی ایران از عبارت لا اله الا الله

در سال ۱۳۹۱ سازمان ملی استاندارد ایران ویژگی‌های پرچم جمهوری اسلامی ایران را به تمامی ادارات ابلاغ کرد. این ویژگی‌ها به شرح زیر است:

1.       نسبت طول به عرض پرچم باید ۷ به ۴ باشد.

2.       شعار «الله اکبر» به نشانهٔ بیست و دوم بهمن (یازدهمین ماه سال) ۱۱ بار در رنگ سبز و ۱۱ بار در رنگ سرخ یعنی ۲۲ بار به صورت حاشیه در مرز رنگ سرخ و سبز با رنگ سفید تکرار می‌شود.

3.       رنگ کلمات «الله اکبر» سفید بوده و هیچ مرزی با رنگ سفید پرچم ندارد و بین نوشته‌ها در نوار بالا با رنگ سبز و در نوار پایین با رنگ سرخ پرچم پر می‌شود.

4.       علامت مخصوص جمهوری اسلامی ایران در قالب کلمه «الله» است که به رنگ سرخ بوده و در قسمت میانی رنگ سفید پرچم چاپ می‌شود. خطوط هادی هلالی‌های طرح در یک دایره محاط باشد.[۲۴]

 

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 18:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم فروردین 1393

توصیه های " حضرت حجت الاسلام و المسلمین قرائتی" پیرامون عید نوروز

توصیه های " حضرت حجت الاسلام و المسلمین قرائتی" پیرامون عید نوروز


 افرادی هستند که از همه فرصتها استفاده می کنند و افرادی که فرصتها را از دست می دهند ، ما از کدام هستیم ؟

عید نوروز ، هوای مطلوب ، تعطیلات ، مهمانی ، صله رحم ، لباس نو ، سفر وسیاحت ، فرصت های مهمی است .

شما همکار عزیز در طول سال به کارهای تربیتی رسمی وشناخته شده مشغولید ، می توانید از این فرصتها کارهای غیر رسمی ولی گاهی عمیق تر از رسمی در لابلای تفریح و دید وبازدید انجام دهیم ، از جمله:

1-  از افراد متمکن و محبوب فامیل بخواهیم دور از چشم دیگران جلسه ای خصوصی برگزار و بعضی از مشکلات فامیل را حل کنیم .

2-  نوجوانانی که در درس ضعیف و نگران امتحانات دو ماه دیگر آنان هستیم را خصوصی دعوت کنیم و تحصیل کردگان فامیل ( فرهنگیان-دانشجویان) لحظاتی دروس مشکل آنان را کمک و برای امتحانات آنان را از نگرانی بیرون آوریم .

3-  اگر در میان فامیل کدورتی است وافرادی با یکدیگر قهر هستند از طریق افراد محبوب یا مهمانی ویژه و یا هر راهی که می شود تلاش کنیم که آنان را آشتی دهیم .

4-  در لابلای دید وبازدیدها برای افراد بی همسر تدبیر ومشورتی شود که بهترین واسطه گری در اسلام در امر ازدواج است .

5-  در بسیاری از جلسات به اوضاع سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ممکن است انتقاداتی وارد شود که ما اولاً باید دقت کنیم که انتقاد نابجاست یا بجا، اگر انتقاد صحیح است اشکالات را توجیه نکنیم زیرا توجیه لغزشها حماقت است .

ولی وجود اشکال هم دلیلی بر کناره گیری از مسئولیت ها نیست زیرا انقلاب ما کودتای گروه خاصی نبوده بلکه قیام صدها هزار شهید و جانباز واسیر بوده و نادیده گرفتن این همه سرمایه خیانت است و وظیفه ماست که از ضعف ها بکاهیم و نارسایی ها را تکمیل کنیم ، کوتاه سخن اینکه :

توجیه اشتباه حماقت است .

تضعیف خیانت است.

تکمیل رسالت است .

6-     در دید وبازدیدها به منکراتی می رسیم که افراد صاحب نفوذ باید رسالت خود را انجام دهند .

7-  در دید وبازدیدها ممکن است به سوالاتی برسیم که می توانیم آن سوال یا اشکال را یادداشت کنیم و بعداً با تماس بافرهیختگان پاسخ را دریافت و شبهه پیش آمده را حل کنیم.

8-  ممکن است در میان بستگان افرادی نسبت به نماز تارک یا کاهل یا جاهل باشند ،از این فرصت پیش آمده استفاده نموده و با آموزش و تذکرات لازم رابطه آنها را با خدا تقویت کنید.

9-  در میان صدها هزار سفر سعی کنیم به مسافرین در راه مانده کمک کنیم و گاهی از خادمین در جاده ( پلیس ، هلال احمرو اورژانس) حتی المقدور اگر می شود با کلمه ای تشکر کنید .

10-در میان این دید وبازدیدها به بستگان ضعیف و گمنام، خانواده معظم شهدا، جانبازان ومعلولین ، توجه بیشتری کنیم و حتی می توان کمک های خود را به اسم عیدی به آنها برسانیم .

11-    اسراف از گناهان کبیره به شمار می رود پس بیایید در مهمانی ها اسراف نکنیم .

12- چون عید امسال مصادف با ایام فاطمیه است در رفتار ومراسم خود حرمت حضرت زهرا (سلام اله علیها)را حفظ کنیم .

     همکار عزیز ده ها نمونه کار مفید را می توان در لابلای دید وبازدید انجام داد و چون انجام این کار بر اساس بخشنامه و اجبار و شرح وظیفه نیست وفقط برای خداست ، حتماً از نصرت و امدادهای الهی بهره مند خواهیم شد ، زیرا خداوند وعده داده که ( انتصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم) و یقین بدانیم که وعده الهی حتمی است .

 

 

 

دوست وارادتمند و همکار شما

محسن قرائتی

اسفند ماه 92


  ارسال برای دوستان

  نسخه قابل چاپ -->

نوشته شده توسط حمید آخانی در 9:33 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم فروردین 1393

انشای سوم

محل مهر مدرسه

                                                         به نام خدای مهربان

                                               سازمان آموزش وپرورش استان مرکزی  

                                               اداره آموزش وپرورش ناحیه یک اراک

                                                      دبیرستان معرفت اراک

سوالات  درس آئین نگارش وانشای فارسی سال سوم راهنمایی  

            وقت لازم 60دقیقه

نام ونام خانوادگی.......................نام پدر ..................شماره کلاس..............نام کلاس............ تاریخ امتحان.../10/92

1-     با هریک از کلمات زیر یک جمله ادبی وزیبا بنویسید

نرگس ................................................................... .........................................................................

 

محفوظ...........................................................................................................................................

 

1نمره

2-آرایه ی ادبی موجود دراشعار زیر را توضیح دهید

 

الف)علم بال است مرغ جانت را

 

ب)ریگ ها ی بیابان تو را می شناسند

1نمره

3-موضوع غزل چیست ؟

 

 

 

1نمره

4- ویژگیهای یک نوشته یا انشای خوب چیست ؟

5/0نمره

5-عبارت ناتمام زیر را  به دلخواه خود کامل کنید

 

ذهن متفکر........................................................................................

 

 

5/0نمره

6-شبکه ی معنایی  را با ذکر مثال توضیح دهید .

 

 

 

 

1نمره

7-واژه های مقابل را در یک عبارت بکارببرید       (   بهار- گلزار-ملايم)

 

 

 

1نمره

8-عبارات زیر را تعریف کنید

مونولوگ ..............................................

 

فابل.....................................................

 

 

1نمره

9-مفهوم هر یک از ا بیات زیر بر چه چیزی  تاکید دارند ؟

 "تاشقایق هست زندگی باید کرد "

 

نعمتت با رخدایا زعدد  بیرون است       شکر انعام تو هرگز نکند شکر گزار

 

 

 

 

5/0نمره

10نام دو نفر از معروفترین مثنوی سرایان ادبیات فارسی را بنویسید.

 

 

 

05/نمره

11-آرایه ی ادبی تشخیص را با ذکر مثال توضیح دهید

 

 

 

5/0نمره

12-بیت زیر را به نثر روان برگردانید

اگر باران به کوهستان نبارد         به سالی دجله گردد خشک رودی

 

 

 

1نمره

13- تفاوت زبان هنری وزبان ادبی چیست ؟

 

 

 

 

5/0نمره

انشاء با رعایت نکات نگارشی واستفاده از آرایه های ادبی درباره یکی از موضوعات زیر انشایی بنویسید .

 

1-دانایی چه تاثیری در زندگی فردی واجتماعی انسان دارد ؟

2-کوه ودریا ودرختان همه در تسبیح اند                   نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

3-وظیفه ی یک نوجوان درساختن آینده  جامعه اسلامی چیست ؟

4- چراآینده به هر سواری رکاب نمی دهد ؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

بارم بندی:

1-زیبایی وتمیز بودن 1نمره

نگارش

انشا

نمره نهایی

 

 

 

2- رعایت علایم نگارشی 1نمره

3-پرداختن به موضوع 4نمره

4-داشتن مقدمه  ونتیجه گیری 2نمره

5-استفاده از آیه وحدیث وامثال وحکم .و....2نمره

 

 

 

 

آرزومند آرزوهای شما حمید آخانیwww.marefat1388.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10نمره

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 9:30 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم فروردین 1393

فارسی سوم

محل مهر مدرسه

                                                         به نام خدای مهربان

                                               سازمان آموزش وپرورش استان مرکزی  

                                               اداره آموزش وپرورش ناحیه یک اراک

                                                      دبیرستان  طالقانی(دوره اول)

سوالات درس فارسی سال سوم راهنمایی  در نوبت ا           وقت لازم 45دقیقه

نام ونام خانوادگی.......................نام پدر ..................شماره کلاس..............نام کلاس............ تاریخ امتحان.../     /

 

عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم .                                                                                                         بارم

1- معنی لغات زیر را بنویسید .

کبریا

 

هیاهو

 

مقرون

 

نقد

 

سلاله

 

 

آبشخور

 

شفاعت

 

دیبا

 

بزم

 

خطا

 

واقف

 

 

تداعی

 

انعام

 

 سرشار

 

کهن

 

جفا

 

جمله

 

قریحه

 

اقلیم

 

معیشت

 

5نمره

2-هریک از ترکیبات زیر را معنی کنید

الف)طریق مبطلان برنوشتند                                                     

ب)حقیر می نمود                                                                        

پ)بر گذر سیل بودن                                                                    

ت)آینده به هر سواری رکاب نمی دهد                                            

4نمره

3-معنی ابیات زیر را بنویسید  وهربیت  را  از نظر آرایه ادبی  موجود در آن توضیح دهید .

الف)نصیحت گوش جانا که از جان دوست تر           دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

 

ب)در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت                اینک به یمن یاد شما جان گرفته است      

 

پ)گهر بی هنر زار وخوار ست وسست                   به فرهنگ باشد  روان تندرست

 

ت)عقل حیران شود از خوشه ی زرین عنب           فهم عاجز شود از حقه ی یاقوت انار

 

ث)آینه چون نقش تو بنمود راست                         خود شکن آینه شکستن خطاست

 

ج)هرکس که در وفای تو سوگند بشکند                  پشت ودلش به زخم حوادث شکسته یاد  

 

چ)دیده ای نیست که نبیند  رخ زیبای تو را             نیست گوشی که همی نشود آوای تورا  

 

خ)پاک وبی عیب خدایی که به تقدیر عزیز              ماه وخورشید مسخر کند ولیل ونهار

 

م)علم دین  بام گلشن جان است                          نردبان عقل وحس انسان است  

 

ف)اینک ای خوب فصل غریبی سرآمد                 چون تمام غریبان تورا می شناسند  

 

 

ق)زآزادگان بردباری وسعی                               بیاموز آموختن عار نیست  

 

 

ص)در زندگی مطالعه ی دل غنیمت است           خواهی بخوان وخواه نخوان ما نوشته ایم      

12نمره

4-دو مترادف برای کلمات زیر بنویسید .

طریقت                      تولد                واقعی                     نقش                   ملاطفت

5/2نمره

5-چرا گاهی فعل در جمله حذف می شود ؟

 

 

1نمره

6-در مورد فردوسی واثر مهم او توضیح دهید

 

 

1نمره

7-در جمله زیر   نقش کلمات مشخص  شده را بنویسید 

شهید جهان آرا    همیشه از دل جبهه ها دروازه ای به آسمان     عشق    می گشود

 

 

 

5/1نمره

8-مثنوی چگونه شعری است توضیح دهید  

 

 

1نمره

9-جایگاه درست اجزای سخن در جمله چگونه است ؟

 

 

 

5/1نمره

10-صفت را تعریف کنید انواع انرا نام ببرید وبرای هرکدام یک مثال بزنید

 

 

 

3نمره

11-نشانه های دانایی را با توجه به درس  موش وگربه  بنویسید.

 

 

5/1نمره

12-نثر زیبا وکهن فارسی چه ویژگیهایی دارد ؟

 

 

 

2نمره

13-تضمین را تعریف کنید  و یک مثال بزنید .

 

 

 

2نمره

14هر یک از کتابهای زیر از کدام نویسنده ومربوط به چه قرنی است ؟

 

 

 

نام نویسنده

قرن

 

 

نام نویسنده

قرن

کلیله ودمنه

 

 

فرج بعد ازشدت

 

 

 

حدیقه

 

 

کشف الاسرار

 

 

 

 

 

سربلند باشید آخانیwww.marefat1388.blogfa.com

 

 

 

 

2نمره

 

 

نوشته شده توسط حمید آخانی در 9:30 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر