مواراکی اوم
فکر کرده ای مو کی ام؟
مو یه نفر اراکـــــــی ام
نگاه ناکن که خاکـــی پاکی ام
از دست این شهر موشاکی ام
مو از دهات اومــــدم به شهر
پی یه لقمــــــــه نون پاکی ام
بچا میگن کی گفته تو اراکی ای
اگه اراکی نیسم اهل همی نزدیکی ام
انقد که تو جدولا موش دیدم
بهم میگن خیلیم آدم بی با کی ام
ماخای بدونی مو کی ام
موعاشق سیب خاکی ام
موهر روز خدا باید آبگوشت باخورم
به همی خاطر همیشه تو صف سنگکی ام
ناپا به ریختم کـــــــــــه چرب وچیلیوم
ماخای بدونی خیلی ام نارنج نازکی ام
خیلی اشکم پــرس نیستم ها
اما عاشق هرچی خوراکی ام
مو هنی عـــــــــــاشق غـــــازی ام
یه خورده ای هم دوستدار هاکی ام
بعضی وقتا میرم تو خیــــــــابونا
داد میز نم نون خشکیم نمکی ام
پاره وقتا میرم بالا شـــــــــــهر
با چرخ تافی داد میزنم پفکی ام
وقتی دیگه هوچی سیرم نمی کنــــــــه
میرم خیابون مر غیا می گم اردکی ام
شوهای چهارشنبه سوری میرم ته فوتبال
لاستیک جمع میکنم میگم لاستیـــــکی ام
به تیپ وقیافم خیلی نگاه نـــــــــــــــاکن
اگه دنبالم بیای مینی چشم موشکی اوم
انوقتا که بچه بودم میرفتم بازی
ننم می گفت مومثل کرم خاکی ام
هرکی میبینه مو نا که شدم نیقلیون
فکر می کنه مومعتادم یا کراکی ام
از بس که رنگم زرد شده ونزارم
بعضیها فکر میکنن مو تریاکی ام
انقزه که غبار و دود خــــــــــــوردم
فکر می کنن اهل سرخاب ولاکی ام
هرکی میرسه به مو یه نوکله می آله
انگاری مو عیناها آب نبات موکیــــم
یکی رسید به مو گفت منم اراکــی ام
گفتم اسمت چیه گفت مو کرکـــــــی ام
به قد وبالام ای جور نگاه نـــــــــــاکن
انقدزه که روزیمینم انقد زیر خاکی ام
ننم میگه قربـــــون قد وبالات برم مو
فکر ناکن که مــــــو به ای باریکی ام
از بس کـــــه شو به شو برقا می ره
مو همیشه خــــــــــــدا تو تاریکی ام
اومده به مو میگه یاروجمع کن برو
فکر کرده موخیلی خیلی الکی ام
آموزش ما فتیله
پرورش هم تعطیله به کجا می رویم؟!
مدرسه هامون خرابه
میز نیمکتها شکسته به کجا می رویم؟!
بچه هامون بی سوادند
معلمها هم در عذابند به کجا می رویم؟!
وزیرا مون بی کفایتند
مدیرامون بی لیاقتند به کجا می رویم؟!
کتابهامون بی محتوا
سرکلاس سرو صدا به کجا می رویم؟!
کلاسهامون چهل نفری
معلم تک وتنها یک نفری به کجا می رویم؟!
پدر مادرها طلبکارند
ادارها بی طرفند به کجا می رویم؟!
مدرسه ها مثل کاروانسرا
یکی میره یکی میاد به کجا می رویم؟!
ارزشیابی نداریم
نمره چیه ؟نداریم به کجا می رویم؟!
انضباط اصلا چیچیه؟
نزاکت وادب چیه؟ به کجا می رویم؟!
بچه ها خیلی سر زیاد
چیزی نمی گیرن یاد به کجا می رویم؟!
حقوقهامون چندرقازه
مدرسه رو هر کی بازه به کجا می رویم؟!
حقوق ها را دیر می دن
یه نون بخور نمیر میدن به کجا می رویم؟!
اضافه کار هم نمی دن
پاداش روستا هم نمی دن به کجا می رویم؟!
اما همیشه میگن دادیم
عیدی و حقوق ها را میدیم به کجا می رویم؟!
مردم میگن معلمها عزیزند
خیلی خیلی هم تمیزند به کجا می رویم؟!
معتقد بود:حافظه مجموعه ای از تصاویر ذهنی است كه تنهااز راه تاثیرات حسی به دست می آید . وی تنها كسی بود كه قوانین منموتكنیك را به صورت تداعی پایه ریزی كرد. سنت توماس اكیناس ، سه قانون اولیه تداعی ارسطو را احیاءكرد.
۱-قانون تشابه : خاطره مشابه با تاثیر معینی به یاد می ماند .
۲-قانون عكس یا متضاد : اگر دو یا چند تاثیر ، آنتی تز یكدیگر باشند داشتن یكی سبب یاد آوری دیگری می شود.
۳-قانون همزمانی یا همراهی : اگر دو یا چند تاثیر همزمان اتفاق بیافتند ، بروز یكی سبب یاد آوری دیگری می شود .
با سلام
یکی از عوامل مهم در کسب موفقیت در هر کاری انجام درست واصولی ان کار است که اگر این امر درست صورت نگیرد معمولا بهره چندانی از آن کار ما نصیب ما نمی شود
مطالعه ویادگیری یکی از کارهایی است که ماهمه حتی افراد بیسواد با ان درگیر هستیم چرا که همه ما موظف هستیم که خیلی از مهارتهای زندگیمان را به یادبگیریم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم اصولا زندگی ما یعمی یادگیری مهارت هرچه ما مهارتهای بیشتری بلد باشیم زندگی موفقتری خواهیم داشت .
یادگیری هم مثل خیلی از کارهای دیگر مهارت است مهارتی که همه ما تاحد زیادی با آن آشنا هستیم چراکه خداوند با توانایی که به نوع بشر داده است ان را به انسان آموخته است وخداوند در قران مجید می فرماید: که ما به انسان الهام کردیم فجور وتقوا را .این نوع الهام که همراه با انتخاب است درحقیقت نوعی یادگیری است .قدرت فوق العاه انسان در یادگیری را همه ما در طول زندگی تجربه کرده ایم وحتی گاهی اوقات باعث حیرت وتعجب ما هم می شود
انسان به عنوان یكی از موجودات عالم ، امتیازات زیادی نسبت به سایر موجودات دارد. یكی از این امتیازات قدرت یادگیری ، تفكر و حفظ اطلاعات است . قدرت یادگیری و حفظ اطلاعات باعث تفاوت میان انسان و حیوان شده و نیز برتری انسان را نسبت به سایر موجودات به اثبات رسانده است.
دانستنیهای تلفن همراه -
تعویض سیم کارت معیوب یا مفقود شده
مشترکین تلفن همراه در صورت بروز دو حالت ذیل جهت تعویض سیم کارت اقدام خواهند نمود:
الف)- چنانچه تلفن همراه خود را به هر دلیل مفقود نمایند .
الف- 1- در این حالت مشترک در اولین فرصت به همراه شناسنامه تلفن همراه و کارت شناسائی معتبر به یکی از واحدهای مشترکین مراجعه و مفقودی تلفن همراه را اعلام و در خواست قطع تلفن به دلیل مفقودی می نماید.
الف – 2- حداکثر ظرف 3 روز باید مشترک ضمن مراجعه و اعلام آخرین وضعیت سیم کارت مفقودی به واحد مشترکین مذکور در صورت عدم پیدا شدن نسبت به اخذ سیم کارت جدید اقدام نماید.
تذکر: در صورت عدم مراجعه مشترک تا 3 روز پس از اعلام قطع مفقودی شرکت مخابرات طبق مقررات موجود نسبت به وصل مجدد تلفن و احتساب هزینه وصل برای مشترک اقدام خواهد نمود.
الف -3 – چنانچه ظرف 3 روز سیم کارت مفقودی پیدا شده باشد مشترک ضمن مراجعه حضوری در خواست وصل مجدد تلفن همراه را خواهند نمود.
الف -4 – هزینه اعمالی در صورت حساب مشترک در صورت اخذ سیم کارت جدید معادل 70000 ریال خواهد بود.
ب) – چنانچه سیم کارت تلفن همراه دچار نقص فنی بوده و امکان ارتباط دهی با آن فراهم نباشد.
1- در این حالت مشترک با در دست داشتن شناسنامه تلفن همراه و کارت شناسائی معتبر به یکی از دفاتر امور مشترکین تلفن همراه مراجعه نموده و در خواست تعویض سیم کارت معیوب خود را می نماید.
2- دفاتر مشترکین تلفن همراه بلافاصله نسبت به تعویض و واگذاری سیم کارت جدید اقدام نمود.
3- هزینه اعمالی در صورتحساب مشترک برای تعویض سیم کارت معیوب معادل 70000 ریال خواهد بود.
قطع تلفن همراه
مشترکین تلفن همراه در صورت مفقود نمودن تلفن همراه و یا در پاره ای موارد به دلایل شخصی در خواست قطع تلفن همراه را دارند در این صورت مشترک با دردست داشتن شناسنامه تلفن همراه و کارت شناسائی معتبر به یکی از واحدهای امور مشترکین تلفن همراه مراجعه و در خواست خود را تحویل کارکنان این واحدها می نمایند.
تذکر : حداکثر زمان قطع تلفن برای وضعیت مفقودی 3 روز و برای وضعیت در خواست مشترک نیز 6 ماه بوده و پس از انقضای مدتهای مذکور شرکت مخابرات راسا نسبت به وصل مجدد اقدام نموده و هزینه وصل به مبلغ 20000 ریال برای مشترک محسوب خواهد گردید.
تغییر یا اصلاح آدرس
الف - چنانچه آدرس مشترک تغییر نماید مشترک باید با در دست داشتن شناسنامه تلفن همراه و کارت شناسائی معتبر به امور مشترکین محل خود مراجعه و آدرس جدید خود را ارائه نماید. هزینه اعمالی در صورتحساب تلفن همراه برای تغییر آدرس معادل 50000 ریال می باشد.
ب – چنانچه آدرس مشترک در شناسنامه تحویلی از طریق مخابرات اشتباه بوده و یا اینکه آدرس مشترک از طریق تغییر نام محل توسط شهرداری و یا ارگانهای دولتی تغییر اسمی پیدا کند مشترک باید در دست داشتن شناسنامه تلفن همراه و کارت شناسائی معتبر و مدارک مثبته به واحد مشترکین تلفن همراه مراجعه و درخواست اصلاح آدرس نماید. اصلاح آدرس بدون هزینه انجام بپذیرد
تغییر نام تلفن همراه :
چنانچه مشترک قصد تغییر نام تلفن همراه را داشته باشد باید با در دست داشتن مدارک ذیل به واحد مشترکین تلفن خود (محلی که تلفن همراه را از آن تحویل گرفته ) مراجعه نماید با توجه به اینکه تغییر نام بصورت یک مرحله ای بوده وبه محض تحویل مدارک سند تغییر نام آماده امضاء می گردد فلذا حضور خریدار و فروشنده در هنگام تحویل مدارک الزامی می باشد.
مدارک مورد نیاز :
1- کپی شناسنامه خریدار
2- فرم فروش تلفن همراه که توسط فروشنده تکمیل شده باشد(این فرم در واحد مشترکین ارائه می گردد)
3- فرم تکمیل شده تعهدات مشترک توسط خریدار(این فرم در واحد مشترکین ارائه می گردد)
4 - اصل آخرین صورتحساب پرداخت شده و یک برگ کپی صورتحساب
5- اصل شناسنامه تلفن همراه
6- تکمیل فرم تغییر آدرس توسط خریدار آدرس باید کامل بوده و کد پستی 10 رقمی نیز ارائه گردد.
تبصره: در صورت مفقود شدن شناسنامه تلفن همراه مشترک ( فروشنده ) قبل از تحویل مدارک به واحد مشترکین مراجعه و متنی مخصوص بعنوان اقرار نامه اخذ و نسبت به تکمیل و امضاء اقرار نامه بصورت محضری در یکی از دفاتر رسمی اقدام و اصل اقرار نامه را به عوض شناسنامه تلفن همراه تحویل امور مشترکین نماید.
فعال نمودن سرویسهای ویژه :
در حال حاضر امکان واگذاری سرویسهای ویژه به شرح ذیل برای مشترکین تلفن همراه وجود دارد مشترکین محترم جهت فعال نمودن هر یک از سرویسها باید شخصا با در دست داشتن شناسنامه تلفن همراه و کارت شناسائی معتبر و آخرین قبض پرداخت شده به امور مشترکین مراجعه و درخواست خود را ارائه نماید.
سرویسهای ویژه : هزینه ماهیانه هزینه دوره (2ماه)
سرویس نمایشگر
- سرویس محدودیت 6000 ریال 12000 ریال
تعرفه های تلفن همراه :
ـ ثبت نام تلفن همراه (بدون گوشی) مبلغ 4 میلیون و 400 هزار ریال
ـ آبونمان هر خط تلفن همراه ماهانه برابر 6000 ریال
ـ نرخ مکالمات تلفن همراه
بدیهی است درمحاسبه تعرفه مکالمات تلفن همراه، نرخ های مکالمات بین شهری، بین الملل ، جابجایی و .. در صورت استفاده به مبلغ مذکور اضافه خواهد شد .
1/10ـ فرمول اصل محاسبه نرخ مکالمات تلفن همراه به شرح زیر است:
الف ـ هزینه یک دقیقه مکالمه تلفن همراه به ثابت = 8 پالس + هزینه جابجایی + هزینه مکالمات بین شهری یا بین الملل
ب ـ هزینه یک دقیقه مکالمه تلفن همراه به همراه = 10 پالس + هزینه جابجایی + هزینه مکالمات بین شهری
2/10ـ در صورت ارتباط تلفن همراه داخل کشور با تلفن خارج از کشور اعم از ثابت یا همراه بر اساس فرمول (ب) عمل می شود .
3/10ـ هزینه جابجائی:
چنانچه مشترک تلفن همراه در شهری به غیر از شهر مبدأ تحویل تلفن همراه ، از تلفن خود برای انجام مکالمات استفاده کند، هزینه جابجایی معادل 20درصد نرخ پایه، به هزینه مکالمات وی اضافه خواهد شد0
خدمات رایگان
1/11ـ درخواست قطع خدمات ویژه
2/11ـ درخواست ریز مکالمات
3/11ـ صدور صورتحساب المثنی
4/11ـ خدمات انتقال و انتظار مکالمه
5/11ـ باز کردن قفل تلفن همراه
تعرفه خدمات جنبی تلفن همراه
1/12ـ تحویل سیم کارت برای تلفن همراه مفقود شده یا به سرقت رفته مبلغ 70 هزار ریال
2/12ـ تعویض سیم کارت سوخته مبلغ 70 هزار ریال
3/12ـ هزینه وصل مجدد تلفن همراه 20 هزار ریال
4/12ـ تغییر نشانی (آدرس) مبلغ 50 هزار ریال
5/12ـ انتقال امتیاز تلفن همراه توسط مخابرات مبلغ 100 هزار ریال
کلیه هزینه های فوق الذکربا احتساب 5% مالیات و 1% عوارض از مشترک اخذ خواهد شد.
مسائل حقوقی تلفن همراه :
عدم انتقال قطعی :
در صورتی که صاحب تلفن همراه به قصد معامله مبادرت به تنظیم سند و وکالت نماید و به شخصی که خریدار تلفن همراه است وکالت دهد که به جای وی اقدامات انتقال را انجام دهد، مادامی که انتقال به طریق قانونی انجام نگیرد تلفن همچنان به نام صاحب تلفن باقی است و مسئولیت ها و تعهدات او شامل پرداخت آبونمان، هزینه های کارکرد و پیشگیری از سوء استفاده و ایجاد مزاحمت از بین نخواهد رفت . در مواردی که وکیل عمداً یا سهواً مراحل انتقال را به تعویق می اندازد گرفتاریها و مشکلات زیادی را برای صاحب تلفن همراه ایجاد می کند که رهایی از آنها مستلزم صرف هزینه های قابل توجهی است.
در این مورد نه تنها ممکن است برای انتقال دهنده (صاحب تلفن) مشکلاتی ایجاد شود، بلکه این امکان وجود دارد که به انتقال گیرنده (خریدار) نیز زیانهایی وارد شود، زیرا همواره در معرض عزل از سوی موکل خود قرار دارد و حتی با فرض اینکه وکالت نامه غیرقابل عزل باشد، موکل (انتقال دهنده) میتواند موجب اختلال در استفاده وکیل از تلفن همراه شود و در صورتی که یکی از طرفین فوت کند، وکالتنامه فسخ خواهد شد .
اجاره تلفن همراه از طریق واسطه :
در مواردی که صاحب تلفن همراه برای کسب درآمد، تلفن همراه خود را در ازای مبلغ معینی در هرماه (اجاره) در اختیار شخص واسطه دلال قرار می دهد و او نیز در ازای پیش دریافت به صورت رهن در اختیار شخص دیگری می گذارد بسیار اتفاق افتاده است که شخص واسطه پس از وصول رهن از اشخاص متعدد، ناپدید و متواری شده است و مشکلاتی را برای صاحب تلفن ایجاد کرده است .
ممکن است شخصی که تلفن همراه را اجاره کرده است، مبالغ کلانی هزینه ایجاد نماید و سپس متواری شود که در این موارد هزینه ها از صاحب تلفن مطالبه می شود لذا توصیه می شود که از واگذاری تلفن همراه به صورت رهن، اجاره یا وکالت جداً خودداری و جز به صورت قطعی از طریق تنظیم سند صلح رسمی در دفاتر اسناد رسمی و یا واحدهای امور مشترکین تلفن همراه نسبت به انتقال قطعی تلفن همراه خود اقدام ننماید .
ـ سوء استفاده از تلفن همراه :
در مواردی که تلفن همراه در اعمال مجرمانه یا نظایر آنها مورد استفاده قرار گیرد مسئولیتش بر عهدة مشترک است، توصیه می شود مشترک تلفن همراه هرچند بطور موقت آن را در اختیار اشخاص دیگر قرار ندهد .
- سوء استفاده ا ز شناسنامه تلفن همراه:
در صورتی که شناسنامه تلفن همراه مفقود شود و یا به سرقت رود، صاحب تلفن باید فوراً به دفاتر امور مشترکین اطلاع دهد تا از جعل و دستکاری و سوء استفاده از آن جلوگیری شود .
- سوء استفاده ا ز فیش تلفن همراه :
فیش ثبت نام تلفن همراه دلیل پرداخت مبلغ اولیه تلفن همراه است و سند مالی محسوب می شود و در صورت فقدان یا به سرقت رفتن آن، صاحب فیش تلفن همراه باید با مراجعه به دفاتر امور مشترکین در مورد دریافت المثنی اقدام نماید در غیر اینصورت فیش مفقود شده ممکن است مورد سوء استفاده قرار گیرد.
- نقل و انتقال فیش ثبت نام تلفن همراه از طریق وکالتنامه:
نقل و انتقال فیش تلفن همراه از طریق وکالتنامه اغلب موجود بروز مشکلاتی برای انتقال دهنده خواهد شد و صرفاً باید از طریق واحدهای اجرایی شرکت مخابرات (امور مشترکین) صورت پذیرد.
به کلیه مشترکین گرامی توصیه می شود، برای خرید و فروش و نقل و انتقال تلفن همراه خود یا فیش ثبت نام، به دفاتر امور مشترکین تلفن همراه مراجعه نمایند .
شرایط کنترل و مزاحم یابی تلفن همراه :
برای کنترل ومزاحم یابی تلفن همراه مشترک باید ضمن مراجعه به مشترکین تلفن همراه تاریخها و ساعات انجام مزاحمت را اعلام تا نسبت به بررسیهای لازم اقدام گردد.
دایری مجدد تلفنهای تخلیه شده :
برای اینکار مشترکین ابتداعا به واحد مشترکین مبدا مراجعه و پس از بررسیهای لازم در صورت عدم وجود منع قانونی با اخذ هزینه ها نسبت به دایری مجدد تلفن اقدام گردد.
وصل تلفنهای همراهی که به دلیل بدهی قطع می باشد :
برای وصل مجدد این تلفنها مشترکین محترم باید پس از پرداخت آخرین قبض صورتحساب قبض پرداختی را به یکی از واحدهای مشترکین تلفن همراه ارائه نماید.
وصل تلفنهای همراهی که به دلایلی غیر از بدهی قطع شده اند:
در این حالت چنانچه قطع به دلایلی قضائی یا بازرسی یا مدیریتی بوده باشد باید مشترک
نسبت به رفع مشکلات از طریق مرجع اقدام کننده اقدام نماید.
پیام های شنیداری :
در مواقعی که مشترک علی رغم شماره گیری صحیح بدلایلی موفق به برقراری ارتباط با مخاطب مورد نظر نمی شود پیامهایی حاوی علل عدم موفقیت بشرح زیر ارسال می گردد:
1/14ـ برقراری ارتباط در حال حاضر مقدور نمی باشد (این پیام در مواقعی ارسال می شود که تلفن مقصد به علت بدهی یا به درخواست مشترک قطع و یا تلفن همراه تماس گیرنده یکطرفه باشد)
2/14ـ دستگاه تلفن مورد نظر خاموش است (زمانی که مشترک مقصد تلفن خود را خاموش نموده است)
3/14ـ در حال حاضر تمامی مسیرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال می باشد (این پیام هنگامی ارسال می شود که مشترک مقصد در محل پرترافیک می باشد)
4/14ـ مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد (این پیام حاکی از آن است که مشترک در مکانی قرار دارد که خارج از پوشش شبکه تلفن همراه می باشد
5/14ـ شماره مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد (این پیام برای مواقعی است که شماره مورد نظر تخلیه شده و یا هنوز دایر نشده است در مواقعی که سرویس انتقال دهنده فعال شده و به یک شماره غیرمعتبر انتقال داده می شود نیز این پیام شنیده می شود در حالی که تلفن همراه مورد نظر تخلیه نشده است و دایر می باشد)0
پیام های صفحه نمایشگر :
پیام های صفحه نمایشگر متناسب با نوع گوشی و مدل آن متفاوت است که مفاهیم آن نیز مخصوص همان گوشی تلفن می باشد این پیامها در دفترچه راهنمای هر گوشی بطور مشروح توضیح داده شده است
برخی پیامهای مهم صفحه نمایش عبارتند از:
No Service 1 ـ خط تلفن همراه توسط مخابرات قطع و فاقد مجوز مکالمه می باشد
Card rejected
2ـ سیم کارت سوخته است
Insert simcard
3ـ احتمالاً سیم کارت سوخته است یا کارت به درستی جا نخورده است
Only emergency call
4ـ گوشی فاقد سیم کارت و یا سیم کارت سوخته است
Sim error
5ـ گوشی مورد استفاده در شبکه معتبر نیست
Insert pin code
6ـ رمز pin وارد شود
No network
7ـ نبود پوشش تلفن همراه و یا اشکال گوشی
Card error
8ـ سیم کارت به صورت اشتباه در دستگاه قرار گرفته است
درخواست رومینگ با کشورهای طرف قرارداد :
سرویس رومینگ در حال حاضر با کشورهای عربستان ـ کویت ـ امارات ـ اتریش و لیختن اشتاین وجود دارد و نحوه درخواست آن بشرح ذیل میباشد :
1ـ مراجعه مشترک یا وکیل قانونی با ارائه کارت شناسایی معتبر
2ـ آخرین قبض پرداختی
3 تکمیل فرم مربوطه
تبصره 1: (چنانچه مشترک در فرم درخواست مبلغ رومینگ را بیش از 200 دلار درخواست نماید باید معادل ریالی آن را به حساب شماره 90124 بانک ملی شعبه مخابرات تهران پرداخت و قبض مربوطه را ارائه نماید . بدیهیست چنانچه مکالمات وی کمتر از میزان تعیین شده باشد به حساب بستانکاری مشترک منظور خواهد شد)
تکمیل فرمها
صدور قبض المثنی :
قبوض المثنی برای مشترکینی که به هر عنوان قبوض خود را مفقود نموده اند درواحدهای
مشترکین تلفن همراه که امکانات مکانیزه (کامپیوتر و پرینتر) دارند صادر میگردد.
مراحل، زمان و مدارک مورد نیاز جهت انجام خدمات تلفن های همراه
|
زمان مورد نیاز |
مراحل و مدارک مورد نیاز |
نام خدمت |
|
1 روز |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - آخرین صورتحسب پرداخت شده - تکمیل فرم مربوطه - شناسنامه تلفن همراه - حضور مالک و یا وکیل قانونی وی |
قطع و وصل ارتباط تلفن همراه مفقود شده یا به سرقت رفته و تحویل سیم کارت جدید |
|
1 روز |
- ارائه مدرک شناساییی معتبر - آخرین صورتحساب پرداخت شده - سیم کارت سوخته یا معیوب که شماره ثبت روی آن پاک نشده باشد. - شناسنامه تلفن همراه - حضور مالک و یا وکیل قانونی وی - در صورتی که شماره ثبت پاک و یا مخدوش شده باشد تابع شرایط مفقودی می باشد. |
تعویض سیم کارت |
|
1 روز |
- حضور انتقال دهنده ( در مرحله اول ) و پس از استعلام هر دو طرف معامله - اصل و تصویر شناسنامه طرفین معالمه - آخرین صورتحساب شناسنامه پرداخت شده و کپی آن - اصل تصویر شناسنامه تلفن همراه - ارائه نشانی کامل و کدپستی 10 رقمی خریدار |
انتقال امتیازتلفن همراه |
|
1هفته |
- آخرین صورتحساب پرداخت شده - حضور مالک ویا وکیل قانونی وی -شناسنامه تلفن همراه |
قطع به درخواست مشترک (قطع موقت )توجه :در صورت مراجعه نکردن مشترک ،پس از سه ماه شماره مذکور وصل خواهدشد. |
|
1 روز |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - آخرین صورتحساب پرداخت شده - شناسنامه تلفن همراه - تکمیل فرم تلفن همراه - تکمیل فرم مربوطه با کد پستی 10 رقمی در آن - مبلغ 50000 ریاال در فیش صورتحساب منظور می گردد. - حضور مالک و یا وکیل قانونی |
تغییر نشانی |
|
2 روز |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - اخرین صورتحساب پرداخت شده - شناسنامه تلفن همراه - حضور مالک و یا وکیل قانونی |
درخواست ریزمکالمات |
|
5 روز هزینه تغییر نام و مکان در صورتحساب بعدی منظور خواهد شد. |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - فرم بررسی امکانات فنی - تهیه فیش بانکی بررسی (5300) |
تغییر مکان (با بررسی فنی) |
|
1 روز هزینه تغییر نام در صورت حساب بعدی منظور خواهد شد. |
-آخرین صورت حساب پرداخت شده -اصل و تصویر مدارک شناسایی معتبر طرفین -تکمیل و امضا فرم انتقال حق الامتیاز توسط فروشنده و خریدار با ارائه تصویر شناسنامه - تکمیل فرم تعهدات توسط خریدار |
تغییرنام بدون انتقال تلفن |
|
7 روز هزینه تغییر نام در صورت حساب بعدی منظور خواهد شد. |
- آخرین صورتحساب پرداخت شده - تتصویر شناسناه خریدار - اصل و تصویر مدارک شناسایی معتبر طرفین یا قائم مقام قانونی آنان - تهیه فیش بانکی بررسی امکانات فنی -تکمیل فرم انتقال حق الامتیاز و امضا طرفین معامله - تکمیل فرم تعهد توسط خریدار |
تغییرنام ومکان تلفن ( با بررسی فنی ) |
|
1 روز هزینه قطع شخصی در صورت حساب بعدی منظور خواهد شد. |
- آخرین صورتحساب پرداخت شده -تکمیل فرم قطع شخصی |
قطع یا وصل تلفن |
|
یک هفته تا یک ماه - مجازات مزاحم یا مزاحمین طبق قانون - قطع تلفن بمدت یک هفته برای بار ا ول - بمدت سه ماه برای بار دوم - سلب امتیاز تلفن برای بار سوم - معرفی مزاحم به مراجع قضائی توسط شکایت انجام می شود. |
- مراجعه و تکمیل فرم مزاحمت توسط مشترک - آخرین صورتحساب پرداخت شده - مدرک شناسایی - توجیه مشترک جهت کشف مزاحم توسط کارشناس دستگاه از طریق تلفن |
کشف مزاحمت ( برای انجام این خدمت در اراک به واحد بررسی و در شهرستانها به اداره مخابرات مربوطه مراجعه فرمائید) |
|
1 روز |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - فیش بانکی ( برگ مخصوص پرداخت کننده ) - تکمیل فرم استرداد - اخذ چک از اداره حسابداری مخابرات |
استرداد ودیعه تلفن |
|
8 روز |
- اخذ فیش بانکی مبالغ ودیعه و هزینه نصب - مراجعه به بانک جهت واریز مبلغ ودیعه و هزینه نصب - ارائه فیش های واریز شده و تصویر شناسنامه تکمیل کارت اشتراک |
ثبت نام مرحله دایری تلفن ( در صورت وجود امکانات فنی ) |
|
1 روز |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - ارائه آخرین صورتحساب پرداخت شده |
ریز مکالمات بین شهری |
|
1 ساعت |
- ارائه مدرک شناسایی معتبر - ارائه آخرین صورتحساب پرداخت شده - در صورت درج بدهی پیشین ( پرداخت شده 9 در صورت حساب ، با ارایه آخرین صورتحساب پرداخت شده اصلاحات لازم انجام و صورتحساب جدید صادر می شود. |
اصلاح و صدور قبض المثنی |
|
1 روز |
- ارائه آخرین صورتحساب پرداخت شده - تکمیل فرم انسداد ارتباط بین الملل |
باز وبسته نمودن صفر دوم یا ارتباط بین الملل |
|
1 روز |
- ارایه مدرک شناسایی مشترک - آرائه آخرین صورتحساب پرداخت شده |
اصلاح نام ونشانی صورت حساب تلفن |
|
| زندگی > تغذیه |
-->(cached) |
- چرا تغذیه با شیر مادر در سال دوم زندگی یک ضرورت است؟
- نمونه ای از برنامه غذایی کودک در سال دوم زندگی
- منبع:

یک برنامه غذایی مناسب باید کلیه مواد مغذی (مواد نشاسته ای ، پروتئینی ،چربی ،ویتامین ها و املاح) را به نسبت های متعادل در اختیار کودک قرار دهد تا انرژی مورد نیاز او که معمولاَ بر اساس صد کیلو کالری به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است ،تامین شود. معمولاَ 50 درصد انرژی مورد نیاز کودک از مواد قندی ،30 درصد از مواد چربی و حدود 20 درصد از مواد پروتئینی به دست می آید . بدیهی است بر حسب عادات مختلف غذایی و افزایش وزن کودک ،نسبت های فوق بین 5 تا 10 درصد قابل تغییر هستند.
غذای کودکان یک تا دوساله باید کم حجم ولی مقوی مناسب و شامل همه ی گروه های غذایی باشد . مقدار غذای کودک می تواند بر حسب اشتهای او افزایش یابد.
از آنجا که حس کنجکاوی کودک جهت آشنا شدن با دنیای خارج تاثیر زیادی بر اشتهای او می گذارد ، این امر ایجاب می کند که وعده های غذایی او شامل سه وعده ی اصلی و دو تا سه میان وعده باشد . وعده های اصلی باید مقوی و پر انرژی بوده و میان وعده ها مناسب و مکمل وعده های اصلی باشند.
البته نباید فراموش کنیم که در این سن کودک هنوز با شیر مادر تغذیه می شود تا بخشی از انرژی و مواد مغذی مورد نیاز او از این طریق در اختیارش قرار گیرد.
چرا تغذیه با شیر مادر در سال دوم زندگی یک ضرورت است؟
1- هنوز منبع مهم دریافت پروتئین برای کودک ،چربی ،کلسیم و ویتامین ها است.
2- تا حدود 3/1 انرژی و مواد غذایی مورد نیاز او را تامین می کند .
3- چون در این سن ،کودک نوپا بسیار پرتحرک و فعال است و با دست زدن به همه جا وهمه چیز خود را به سهولت در معرض آلودگی ها و در نتیجه بیماری ها قرار می دهد ،مواد ایمنی موجود در شیر مادر نقش حفاظتی بسیار مهمی برای کودک ایفا می کند و وی را تا حدود بسیار زیادی از ابتلا به اسهال ،عفونت دستگاه تنفسی ،عفونت گوش ، عفونت دستگاه ادراری و امثال آن محافظت می نماید . این حفاظت در مقابل بیماری های غیر عفونی نظیر آسم ،آلرژی ،دیابت نوجوانی و بعضی از سرطان های دوران کودکی نیز وجود دارد.
4- نیازهای عاطفی و روانی کودک را که برای رشد و تکاملش بسیار ضروری است ،تامین می کند.
5- نقش بسیار ارزنده ی تغذیه با شیر مادر در امر تکامل عصبی و روانی کودک که در سال اول زندگی آغاز شده بود ،با تداوم تغذیه با شیر مادر در سال دوم زندگی استمرار پیدا می کند.
6- اغلب کودکان در ایام بیماری به ویژه در جریان اسهال ،استفراغ و تب کم اشتها هستند ، ولی معمولاَ اشتهایشان نسبت به تغذیه با شیر مادر حفظ شده و یا حتی بیشتر می شود ؛ لذا این منبع مهم آب و غذا در ایام بیماری از شدت کاهش وزن آنها می کاهد و به بهبودشان کمک می کند.
7- از آنجا که تغذیه با شیر مادر با کاهش دفعات بیماری های مختلف همراه است ،اثر قابل توجهی در بهبود شرایط اقتصادی خانواده دارد.
8-در پیشگیری از بارداری نا خواسته ی مادر نقش قابل توجهی ایفا می نماید.
نباید انتظار داشته باشیم که کودکان مانند بزرگترها غذا بخورند ؛چون ظرفیت معده آنان هنوز کوچک است.
نمونه ای از برنامه غذایی کودک در سال دوم زندگی
یک کودک یک ساله حدود 30 درصد انرژی ،50 درصد پروتئین ،2 درصد آهن و 75 درصد ویتامین A مورد نیاز خود را از شیر مادر به دست می آورد . در مورد سایر ویتامین ها و املاح نیز درصدی از طریق شیر مادر و بقیه باید از طریق غذایی که به کودک داده می شود ،تامین گردد تا رشد و تکامل مطلوب او فراهم شود . البته چون تامین مقدار مورد نیاز پاره ای از ویتامین ها و آهن از طریق تغذیه با شیر مادر و غذا مقدور نیست ،لذا استفاده از قطره مولتی ویتامین و آهن تا پایان 2 سالگی توصیه می شود . به عنوان یک راهنمای کلی که شامل 3 وعده غذای اصلی و 2 میان وعده می باشد ،برنامه ی غذایی یک کودک دو ساله به شرح زیر است:
سه وعده غذای اصلی شامل صبحانه ،ناهار ،شام دو میان وعده حدود 10 صبح و 4 بعد از ظهر
صبحانه:
نان ،کره ،مربا (یا عسل) ،پنیر کم نمک و چای کم رنگ.
ناهار:
3 قاشق سوپ خوری پر از برنج پخته شده (پلو) +یک قاشق سوپ خوری پر از حبوبات (عدس ،لوبیا و ...) +یک قاشق مرباخوری کره یا روغن +نصف یک پرتقال متوسط.
شام:
3 قاشق سوپ خوری پر از برنج پخته شده (پلو) +یک قاشق سوپ خوری پر گوشت ماهی (بدون تیغ)+ یک قاشق سوپ خوری پر از یک نوع سبزی با برگ سبزتیره مثل اسفناج یا گشنیز یا جعفری پخته شده .
در این نمونه برنامه ی ناهار و شام، چه مواد مغذی وجود دارد و به چه مقدار باید در اختیار کودک قرار گیرد؟
در غذای ظهر که برنج پیشنهاد شده است ،بخشی از انرژی و پروتئین مورد نیاز وعده ی ظهر کودک تامین می شود . اگر برنج در دسترس نباشد می توان از سیب زمینی ،نان یا ماکارونی نیز استفاده کرد. برنج فاقد ویتامین A و مقدار آهن بسیار ناچیز است و سیب زمینی نسبت به برنج پروتئین کمتری دارد ؛ بنابر این هر زمان که برنج یا سیب زمینی در وعده ی غذایی کودک قرار گیرد ،حتماَ باید ماده ی دیگری که سرشار از پروتئین است به آن اضافه نمود ؛
مانند حبوبات که پروتئین برنج یا سیب زمینی را کامل می کند. پس (خوراک سیب زمینی و لوبیا) یا (عدس پلو) از نظر پروتئین کامل هستند . برای جذب بهتر آهن پیشنهاد می شود از ترکیب برنج و حبوبات یا سیب زمینی و حبوبات ، نصف یک پرتقال در برنامه ی ناهار کودک استفاده کنید که هم جذب آهن موجود در غذا را بیشتر می کند و هم کمبود ویتامین مورد نیاز را جبران می نماید.
در برنامه ی شام به جای حبوبات (پروتئین گیاهی) از یک ماده پروتئینی حیوانی استفاده شده است. گوشت ماهی علاوه بر تامین بقیه ی پروتئین مورد نیاز کودک سبب جذب بهتر آهن موجود در غذاهای گیاهی می شود ؛ بنابر این برنامه به دلیل داشتن یک قاشق پر از اسفناج یا جعفری یا گشنیز ،هم ویتامین A مورد نیاز کودک را تامین کرده و هم به دلیل وجود گوشت ماهی ،جذب آهن موجود در مواد غذایی را بیشتر می کند.
به جای گوشت ماهی می توان از جگر پخته شده ی مرغ نیز استفاده کرد . گرچه انرژی کمتری تولید می کند ،ولی در عوض بقیه پروتئین ،بخشی از آن و کل ویتامین A مورد نیاز را فراهم می نماید ،حتی ویتامین A تولید شده حدود بیست برابر بیشتر می شود . با این نمونه از صبحانه ،ناهار و شام قسمت بیشتر انرژی مورد نیاز کودک تامین می شود و بخش کوچکی باقی می ماند که با دو میان وعده ،مثلاَ یک تکه نان با یک نصف موز در ساعت 10 صبحو دو وعده بیسکویت با دو عدد خرما در 4 بعد از ظهر این کمبود انرژی جبران می شود . سایر ویتامین ها نیز طی وعده های غذای اصلی و میان وعده به کودک می رسد.
تنها عنصری که به صورت مکمل ممکن است مورد نیاز باشد، آهن است. در بسیاری از کشورها مواد غذایی مثل برنج ،آرد گندم ،پودر شیر ، سس سویا ،پودر کاری ،شکر یا نمک را با آهن غنی می کنند. در صورت عدم دسترسی به این مواد غنی شده با آهن بهتر است برای کودکان در سن 1 تا 2 سالگی قطره یا شربت آهن تجویز شود.
منبع:
مجله هنر آشپزیاگر آتش به زیر پوست داری چون حب علی داری نمی سوزی
وقتي خون سياه ميشود
بيماريهاي كليه هم در بالا رفتن غلظت خون، ميتوانند نقش داشته باشند.
فاطمه معرفت
شايد در اطرافيان خود افرادي را ديده باشيد كه خود را مبتلا به بيماري غلظت خون ميدانند اما آيا تاكنون تعريف دقيقي از غلظت خون داشتهاند؟ با توجه به اينكه بروز اين حالت چندان شايع نيست، اطلاعات افراد درمورد علائم و علل افزايش غلظت خون هم چندان زياد نيست.
چرا خونمان غليظ ميشود؟
وظيفه گلبولهاي سرخ رساندن اكسيژن به بافتهاست. بنابراين هر زماني كه ميزان اكسيژنرساني به بافتها كمتر از ميزان مورد نياز باشد بدن سعي ميكند با افزودن بر تعداد گلبولهاي قرمز، ميزان اكسيژن رساني به بافتها را به حد طبيعي برساند.
* به طور مثال فردي را در نظر بگيريد كه سالها سيگاري بوده است. به علت اثرات دود سيگار، گلبولهايسرخبا دياكسيدكربن اشغال ميشوند و بنابراين جاي كمتري براي حمل و نقل اكسيژن از سوي آنها باقي ميماند. اين امر در نهايت باعث كاهش اكسيژنرساني به بافتها ميشود و بدن در واكنش به اين حالت بر تعداد گلبولهاي سرخ و در اصل بر غلظت خون ميافزايد. به همين دليل در بسياري از موارد غلظت خون سيگاريها از افراد عادي بالاتر است. زماني كه در آزمايشگاه يا پايگاههاي سازمان انتقال خون از افراد سيگاري خون گرفته ميشود، خون اين افراد سياهتر و غليظتر است كه در اصل ناشي از همين زيادتر بودن تعداد گلبولهاي سرخ آنهاست.
* اما هر علت ديگري هم كه باعث كاهش اكسيژنرساني به بافتها بشود، به همين ترتيب ميتواند باعث افزايش غلظت خون و تعداد گلبولهاي سرخ شود. به طور مثال افرادي كه در ارتفاعات بلند زندگي ميكنند و يا تمام افرادي كه به بيماريهاي مختلف ريوي مبتلا هستند اكسيژن كمتر از معمول به ريههاي آنها ميرسد و همين مسأله در درازمدت باعث تحريك واكنشهاي جبراني بدن و تحريك توليد گلبولهاي قرمز ميشود. شايد در اطرافيانتان كساني را ديده باشيد كه در حين خواب زياد خروپف ميكنند. اگر يك شب بالاي سر آنها بيدار بمانيد ميبينيد كه حتي گاهي اوقات تنفس آنها براي مدت كوتاهي قطع ميشود. اين قطع مكرر تنفس باعث افت اكسيژنرساني به بدن در هنگام خواب ميشود و بنابراين باز هم مثل قبل فرآيندهايي در بدن به راه ميافتند كه تعداد گلبولهاي سرخ را افزايش دهند. بدن احساس ميكند كه با اين كار ميتواند كاهش اكسيژنرساني به بافتها را جبران كند، بنابراين قطع تنفس در هنگام خواب هم از علل افزايش غلظت خون محسوب ميشود.
* برخي اختلالات ژنتيكي هم ميتوانند باعث بروز غلظت خون بالا شوند. در اصل وظيفه گلبولهاي سرخ تحويل اكسيژن به بافتهاي بدن است. اما برخي اختلالات ژنتيكي وجود دارند كه باعث ميشوند گلبولسرخ بسيار محكم به اكسيژن بچسبد. در اصل اين اتصال به قدري محكم است كه ديگر امكان جدا شدن طبيعي اكسيژن از گلبول قرمز و رسيدن آن به بافتها وجود ندارد. اين مسأله باعث كاهش اكسيژنرساني به بافتها ميشود و در پي آن، بدن از تمام مكانيسمهاي خود استفاده ميكند تا آن را جبران كند. يكي از اين فرآيندهاي جبراني كه به اشتباه توسط بدن ايجاد ميشود، افزايش غلظت خون است.
* به عقيده پزشكان بيماريهاي كليه هم در بالا رفتن غلظت خون، ميتوانند نقش داشته باشند. كليهها هورموني به نام اريتروپويتين توليد ميكنند كه باعث افزايش سرعت تكثير سلولهاي خونساز ميشود. گاهي برخي از تومورهاي كليوي از طريق توليد بيش از حد اين هورمون غلظت خون و تعداد سلولهاي قرمز خون را بيش از اندازه افزايش ميدهند. البته ديگر بيماريهاي كليوي هم دخيل دانسته شدهاند. كيستهاي كليوي و حتي برخي از التهابات كليه از اين جملهاند اما شايد مهمترين علت كليوي، تنگ شدن شريان كليه باشد.
اين كار باعث ميشود كه به كليهها كمخونرساني شود و از شدت كمبود اكسيژن، بيش از حد اريتروپتيين توليد كنند. اين مسأله در نهايت باعث بالا رفتن غلظت خون ميشود. جالب اينجاست كه بيماراني كه تحت پيوند كليه قرار ميگيرند هم ممكن است به دلايل مختلف دچار افزايش غلظت شوند.
* همانطور كه گفته شد تومورهاي كليه اگر چه نادرند ميتوانند علت افزايش غلظت خون باشند. در واقع به جز تومورهاي كليه تومورهاي ديگري هم هستند كه چه با روش مشابه و چه با راهكارهاي ديگر باعث افزايش غلظت خون ميشوند. تومورهاي كبد تومورهاي مغز و تومورهاي غده فوق كليه از اين گروهند. حتي برخي معتقدند كه امكان بروز اين بيماري در تومورهاي رحم هم وجود دارد.
* درمان با هورمونهاي مردانه و مصرف داروهايي كه داراي هورمونهاي جنسي مرد هستند نيز ميتواند غلظت خون را افزايش دهد. به همين دليل ورزشكاراني كه از داروهاي نيروزا و غيرقانوني استفاده ميكنند در خطر ابتلا به اين بيماري قرار دارند چون بسياري از داروهايي كه وزشكاران به طور غير مجاز و به اصطلاح براي دوپينيگ به كار ميبرند، حاوي چنين تركيباتي هستند.
* باوجود تمام عللي كه توضيح داده شد، در بخش قابل توجهي از بيماران هيچ عامل خاصي براي ابتلا به بيماري پيدا نميشود. پس هميشه نميتوان انتظار داشت كه عامل زمينهساز مشخص و شناخته شدهاي براي بيماري قابل كشف باشد. به هر حال پزشكان همواره در اولين گام به دنبال علل مختلف ميگردند تا با درمان آن بيماري را كنترل كنند. در اين راه پزشك از آزمايشها، تصويربرداريها و روشهاي مختلف معاينه براي بدن استفاده ميكند.
حتي گاهي لازم ميداند كه از مغز استخوان فرد بيمار نمونهبرداري كند. در نهايت برحسب عامل زمينهاي، درمان تعيين ميشود.
مغز استخوان عضو اصلي توليد سلولهاي قرمز خون است. در مغز قرمز استخوان سلولهايي وجود دارند كه توانايي تكثير و توليد مثل آنها بسيار زياد است. اين سلولها كه سلولهاي پايه يا بنيادي ناميده ميشوند، دچار تغيير و تحولات تدريجي ميشوند تا در نهايت به گلبولهاي قرمز تبديل شوند. ميزان توليد گلبولهاي سرخ توسط اين سلولهاي بنيادي خونساز تحت كنترل عوامل متعددي قرار دارد به طوري كه اگر غلظت خون كم شود (به طور مثال در پي خونريزي)، به سرعت توسط بروز افزايشي در تكثير اين سلولها جبران ميشود و برعكس اگر غلظت خون زياد شود، روند توليد مثل اين سلولها به سرعت كم ميشود تا به طور ثانوي توليد گلبولهاي سرخ كم شود. با اين حساب كنترل دقيقي روي غلظت خون وجود دارد اما گاهي فرآيندهاي كنترلكننده غلظت خون به هم ميريزند و ديگر نميتوانند به دقت غلظت خون را كنترل كنند. اين امر ميتواند باعث افت غلظت خون به كمتر از حد طبيعي كه در اصل كمخوني محسوب ميشود و يا برعكس افزايش غلظت خون به بالاتر از حد مجاز شود. هر يك از اين اختلالات ميتوانند علائم و مشكلات خاص خود را براي بيمار ايجاد كنند و بنابراين بايد تحت درمان مناسب قرار گيرند.
عوارض غلظت خون
اين بيماري به هر علتي كه ايجاد شده باشد عوارضي را براي بيمار در پي خواهد داشت. وقتي كه خون غليظ ميشود، ديگر نميتواند به راحتي درون عروق بدن جريان داشته باشد و اين امر باعث كاهش خونرساني به قسمتهاي مختلف ميشود.
به طور مثال افراد مبتلا به غلظت بالاي خون دچار كاهش خونرساني به مغز هستند و بنابراين خوابآلودگي دارند. سرگيجه، سردرد، اختلالات بينايي و حتي و وزوز گوش از ديگر علائمي است كه در پي ابتلا به اين بيماري در فرد ايجاد ميشود. در برخي بيماران به علت سكون و كند شدن جريان خون، خون در عروق لخته ميشود. اين لخته شدن خون در عروق گاهي خطرات جاني ناگواري را براي فرد در پي دارد. كبود شدن بدن، گلگون و سرخ بودن صورت، خون دماغ و يا خونريزي گوارشي هم به علت غلظت خون بالا ايجاد ميشود. در بسياري از اين بيماران فشارخون بالاتر از حد عادي و معمول است. در ضمن، بالا رفتن غلظت خون باعث ميشود كه سطح اسيد اوريك خون بالا برود. اين مسأله باعث ميشود كه فرد مستعد ابتلا به نقرس و سنگ كليه شود. به دلايل مختلف اين افراد مستعد ابتلا به زخم معده هم هستند. در ضمن برخي معتقدند اگر چه به احتمال كم، اما اين افراد در خطر ابتلا به برخي از بدخيميهاي خوني در سنين بالا قرار دارند.
حال چه كنم؟
اين اختلال گاهي سالها به طول ميانجامد و سير باليني كندي دارد به طوري كه بيمار ممكن است چندين دهه از عمر خود را با اين بيماري خون (در اصل سطح هموگلوبين خون) سپري كند. به هر حال براي پيشگيري و به حداقل رساندن عوارضي كه گفته شد بهتر است هرچه سريعتر سطح غلظت خون به حد عادي رسيده شود. در حال حاضر پزشكان معتقدند كه در مردان مبتلا به اين بيماري بايد كاري كرد كه هموگلوبين كمتر از 14 و در زنان كمتر از 12 باشد. بهترين كار براي رسيدن به اين هدف، اهداي منظم خون است. اين كار به قدري تكرار ميشود كه بدن فرد دچار فقر آهن شود و به علت كمبود آهن ديگر قادر به ادامه خونرساني بيش از حد نباشد. پس از رسيدن به اين مرحله، اهداي خون هر سه ماه يك بار تكرار ميشود.
البته پزشكان در كنار درمان ياد شده از روشهاي درماني ديگري هم سود ميبرند. به طور مثال با تجويز داروهايي نظير آسپرين و غيره احتمال لخته شدن خون را كاهش ميدهند. حتي گاهي براي كنترل مناسب بيماري نياز به استفاده از برخي داروهاي شيمي درماني است. يك متخصص خون مجرب در اين زمينه به راحتي ميتواند بيماري را كنترل كند و اطلاعات كافي در مورد بيماري به شما ارائه دهد. در گذشته هم از روشهاي پزشكي هستهاي و درمان با مواد راديواكتيو (نظير فسفر راديواكتيو) براي درمان اين بيماري استفاده ميشده. اگر چه هم اكنون امكان انجام چنين درمانهايي در كشور ما نيز وجود دارد اما به علت وجود انتخابهاي درماني مناسبتر، كمتر از آن استفاده ميشود.
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
drsadjad[@]gmail.com
بسیارند کسانی که نخستین قدمها برای
آنچه در پی خواهد آمد حاصل گفت وگوی ما با
در روایات دو لفظ را زیاد می بینیم؛ یکی
بسم اللّه الرحمن الرحیم. با تشکر از شما عزیزان و دیگر دست اندرکاران مجله موعود، که امیدواریم خداوند تلاشهای شما را برای عصر ظهور مولا، ذخیره کند و این تلاشها مورد عنایت آقا قرار بگیرد. ان شاءاللّه .
واژه «آخرالزمان» با واژه «عصر ظهور» تقریبا مربوط نیست. واژه آخرالزمان یک تعبیر کشداری است که از بعد از دوران رسالت آقا رسول اللّه (ص) آغاز شده است. مطابق حدیثی که از آقا رسول اللّه (ص) داریم آن حضرت در حالی که به انگشت سبابه و وسطای خود اشاره می کنند، می فرمایند: «أنا والسّاعة کهاتین»؛ من و قیامت مانند این دو انگشت هستیم. یعنی پشت سر هم هستیم، یعنی من که آمدم آستانه قیامت است. آنچه از علائم که برای آخرالزمان گفته شده، علائمی است که برای قبل از ظهور است و در نتیجه واژه آخرالزمان به حسب واژه لغوی یقینا شامل عصر ظهور نیز می شود. ولی همه علائم و مشخصه هایی که در احادیث برای واژه آخرالزمان آمده، بر دوران قبل از ظهور منطبق است بنابراین آخرالزمان عصری است که از زمان آقا رسول اللّه (ص) آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. به تعبیر ما طلبه ها واژه آخرالزمان مقولٌ بالتّشکیک است؛ یعنی هر چه از زمان می گذرد عنوان آخرالزمان بر آن منطبق است. ولی این انطباق تنها شامل دوران قبل از ظهور می شود و در نتیجه آنچه به عنوان «اشراط الساعة»، در تعبیر اهل سنت، و «علائم ظهور»، در تعبیر اهل بیت(ع) آمده، بر آخرالزمان منطبق است و انتهای آن با ظهور است. اگر چه زمان ظهور نیز بخشی از آخرالزمان است ولی کاربرد این تعبیر بیشتر از عصر رسالت تا قبل از ظهور است.
عصر ظهور طبعا آغاز مشخصی دارد. در شب بیست و سوم ماه رمضانی که بین زمین و آسمان منادی الهی ندا می کند که: «ای اهل عالم بقیة اللّه آمد»، از آن لحظه عصر ظهور آغاز می شود. منتها ظهور، مقدماتی دارد که از شب بیست و سوم ماه رمضان آغاز می شود و تا دهم ماه محرم (روز عاشورا) سال بعد ـ که روز قیام جهانی است ـ ادامه می یابد. در واقع عصر ظهور از همان لحظه ظهور آغاز می شود، ولی عصر فرمانروایی و حکومت جهانی آن حضرت از زمانی آغاز می شود که حضرت مهدی(ع) از مکه معظمه به مدینه تشریف می آورند و دوباره از مدینه به مکه برمی گردند و از آنجا به همراه سیصد و سیزده نفر اصحاب خاص خود، بیش از ده هزار نفر از شیعیان و پنج هزار فرشته در حالی که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ آن حضرت حرکت می کنند به کوفه تشریف می آورند و این شهر را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب می کنند. اگر چه در مورد زمان این انتخاب به صراحت مطلبی در احادیث نقل نشده ولی آنچه برآورد شده حدود دو ماه بعد از ظهور است.
عصر ظهور تعبیر شفاف و روشنش مربوط به روزهایی است که حضرت مهدی(ع) در کوفه مستقر می شوند و لشکرها را از آنجا به سراسر عالم می فرستند. این عصر از این زمان آغاز می شود و سیصد و نه سال ادامه پیدا می کند. مطابق روایات صحیح، مدت حکومت آقا بقیة اللّه (ع) سیصد و نه سال است، به تعداد سالهایی که اصحاب کهف در غار بوده اند. بعد از آن دوران رجعت آغاز می شود. این دوران اگر چه تداوم دوران ظهور است، اما ما معتقدیم که عصر ظهور همان سیصد و نه سالی است که دوران فرمانروایی آقا بقیة اللّه است.
شما فرمودید مدت حکومت امام عصر(ع)
اولاً روایت مربوط به 309 سال که در غیبت شیخ طوسی و در کتابهای فضل ابن شاذان آمده از صحت بیشتری برخوردار است. این روایت، از لحاظ حدیث شناسی، حدیثی صحیح و صحیح اعلایی است. ثانیا، عقل بشر این معنا را درک می کند که اگر بنا باشد در دنیا هزاران سال ظلم و ستم باشد و آن دولت ایده آل فقط هفت سال بیاید و برود، این با برداشت کلی از حکمت پروردگار سازگار نیست. ثالثا، روایاتی که در آنها بر عدد هفت به عنوان مدت حکومت آن حضرت تأکید شده عمدتا از طریق اهل سنت نقل شده است. رابعا، عدد هفت بالخصوص علامت کثرت است؛ یعنی یک جا که می خواهند چیزی را بگویند که زیاد است عدد هفت را به کار می برند. حتی در مورد تعداد آسمانها که عدد هفت به کار می رود، گفته اند که هفت عدد نیست بلکه نشان کثرت است، بنابراین اعدادی داریم که برای نشان دادن کثرت است، مثلاً الآن تعبیر میلیون و میلیارد نشانه ای است برای کثرت ولی در روایات عمدتا تعبیر هفت برای کثرت به کار رفته است.
آخرالزمان و عصر ظهور چه تفاوت ماهوی
در احادیث فراوانی که در مورد آخرالزمان وارد شده هیچ مدحی دیده نمی شود. برخلاف دوران ظهور، که دوران گسترش فرهنگ، تمدن، پیشرفت، آرامش، آسایش، وفور نعمت و نزول بارانهای رحمت است، دوران آخرالزمان، به عنوان دوران قبل از ظهور، همه اش هرج و مرج، فتنه، تشویش، اضطراب، نگرانی، آشوب، حق کشی و تبعیض است و اگر بارانی هم می بارد باران نکبت، عذاب و مشکلات است نه باران رحمت. بنابراین این دو عصر با هم فرق اساسی دارند.
چگونه جهان از یک مقطع زمانی که همه اش
این درست مانند طلوع فجر در پس یک شب سیاه و تیره است. وقتی خورشید غروب می کند، جهان هر لحظه سیاه تر و تیره تر می شود ولی یک مرتبه با طلوع فجر همه ظلمات تبدیل به نور می شود. به تعبیر قرآن «وأشرقت الأرض بنور ربّها»؛ زمین با نور صاحب زمین روشن می شود. در احادیث هم عبارت «والفجر» را به فجر دولت آقا بقیة اللّه (ع) تفسیر کرده اند، بنابراین در انتهای شدت وقتی که شدت به نهایت رسید آن موقع دوران فرج، وفور، ظهور و روشنایی است.
چگونه مردمی که در دوران آخرالزمان به
گذشت زمان راه را باز و هموار می کند و موجب می شود که مردم تشنه عدالت شوند. وقتی مردم تشنه عدالت شدند زورمندان هم راه نجات را تنها در تسلیم و پیروی می دانند. اگر هم تسلیم نشدند آن موقع آنها را وادار به تسلیم می کنند.
امام مهدی(ع)، براساس روایات، با قدرتی می آید که رعبش تا مسیر یک ماه در دلها نفوذ می کند، همه زورمندان از آن حضرت می ترسند و در مقابل ایشان تسلیم می شوند.
این گسترش ظلم، فساد، هرج و مرج و
در آن دورانها هم طلب عمومی برای عدالت وجود داشت، ولی مشکلاتی بود که مانع از تحقق عدالت می شد؛ مشکلاتی که در زمان ظهور آقا بقیة اللّه (ع) وجود نخواهد داشت. امیرالمؤمنین(ع) زمانی خلافت را به دست گرفتند که بیست و پنج سال علیه ایشان تبلیغ شده بود. در این تبلیغ برای امیرالمؤمنین(ع) چهره دیگری ترسیم کرده بودند. به طوری که با کمال تأسف و تعجب در تاریخ می خوانیم که وقتی به مردم شام خبر رسید که امیرالمؤمنین(ع) در مسجد کوفه به شهادت رسیده اند، آنها گفتند: او که نماز نمی خواند در مسجد چه کار داشت؟ یعنی این قدر تبلیغ مؤثر شده بود. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: من به استادم گفتم: چه خوب شد که امیرالمؤمنین(ع) بعد از بیست و پنج سال به خلافت رسید، اگر زودتر می رسید این فتوحاتی که در زمان خلفا شده نمی شد. استادم گفت: تو اشتباه می کنی. خدا برای امیرالمؤمنین(ع) مقامی در نظر گرفته، که اگر نبود این دوران بیست و پنج ساله ظلمانی، وقتی آن حضرت روی کار می آمد تمام دنیا در مقابلش تسلیم می شدند و جز اسلام چیزی بر روی زمین باقی نمی ماند.
آقا بقیة اللّه (ع) با قدرت و معجزات باهره تشریف می آورند. دولت ایشان ـ که خداوند منان آن را وعده داده و توسط یک صدوبیست وچهار هزار پیامبر اعلام شده ـ دولتی است که وقتی می آید تمام راهها برایش باز است. آن حضرت مجاز است از قدرت استفاده کند. ایشان در مقابل تمام ابزار و ادوات جنگی دولتهای استکباری می ایستد و آنها را از کار می اندازد. ولی این برنامه برای امیرالمؤمنین(ع) در نظر گرفته نشده بود. ایشان آمدند و دلها را به طرف خود جذب کردند ولی مرتب مشکلاتی برایشان می آفریدند و جنگهایی ایجاد می کردند. افرادی بودند که تشنه عدالت بودند ولی آنها نیرویی نداشتند که بتوانند آن عدالت را حاکم کنند. ولی وقتی حضرت بقیة اللّه (ع) تشریف می آورند این مسائل در کار نیست تمام قدرتهای پوشالی آن روز ناچار به تسلیم اند.
افزون بر این اگر مردم بتوانند حق را بشنوند، خود حق یک اثری دارد که راه را باز می کند. در روایات داریم که وقتی آقا بقیة اللّه (ع) تشریف می آوردند، ایشان در شرق عالم صحبت می کنند در غرب عالم، مردم ایشان را می بینند و صدایشان را می شنوند و به پیغام رسان هم نیاز ندارد. این مطلب می رساند که حضرت بدون ابزار این کار را می کند. اگر چه ابزارهایی مثل رادیو و تلویزیون که در زمان ما هست تصور موضوع یاد شده را برای ما هموار کرده و می توانیم بفهمیم که این کارها شدنی است و به راحتی انجام می شود. بنابراین وقتی مردم امکان یافتند که حق را بشنوند طبعا در مقابل آن تسلیم می شوند و به صورت شفاف آن را می پذیرند.
شما در بین صحبتهایتان بحث تبلیغ منفی
ما در حال حاضر در عمق دوران تیرگی هستیم. اما در عصر ظهور یک مرتبه همه چیز واضح می شود؛ یک مرتبه صدای جبرئیل بین زمین و آسمان شنیده می شود. امام(ع) می فرماید هر چیزی هم برای شما مخفی بماند، دیگر بانگ جبرئیل بر شما مخفی نخواهد ماند. این ندا، صدای خاصی است که به هیچ وجه قابل اشتباه با صدای ماهواره و مانند آن نیست. براساس روایات فراوان، هر کسی با زبان مادری خود آن صدا را می شنود. یعنی برای کسی بد ترجمه نمی شود. بنابراین تک تک افراد مخاطب این ندا هستند و لذا وقتی آن چهره مثل قرص قمر جلوی چشم مردم است، چه دور و چه نزدیک، و همه آن را می بینند، صدای او را می شنوند و سیره او را مشاهده می کنند، دیگر هیچ راهی برای این که چهره آن حضرت را مشوش نشان بدهند باقی نمی ماند و طبعا تبلیغات منفی نیز هیچ اثری نخواهد داشت.
این که در روایات آمده، ندای آسمانی را هر
یقینا این طور نیست؛ زیرا شاخصه هایی برای این ندا گفته شده که با این تأویل جور نمی آید. اولاً گفته شده در بین مشرق و مغرب حتی یک نفر هم نمی ماند که این صدا را نشنود. آیا وقتی رادیو و تلویزیون مطلبی را پخش می کنند در تمام دنیا آن را می شنوند یا فقط در جاهایی که رادیو و تلویزیون وجود دارد آن را می شنوند؟ در حال حاضر ما مناطق زیادی در جهان داریم که برق ندارند و یا تحت پوشش رادیو و تلویزیون نیستند، خوب در این جاها این ندا چگونه شنیده می شود؟ ثانیا، در بسیاری از روایات در مورد ندای آسمانی این تعبیر وارد شده که هیچ خفته ای نیست مگر این که با شنیدن آن بیدار می شود. آیا صداهای معمولی، چه از طریق ماهواره پخش شود چه از طریق اینترنت و چه از طریق رادیو تلویزیون خفته ای را بیدار می کند؟ باید اول شخص بیدار بشود، دستگاه رادیو یا تلویزیون را روشن کند تا بعد بشنود. بنابراین این تعبیراتی که در مورد ندای آسمانی داریم از تأویل به دور است. این را نمی شود تأویل کرد. ثالثا، در روایات آمده که هیچ کس نیست جز این که این ندا را به زبان خودش می شنود، یعنی اگر در دنیا هزار زبان و لهجه مختلف باشد؛ این ندا به هزار زبان و لهجه شنیده می شود؛ مثلاً اگر من در کنار شما نشسته ام ولی به دو زبان مختلف صحبت می کنیم، من به زبان خودم می شنوم و حضرت عالی هم به زبان خودتان می شنوید که این مطلب به هیچ وجه با وسایل و دستگاههای امروزی منطبق نیست. بنابراین، این احادیث به تعبیر ما طلبه ها، آبی از تأویل است؛ یعنی إبا دارد از این که به ابزار و ادوات تأویل شود.
شما مهم ترین عامل پذیرش مردم را شنیدن
این ندا، تنها یکی از اسباب پذیرش مردم است. خود سیره حضرت، و اصلاحاتی که ایشان انجام می دهند اسباب دیگر پذیرش عمومی است. آقا بقیة اللّه (ع) در همان روز اولی که وارد کوفه می شوند اصلاحات خود را آغاز می کنند. آقا امام صادق(ع) می فرماید که آقا بقیة اللّه (ع) در اول حکومت اعلام می کند: «من مات و ترک دینا فإلیّ و علیّ»؛ هر کسی از دنیا برود و دَینی بر گردنش باشد بر من است [پس طلبکار [به سوی من بیاید. «من مات و ترک مالاً فلورثته»؛ ولی اگر کسی از دنیا برود و مالی از او باقی بماند مال ورثه اوست به من ربطی ندارد. مالش مال ورثه اش، دینش بر عهده من.
همانجا شروع می کنند به پاکسازی محیط. به طوری که در احادیث داریم که: «لایبقی ذو علّة»؛ یک بیمار روی زمین نمی ماند؛ «ولا ذو آهة»؛ هیچ مشکلداری در روی زمین نمی ماند. «لایبقی أعمی ولا مُقعد»؛ یک نابینا و یک زمینگیر در روی زمین نمی ماند. این یعنی سلامتی و بهداشت جهانی به تمام معنا.
موضوع دیگری که در زمینه عصر ظهور مطرح است، گسترش دانش بشری است. آنچه از علوم که توسط انبیا به مردم رسیده و یا خود مردم به آن دست یافته اند مجموعا دو حرف است ـ به تعبیری ـ که از امام سجاد(ع) و از امام صادق(ع) رسیده است ـ اما وقتی حضرت مهدی(ع) تشریف می آوردند، 25 حرف دیگر به آن اضافه می کنند؛ یعنی تمام آن 27 حرفی که خداوند برای بشر در نظر گرفته جاری می شود. شما حساب کنید تا 100 سال قبل برق نبود، برق که آمد یک علم بر هزاران علم بشر افزوده شد، رنگ دنیا عوض شد. بعد از آن تلفن و تلگراف و امثال اینها آمد و جهان عوض شد. در زمان خود ما اینترنت که آمد کلاً سیمای جهان عوض شد. یعنی یک علمی که بر صدها علم بشر اضافه می شود جهان رنگش عوض می شود. حال تصور کنید اگر یک مرتبه بر دو علم بشر بیست و پنج علم افزوده شود؛ یعنی 5/12 برابر علم موجود، بر آن افزوده شود، اصلاً عالم، عالم دیگری می شود. ما هر چه تلاش کنیم، مطالعه کنیم و قوه مخیله خود را به کار اندازیم که زمان ظهور را ترسیم کنیم، عاجزیم و نخواهیم توانست. یعنی دقیقا همان طوری که ما برای ترسیم روز قیامت و عالم آخرت عاجزیم و هر چه تلاش کنیم نمی توانیم براساس برداشتی که از این جهان داریم به تصویری از آن جهان دست یابیم، عصر ظهور هم نسبت به عصر ما آنقدر از لحاظ عظمت، شکوه و زیبایی در سطح بالایی است که برای ما قابل تصور نیست. بنابراین وقتی عصر ظهور آغاز می شود، مردمی که دوران قبل را دیده اند؛ یک مرتبه دورانی را می بینند که همه چیز آن عوض شده است و اگر کسی بین خود و فهمش سدی ایجاد نکرده باشد برایش خیلی روشن خواهد بود که نه این جهان، مشابه آن جهان است، نه این رهبر، مانند رهبرانی که تا حالا دیده است و نه این حکومت، مشابه حکومتهایی که تا کنون وجود داشته است.
شما فرمودید: مردم بعد از شنیدن ندای
تعبیر روایات ما درباره عصر ظهور این است که «یملأ الأرض قسطا و عدلاً کما ملئت ظلما و جورا»؛ آن حضرت دنیا را آن گونه که پر از ظلم و ستم شده بود از قسط و عدالت پر می کند. آن حالتی که عرض کردم طبعا بعد از شب اول نیست. بعد از گذراندن یک دوره ای است که مدت آن در احادیث هشت ماه ذکر شده است. تعبیر احادیث این است که آن حضرت هشت ماه شمشیر حمایل می کند. ولی بعد از هشت ماه دیگر هیچ نیازی ندارند که شمشیر حمایل کنند. از ماه رمضان که شروع کنیم، شوال، ذیقعده، ذیحجه، محرم، یعنی 3 ماه و 17 روز بعد از آن صیحه آسمانی روز قیام جهانی است. باز هم مطابق آن روایات تا پنج ماه بعد هم کم و بیش درگیری هست. براساس روایات فراوان وقتی آن حضرت وارد کوفه می شوند، هنوز لشکر سفیانی در کوفه است و با ورود آن حضرت به کوفه آنها از کوفه فرار می کنند و به طرف مدینه می آیند. آنها در مدینه قتل عام می کنند و از آنجا به طرف مکه رهسپار می شوند. بین مدینه و مکه در سرزمین «بیداء» آنها گرفتار خسف می شوند و در دل زمین می روند. بنابراین در روزهای اول ظهور قطعا جنگ و درگیری هست. در اینجا جمله ای را باید عرض کنم: این که می گوییم دنیا قبل از ظهور پر از ظلم و ستم می شود، این منافات ندارد با اینکه اگر در خانه ای یک نفر نخواهد ظلم کند نتواند. الآن اگر این اتاق پر از زباله باشد و فقط در یک گوشه ای یک وجب جای تمیز باشد باز می گویند اینجا پر از زباله است و آن یک وجب جای تمیز دیگر به حساب نمی آید. فرض کنید اگر از شش میلیارد انسانی که در روی زمین هستند چند صد هزار نفر از آنها آدمهای خوبی باشند باز هم صدق می کند که دنیا پر از ظلم و ستم است، پر از آدم شریر است. وقتی هم آن حضرت تشریف می آورند منافات ندارد که در میان مردم آن زمان، که اگر همین شش میلیارد نفر باشند، ششصد هزار نفر هم آدمهای ناباب باشند. اینها طبعا تا مدتی که امیدی دارند مقاومت می کنند، اما بعد که امیدشان ناامید شد یا در مقابل قوه قهریه از بین می روند یا این که به خود می آیند و خودشان موضعشان را عوض می کنند. بنابراین اصل درگیری در اوائل هست ولی بعد از 8 ماه دیگر هیچ نیازی به درگیری نیست.
با تعبیری که داشتید با اضافه شدن 5/12
تفاوت فراوان است. در روایات داریم که وقتی حضرت تشریف می آورند، در روی زمین نقطه ای نمی ماند که سبز نباشد. در حدیثی آمده است: در دوران ظهور کسی که از دمشق به طرف کوفه حرکت می کند، در سراسر مسیر خود، روی زمین سرسبز راه می رود. یعنی جهان از لحاظ وضع ظاهرش اینقدر عوض می شود. بارانهای رحمت فرو می بارد، زمین معدنهایش را خارج می کند، نباتش را خارج می کند، دنیا پر از نعمت می شود، آنقدر پر از نعمت می شود که برای احدی حاجتی نمی ماند. منادی حضرت در میان مردم ندا می کند که هر نیازمندی هست سراغ من بیاید. در روایات آمده که یک نفر می آید، بعد به او می گویند که هر چه داری پهن کن، پارچه ای دارد پهن می کند، آن را پر می کنند، او می بیند هیچ کس دیگر نیامد، خودبه خود خجالت می کشد، وقتی خجالت کشید برمی گردد و می گوید: من نمی خواهم. می گویند: چیزی را که به کسی دادیم پس نمی گیریم و او با شرمندگی آن را تا منزلش حمل می کند. یعنی مردم چنین غنا و استغنایی پیدا می کنند؛ یعنی هم غنی می شوند و هم دلهایشان بی نیاز می شود.
در روایات فراوان از طریق اهل سنت مثلاً در کتاب عقدالدرّر داریم که شمشهای طلا را می برند در خانه افراد که انفاق کنند می گویند: ما نیاز نداریم. کسی برای صرف زکات، صدقات، مبرات، و صله اش جا پیدا نمی کند. اینها چیزی است که الآن برای ما باور کردنش سخت است ولی برای این که بتوانیم باور کنیم مثالی می زنم: در صدر اسلام با آن فقری که جهان اسلام داشت مثلاً 313 نفر در جنگ بدر آمده اند برای جنگیدن، 2 تا اسب دارند. دیگر فقر از این بیشتر؟! در جریان جنگ تبوک چند نفر با یک خرما سد جوع می کردند. همین افراد در سایه عمل به دستورات اسلام، یعنی با همین زکات و خمس و سایر چیزهایی که اسلام قرار داده، در مدت کوتاهی در کمتر از دو قرن به جایی رسیدند که در زمان هارون الرشید با این که امام معصومی هم سر کار نبود، یک ظالم سر کار بود ولی به دلیل همین مقدار که به ظواهر اسلام عمل می شد، وضع به گونه ای شد که از مصر نامه نوشتند به هارون الرشید که ما برای زکات جایی نداریم، به هر کس مراجعه می کنیم می گوید که من نیاز ندارم. همین مقدار که به ظواهر اسلام عمل شده به این نتیجه رسیده اند و هارون در جواب نوشت برای این که این پولها آنجا نماند در کنار هر مسجد یک مدرسه بسازید. آن روز مطابق آماری که دارند ـ البته شاید دقیق نباشد ـ شصت هزار مسجد در آن منطقه بوده است. در کنار هر مسجد یک مدرسه ساختند تا این پولها هزینه شوند.
پس، اسلام این قدرت را دارد که اگر به قوانین اقتصادی آن عمل بشود روی زمین را مستغنی کند.
در زمان حضرت مهدی(ع) به این قوانین به بهترین شکلی عمل می شود، به اضافه برکات و عنایات الهی. هیچ نوع احتکار پیش نمی آید، هر نوع قمار، رشوه و امثال اینها که باعث می شود این تبعیضها پیش بیاید از میان برداشته می شود مطلقا هم کسی به سراغ آنها نمی رود. از آن طرف هم انفاق و احسان در حد اعلا. از آن طرف یک شخصیتی مثل آقا بقیة اللّه (ع) هر روز در مقابل مردم با دست باز ایستاده است و کسی هم که می آید احساس نمی کند که نیازی دارد تا از آن حضرت چیزی مطالبه کند. وقتی هم حضرت از مردم مطالبه می کند که اگر نیازمندی هست بیاید؛ هیچ کس پاسخ مثبت نمی دهد. بنابراین خود اسلام این قدرت را دارد که اگر به آن عمل بشود مردم را بی نیاز کند و نمونه اش را عرض کردم. مضافا این که آن زمان وعده الهی است که عدالت حضرت به تمام دنیا برسد، جهان با نور عدالت منور شود و ظلمی در هیچ گوشه ای از دنیا یافت نشود. اینها تعبیر احادیث است، و هیچ نیازمندی در سطح دنیا دیده نخواهد شد.
آیا در زمان ظهور فقط زمین سرسبز
آنها هم یقینا عوض می شود. مثلاً همان روزهای اول که حضرت شروع می کنند به اصلاحات، راههای اصلی را توسعه می دهند. حداقلی که برای جاده ها آن روز تعیین شده شصت ذراع است که تقریبا برابر سی متر است. یعنی در آن زمان خیابانی باریک تر از سی متر نخواهد بود. بعد دستور می دهند هر بالکنی را که به سوی خیابان است خراب کنند. یعنی سبک بناها هم عوض می شود. دستور می دهد که هر ناودانی را که رو به خیابان است ببندند. شهرها خیلی بزرگ می شود مثلاً در مورد کوفه ذکر شده که مساحت آن به دویست و پنجاه و چند کیلومتر می رسد. البته در روایات تعبیر ذراع است که وقتی آن ذراع را حساب می کنیم به دویست و پنجاه و چند کیلومتر بالغ می شود. در روایت دیگری وارد شده است که کوفه به دو نهر؛ یعنی دجله و فرات متصل می شود. در حدیثی داریم که خانه های کوفه به خانه های کربلا متصل می شود. این توسعه را از لحاظ شهرسازی داریم و آن نظم را از لحاظ این که ناودانی به بیرون نباشد، بالکنی به بیرون نباشد. در روایتی آمده است که آن حضرت هر مسجدی را که در مسیر راهها باشد از بین می برد. یعنی اجازه نمی دهد جاده ها کج و معوج شود.
در حدیث دیگر داریم که در زمان ظهور مسیر پیاده از مسیر سواره جدا و دستور داده می شود که هیچ پیاده ای حق ندارد از مسیر سواره برود و اگر از مسیر سواره برود و آسیبی به او برسد بر عهده خودش است. در اینجا این نکته را باید یادآور شوم که در احادیث ملاحم معمولاً دنبال سند نمی گردند چون در آن زمانها این مسائل را کسی نمی توانست تصور کند تا به دنبال جعل روایت درباره آنها باشد. مثلاً این که در روایت آمده است: هنگامی که امام مهدی(ع) در شرق عالم است در غرب عالم او را می بینند یا صدایش را می شنوند، این الآن برای ما قابل فهم و تصور است ولی 1400 سال پیش اصلاً قابل فهم و تصور نبود تا کسی این مطلب را جعل کند، لذا این مطالبی که در احادیث ملاحم آمده راه گشای خوبی است و تا حدی می تواند آینده را برای ما مشخص کند.
آیا این بحث بزرگ شدن شهرها را ما فقط در
در روایات این تعبیر را داریم که این 313 نفر حاکمان خدا بر روی زمین هستند. وقتی حضرت در کوفه مستقر شدند، با هر لشکری یکی از این 313 نفر را به سرزمینهای مختلف می فرستند. بنابراین این طور نیست که بقیه جاها فراموش شوند. کوفه، ام القرای جهان اسلام می شود، عاصمه حکومت مهدویه می شود. پایتخت تمام گیتی می شود و هیچ مرز جغرافیایی در روی زمین نمی ماند، اما اقلیمهای دیگر از بین نمی روند چون در حدیث داریم که حضرت در هر اقلیمی نماینده اش را می فرستد و به آنها دستور می دهد که پیمان شما کف دست شماست. هر مسئله ای برای شما پیش آمد که جوابش را نمی دانید به کف دستتان نگاه کنید تا پاسخش را پیدا کنید. برای تصور و فهم این مطلب می توانیم آن را تشبیه کنیم به تلفنهای همراهی که تصویردار هستند. اما از احادیث این استفاده نمی شود که ارتباط امام مهدی(ع) با یارانش به وسیله ابزار باشد.
مرحوم آقای میر جهانی، مؤلف نوائب الدهور، داستانی نقل می کنند که با عنوان «نورستان» در بعضی کتابها هم درج شده است. ایشان می فرماید: دو نفر از شهر آقا بقیة اللّه (ع) پیش من آمدند. یکی از آنها در کف دستش چیزی بود، به آن نگاه می کرد حرف می زد. من گفتم: چیست؟ گفت: من دارم با امیر خودمان صحبت می کنم. بعد آن چه در کف دستش بود به طرف من گرفت. من تصویر آن امیر را آنجا دیدم. تا من او را دیدم، او به من سلام کرد. بعد من به او گفتم: او مگر من را می بیند. گفت: بله، همان طوری که تو او را می بینی او هم تو را می بیند. یعنی بیش از 24 سال قبل از این در دست افرادی که در بلاد حضرت زندگی می کردند دستگاهی بود شبیه موبایل تصویردار امروز ما. یقینا آنجا از تکنیکهای برتری برخوردار هستند. لازم نیست که از این جا ببرند، آنها یقینا دارند. آنوقتی که حضرت تشریف می آورند و در دنیا علم شکوفا می شود، سطح دنیا عوض می شود و فرهنگ جهان به گونه ای غیر قابل تصور توسعه پیدا می کند.
نویسنده کتاب یوم الخلاص که ما ترجمه کردیم به روزگار رهایی چند نکته را یادآور می شوند، یکی این که اینهمه در روایات راجع به فتوحات آقا بقیة اللّه (ع) صحبت شده، اما هیچ اشاره ای به آمریکا و اقیانوسیه نیست، ایشان از این مطلب برداشت می کند که این کشورها قبل از ظهور در این جنگهای بین المللی از بین می روند و... الآن هم این اوضاع که در آمریکا شروع شده احتمال این معنا را می دهد که دیگر این کشور قابل دوام نباشد و ممکن است خود اروپا در مقابلش بایستد و از بین برود. به هر حال آنچه قبل از ظهور از بین رفته که رفته ولی آنچه بعد از ظهور مانده، هر کسی الآن در هر کشوری تلاش می کند که خود را به پایتخت برساند طبعا در آن زمان بیشتر از این خواهد بود. هر کسی تلاش می کند که خود را به کوفه برساند و در حضور آقا باشد و روایات فراوان داریم که وقتی حضرت در کوفه مستقر شدند. هیچ مؤمنی در زمین نمی ماند جز این که یا در کوفه است یا به سوی کوفه می آید و یا دلش به سوی کوفه پر می زند. اگر کسی هم به دلایلی نتوانست بیاید، البته شاید جوری باشد که امکانات آن روز خیلی آسان باشد، هر کس در کشور خودش باشد ولی سر نماز خودش را برساند، چون الآن هم در اروپا به خاطر پروازها که منظم است گاه شده است که ما نماز جماعت ظهر را در یک مسجدی در یک شهری وعده داده بودیم، نماز عصر را به مسجد دیگر در شهری دیگر طوری تنظیم کرده بودیم که به موقع به فرودگاه برسیم و به موقع هم به آنجا. آن موقع هم که طبعا امور منظم تر، سریع تر و ابزار همگانی تر خواهد بود، در آن صورت شاید کسی نیازی نبیند که حتما بیاید در شهر کوفه زندگی کند بلکه ممکن است در شهر خودش باشد و موقع خطابه حضرت خودش را برساند، موقع نماز حضرت خودش را برساند، اینهم امکانش هست.
به عنوان آخرین مطلب اگر فکر می کنید
مطالب مربوط به آخرالزمان فراوان است که حتی اشاره ای هم به آنها نداشتیم. اما در مورد عصر ظهور، مخصوصا چون شما می خواهید این مطالب را در مجله مطرح کنید و باید برای خواننده یک عشقی ایجاد کند و بداند که اگر اهل دنیا هم باشد برای این که به دنیای خوبی برسد باید منتظر باشد و آن روزها را آرزو کند. لازم است نکاتی را یادآور شوم ما در تاریخ اسلام داریم که وقتی آقا رسول اللّه (ص) فرمودند: هر که از دنیا برود و مالی داشته باشد برای اولادش است اما اگر قرض دارد بیاید به سوی من. خیلی از یهود بعد از این پیام مسلمان شدند؛ زیرا دیدند خیلی به سودشان است. این که اگر من بمیرم هر چه دارم مال اولادم باشد و اگر قرض دارم آن را رسول اللّه (ص) بپردازد، خیلی چیز خوبی است و لذا می گوییم اگر کسی اهل آخرت است باید منتظر آن روز باشد و اگر کسی هم اهل دنیا است، روزگاری زیباتر از آن روز امکان ندارد، اصلاً تصورش امکان ندارد که اصلاً روزگاری باشد که زیر آسمان ظلمی، جاهلی و تبعیضی نباشد. بنابراین شما سعی کنید که در همه نوشته ها این عشق و علاقه برافروخته شود. برخی از تعابیری که در مورد عصر ظهور آمده، برای ما قابل تصور نیست. قرآن کریم می فرماید: «و أشرقت الأرض بنور ربّها»؛ روزی که زمین به نور صاحب زمین روشن شود. همه تفاسیر، همه روایات گفته اند که این روز، روز ظهور است. می گوید در آن روز طوری می شود که مردم از نور خورشید بی نیاز می شوند و آنقدر دنیا منوّر می شود که شب و روزش یکی می شود. یعنی اصلاً یک الگوهای دیگر بر دنیا حاکم می شود. این که الآن شبها برای سکونت است و روزها برای تلاش است ظاهرا اینها دگرگون می شود.
تعبیر دیگر در مورد عصر ظهور این است که: عمر مردم به قدری زیاد می شود که هر فرد حداقل هزار نفر از اولاد خودش را درک می کند. الآن مردم برای این که از یک مرض نجات پیدا کنند و ده سال بیشتر عمر کنند، آنچه دارند فدا می کنند، اما روزی می رسد که به تعبیر روایات، انسان هزار نفر از نسل خودش را می بینند.
در عصر ظهور زمان با برکت می شود، یک سال به اندازه ده سال است؛ یعنی 309 سال آن روز معادل 3090 سال امروز است. بنابراین یقینا ناگفتنی های ما هم خیلی زیاد است. ان شاءاللّه بتوانیم در این زمینه تلاشهای بیشتری داشته باشیم.
