وبلاگ اطلاع رسانی وآموزش
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم دی 1393ساعت 21:43  توسط حمید آخانی  | 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

 امام حسن عسکری علیه السلام:

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلاةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

فرارسیدن ایام شهادت امام حسن عسگری ابوالمهدی تسلیت باد

 

تحف العقول ص 442 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم دی 1393ساعت 21:38  توسط حمید آخانی  | 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; border:solid windowtext 1.0pt; mso-border-alt:solid windowtext .5pt; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid windowtext; mso-border-insidev:.5pt solid windowtext; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

نام

نمره

آب سیه علیرضا

13

ابطحی ابوالفضل

15

احمد وند

5/16

افشار علیرضا

غایب

آقازیارتی علیرضا

18

انصاری عمران

18

ایزد خواه محمد رضا

15

بابایی عرفان

15

بارانی امیر محمد

18

بختیاری محمد مهدی

17

بداقی سجاد

19

بنائیان امیر محمد

11

بیگ زاده حسین

14

پیر بداقی مصطفی

19

جودکی رضا

16

جیریایی علیرضا

19

خلیلی امیر محمد

14

داودآبادی مهدی

17

غلامی احمد رضا

8

فراهانی سینا

14

کیشانی علی

14

محمودی علی

7

مشتاقی علی

12

مظلومعلی حسین

18

مقصودی امیر

18

میرجوادی

13

میقانی مهدی

15

+ نوشته شده در  شنبه ششم دی 1393ساعت 17:28  توسط حمید آخانی  | 

یاموزیم كه: * با احمق بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه ی خویش خوشبخت زندگی کند. * با وقیح جدل نکنیم, چون چیزی برای ازدست دادن ندارد و روح مارا تباه می کند. * از حسود دوری کنیم , چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم , باز از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید. * تنهایی را به بودن در جمعی که مارا ازخودمان جدا می کند, ترجیح دهیم. * از (( ازدست دادن )) نهراسیم که ثروت ما به اندازه ی شهامت ما در نداشتن است. * بیشتر را بر کمتر ترجیح ندهیم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبک باری است. * کمتر سخن بگوییم که بزرگی ما در حرف هایی است که برای نگفتن داریم , نه برای گفتن. * از سرعت خود بکاهیم , که آنان که سریعتر می دوند, فرصت اندیشیدن به خود نمی دهند. * دیگران را ببینیم , تا در دام خویشتن محوری , اسیر نشویم. * از کودکان بیاموزیم, پیش از آن که بزرگ شوند و دیگر نتوان از آنان آموخت... منبع:قدرت تفكر مثبت www.azamgoli.mihanblog .com [ع ز] [دوشنبه 8 آذر 1389 10:23 ب.ظ] [نظرات] دیگران در باره ما چه فكر میكنند مربوط به موضوع » نغمه های شادی در دینداری » آیا شما شخصیت سالمی دارید؟ » راهكار های اصولی برای تحول در زندگی دیگران در باره ما چه فكر میكنند اطراف تک تک ما را – چه بخواهیم چه نه – افراد مختلفی گرفته اند و این طبیعی است که ما به آن چه دیگران راجع به ما فکر می کنند اهمیت بدهیم اما زیادی نگران آن چه آنها فکر می کنند بودن باعث می شود راه مان را زیادی تغییر بدهیم و به اصطلاح به ساز هر کسی برقصیم و از اهداف حقیقی خودمان عقب بیافتیم و زندگی ای بسازیم صرفآ برای راضی نگه داشتن دیگران. نقل قول معروفی است که می گوید «راز موفقیت را نمی دانم اما راز شکست در راضی نگه داشتن همگان است.» با این وجود اگر خیلی بی توجهی کنید و نظر اطرافیان تان را به کلی نادیده بگیرید باعث می شود اشتباه های تان را هم نادیده بگیرید، روابط تان شکر آب شده و به ضرر شخص شما تمام می شود. شش توصیه که به شما کمک می کند در این مواقع با تعادلی مناسب با آن کنار بیایید: مرحله اول، توجه کنید اما نگران نباشید: کمتر پیش میاید که نگران بودن کمکی به شما بکند، به خاطر آن چه دیگران راجع به شما فکر می کنند نگران یا ناراحت نباشید. سعی کنید احساسات تان را وارد این قضیه نکنید. سعی هم نکنید که فکر دیگران را بخوانید که «یعنی این طوری فکر می کنه….؟» «یعنی چی راجع به من فکر می کنه…؟» شما بیشتر از هر کس دیگری خودتان را زیر ذره بین می گذارید خیلی اوقات دیگران خیلی کمتر از آنچه فکر می کنید راجع به شما فکر می کنند. آنها هم مثل شما درگیر فکر کردن به خودشان هستند و وقت برای دیگران ندارند! مرحله دوم، آیا نظر آنها اهمیت دارد؟: توجه کنید که هر نظر مال چه کسی است؟ آیا اصلآ نظر آن فرد برای شما اهمیتی دارد؟ آیا حرف آن فرد نزد شما اعتباری دارد؟ اظهار نظر آن غریبه راجع به خودتان را اصلآ ناشنیده بگیرید. نظر او هرگز هیچ تاثیری روی شما نخواهد داشت. یک مثال بارز در این رابطه موقعی است که مثلآ افرادی که اضافه وزن دارند تصمیم می گیرند لاغر شوند و می خواهند به باشگاه و کلاس های ورزش بروند اما خجالت زده اند و با خود فکر می کنند «دیگران راجع به من چه فکر خواهند کرد؟» از خودتان بپرسید «آیا نظر آنها تاثیری روی من خواهد داشت؟»، آیا اصلآ نظر آنها مهم است؟ مطمئن باشید با خودشان شما را تحسین خواهند کرد که با پشتکار برای رسیدن به هدفی تلاش می کنید که به نفع تان است و به اعتماد به نفس شما حسودی خواهند کرد. کسی که دکتر می رود مریض است دیگر، نه؟ کسی که سالم است وارد مطب دکتر شود و به مریض های داخل اتاق پز بدهد احمقانه است این طور نیست؟ کلاس ورزش هم همین طور است. کسی که آن جا می رود قرار نیست مانکن باشد بلکه تصمیم دارد مانکن شود! پس نظر دیگران را دور بریزید و همین امروز آن کاری که به نفع تان است را انجام دهید. مرحله سوم، از نظر آنها استفاده کنید: به نظرات مفید خصوصآ از افراد مهم دقت کنید، مثلآ اگر رئیس تان از شما می خواهد میز کار تان را تمیز و مرتب نگه دارید این وقتی است که باید به این نظر با دقت گوش کنید! هم کار و درآمد تان را نگه می دارید هم به خاطر مرتب بودن میز تان کار تان راحت تر خواهد شد. البته سعی نکنید از حرف و رفتار دیگران معنی «استخراج» کنید، مثلآ اگر یک نامه کمی سرد و غیرمعمول گرفتید بهتر است که فقط بگذارید به حساب گرفتاری شخصی آن فرد یا عجله و… تا اینکه فکر کنید شاید فرستنده مشکلی با شما دارد یا از شما عصبانی است. مرحله چهارم، هیج چیز مهم تر از اهداف شما نیست: اگر تصمیم گرفته اید رتبه سه رقمی کنکور را کسب کنید این انتخاب شماست و هیچ چیز نباید جلودار شما از رسیدن به این هدف باشد. اینکه دوستان تان شما را به خاطر بیرون نرفتن با آنها «خر خون» و… می خوانند هیچ اهمیتی ندارد. برعکسش هم صادق است، اگر برنامه دیگری برای زندگی تان دارید برچسب هایی که پدر مادر تان به خاطر اینکه مثل پسر همسایه از سحر تا غروب پای کتاب ها نشسته اید ناشنیده بگیرید، فقط روی اهداف زندگی تان تمرکز کنید و به سمت موفقیت حرکت کنید. مرحله پنجم، برای ارزش های تان ارزش قائل شوید: اگر بقیه ارزش های شما را بی ارزش می دانند اصلآ به آنها اهمیت ندهید. ممکن است شما دوست داشته باشید کتاب و مقاله هایی راجع به موفقیت و زندگی بخوانید اما نگرانید که ممکن است دوستان تان به شما بخندند. شاید بخواهید وقتی معلم تان شما را به حال خودتان گذاشته درس بخوانید یا وقتی رئیس تان نیست بیشتر کار کنید اما دوستان و همکاران تان شما را «اسکل» بخوانند که «نمی پیچونید» یا «زیر آبی» نمی روید! ماجرا هر چه که هست به اهداف و ارزش های خودتان پای بند باشید، خیلی از افراد (حتی اگر به زبان نیاورند) وقتی ببینند شما چطور برای رسیدن به اهداف تان تلاش می کنید شما را با خود تحسین می کنند. مرحله ششم، به یاد داشته باشید شما مجبور نیستید همه را راضی نگه دارید: حتی اگر بخواهید هم نمی توانید همه را راضی نگه دارید، پس اصلآ تلاش هم نکنید. یاد بگیرید به آن چه بر خلاف ارزش ها و اهداف شما است «نه» بگویید. شهامت داشته باشید که گاهی خلاف آن چه اکثریت فکر می کنند بگویید و اظهار نظر کنید، اگر واقعآ به نظر تان اعتقاد دارید. البته طبیعی است که در زندگی هر کس افرادی هستند که شما دوست دارید آنها را راضی و خوشحال نگه دارید، همسر تان، فرزندان تان یا رئیس تان. اما به طور کلی نظر و افکار اکثر افراد واقعآ تاثیری روی شما نخواهد داشت پس بی اهمیت است. به اضافه اینکه اگر شما واقعآ خودتان باشید افرادی را دور خود خواهید داشت که شما را به خاطر خودتان می خواهند. این بهتر از این نیست که نقش بازی کنید تا همه را راضی نگه دارید؟ آیا شما هم تجربه های مشابه داشته اید؟ شما از چه روش هایی برای حل این مشکلات استفاده می کنید؟ در قسمت نظرات بیان کنید تا همگی استفاده کنیم. www.sivert.dil.ir [ع ز] [شنبه 13 شهریور 1389 09:22 ب.ظ] [نظرات] ما چگونه فکر می کنیم ؟ مثبت یا منفی ! مربوط به موضوع » راهكار های اصولی برای تحول در زندگی فکر و زندگی یافته های روانشناختی حاکی از آنست که چگونه اندیشیدن در چگونه زندگی کردن انسان تاثیر دارد ، بعبارت دیگر انسان هر طور که فکر کند همانطور هم زندگی می کند . یعنی اینکه ذهن انسان دهن بین است هرچه به او بگوئید باور می کند . حال باید دید : ما چگونه فکر می کنیم ؟ مثبت یا منفی ! تجربه زندگی ، در جامعه امروزی حاکی از آن است که توانمندی ما در جهت منفی بسیار زیاد و نگرش ما به سمت مثبت بسیار کم است . در گذر زمان یاد گرفته ایم یا به ما آموخته اند که منفی فکر کنیم و منفی ببینیم . اولین چیزی که در خود و یا در دیگران توجه ما را به سوی خود جلب می کند نقاط منفی است . تفکر منفی بیماری مهلکی است که ذهن ،‌احساسات و جسم انسان را مبتلا می سازد . با این حال اگر آنرا با بیماریهای خطرناکی مانند ایدز ، ‌ناراحتی های قلبی ، فشار خون ،‌ سرطان و هر بیماری مشابه دیگری مقایسه کنیم می بینیم تفکر منفی چیزی نیست که نتوان از آن اجتناب کرد . لذا تفکر منفی درمان پذیر است ! چرا که این افکار است که بر احساسات ما تاثیر می گذارد ! برای مثال به چیزی که دوست دارید فکر کنید چه احساسی دارید ؟ حال به چیزی که از آن متنفرید بیاندیشید ! چه احساسی دارید ؟ بار دیگر به آنچه که دوست دارید فکر کنید ؟ مجبور نیستیم آگاهانه احساسات خود را تغییر دهیم ، کافیست افکارمان را تغییر دهیم تا احساسات ما به سرعت از آن تبعیت کند . افکار مثبت ( خوشی ، خوشبختی ،‌احساس موفقیت ، احترام بنفس و ارزشمند بودن و … ) تاثیر مثبت ( دلگرمی ، آرامش ، راحتی ، ‌انرژی ، عشق و … ) برجای می گذارند . پس هر اندیشه خوبی که در ذهن ما جاری شود بر سرنوشت زندگی ما تاثیر می گذارد در حالی که افکار منفی ( حقارت ، خود کم بینی ،‌رنجش ،‌ترس و … ) نتایج منفی (‌عصبیت ،‌اضطراب ، عناد ،‌خشم ،‌خستگی و … ) تولید می کند . در همین رابطه مولانا می گوید : از یک اندیشه که آید در درون صد جهان گردد به یکدم سرنگون به عبارت دیگر ذهن جایگاهی است که می تواند از جهنم بهشت و از بهشت جهنم بیافریند . از سوی دیگر اغلب بیماریها ساخته و پرداخته ذهن بیمار ماست ! گاه احساس شایسته نبودن روی تمامی نقطه نظرات مثبت ما تاثیر منفی می گذارد و افکار منفی را اعتبار می بخشد . بارها پیش آمده است وقتی به جنبه مثبتی از زندگی برخورد می کنیم بلافاصله احساس ناشایسته بودن پا پیش گذاشته فرمان دیگری صادر می کند : نه نیستی ! وقتی چیز مثبتی برای خود آرزو می کنیم احساس ناشایسته بودن می گوید : نه این واقعیت ندارد ! هنگامی که درباره خود فکر بدی می کنیم احساس ناشایسته بودن در مقام موافق ظاهر می شود ، بله همینطور است ! از این هم که فکر می کند بدتر ! وقتی که به خود می گوییم : نمی توانیم به خواسته خود برسیم ، احساس ناشایسته بودن می گوید : بله ! حالا واقع بینانه فکر می کنی ! بررسی های علوم پزشکی حاکی از آنست که : ۱- تمامی افکار منفی ، ایمنی و مصونیت بدن را کاهش داده ،‌موجب افزایش فشار خون شده و در بدن فشار عصبی و خستگی عمومی تولید می کند ،که سرایت بیماریهای فرصت طلب و اختلال در کارکرد قلب و فرسوده عضلات را نیز در پی دارد . ۲- هر چه مردم بیشتر فکر کنند که ظرف چند سال ( آتی ) خواهند مرد ، کمتر به انجام طرحهای بلند مدت فکرمی کنند . در نتیجه خوشی و لذت زندگی از بین می رود و میل به زندگی نیز فروکش می کند . لذا مدت زمانی بعد می گویند : زندگی به چه دردی می خورد ؟ چون پاسخ مناسبی ممکن است دریافت نکند ،‌میل به مردن در انسان قوت می گیرد ! ۳- بین شرایط فکری و حالات جسمانی انسان ارتباط مستقیم وجود دارد ! هر چه انسان در سایه آرامش فکری و روحی فرصت بیشتری را جهت استراحت بدست آورد ، قلب کمتر به زحمت می افتد و کمتر کار می کند در نتیجه فشار کمتری به دستگاه قلب و عروق انسان وارد می شود . وقتی فشارهای ناشی از تفکر منفی تمام می شود و حالت راحتی به بدن بر می گردد کار قلب و دستگاه گردش خون می تواند التیام یابد و به وظایفی که برای فرد تعیین شده است بهتر عمل نماید .ایجاد تفکر مثبت فرسودگی عضلات را کم می کند چه بسا آنها را بازسازی کند ! سرطان در واقع توده ای از بافتهای سلولی است که خارج از کنترل انسان رشد می کند ، این رشد می تواند بسرعت یا به کندی صورت پذیرد . ما بسیاری از بیماران سرطانی را می شناسیم که بیماریشان بطور خودبخودی تسکین یافته است . بخاطر آنکه افکارشان را تغییر داده اند و این تغییر بر پیشرفت سرطان در آنها تاثیر گذاشته است . بجای آنکه منتظر مرگ بمانند ! این فکر را با میل به زندگی عوض کردند . بنابراین می توان نتیجه گرفت که تفکر منفی درمان پذیر است . اینکه چگونه بیاندیشیم در اختیار ماست ! اینکه مثبت فکر کنیم یا منفی و یا اینکه چه مسیری را در زندگی انتخاب نمائیم در دست ماست . اگر بخواهید احساس بهتری داشته باشید باید بدانید بجای حوادث بیرونی این افکار و طرز تلقی های شماست که احساسات شما را بوجود می آورند ! با شادیها ،‌زیبائیها و رنگهای زندگی همدردی کنید ، هر چه از اشکالات زندگی کمتر بگویید بهتر است . در هر لحظه به خصوص ، ‌به دلایل مختلف می توان ثابت کرد که زندگی بستری از تیغ و خار یا باغی از گل سرخ است ، اما اینکه ما زندگی را چگونه ببینیم به این بستگی دارد که به چه توجه کنیم ! آیا هرگز متوجه شده اید وقتی به شما شاخه گل سرخی را هدیه می دهند ،‌خارهائی بخود چسبیده دارد ؟ اگر خارها را از ساقه جدا کنید گل زودتر پژمرده می شود . گل فروشیها این را می دانند بهمین خاطر خارها را بحال خود رها می کنند . آیا هرگز می پرسید که چرا گل را با خارهایش به من هدیه می دهید ؟ البته که نمی پرسید ! زیبائی گل را تحسین می کنید ! از کنار تیغ ها می گذرید و از گل لذت می برید و از اهدا کننده آن تشکر می کنید . اگر موافقید می توانیم از منفی ها شروع کنیم ، به همه نواقص اطراف خود نگاه کنید ،‌ به هر صورت و اندازه هم که خوب باشند می توانند عوض شوند آیا جز این است ؟ چرکها و گرد و غبار های زندگی را پیدا کنید ، ببینید چه بسیار اشیائی دارید که باید تمیز ، تعمیر و یا تعویض شوند . حال از موضع منفی فاصله می گیریم بار دیگر به اطرافمان نگاه می کنیم به همان اطرافی که اشکالاتش را می دیدیم ، این بار جنبه های مثبت آن را می بینیم . آیا به نظر شما این اشیائی که اطراف شما هستند زیبا نیستند ؟ آیا احساس نمی کنید وقتی به جنبه های مثبت اطرافتان می اندیشید احساس بهتری پیدا می کنید ! فرایند توجه به جنبه های مثبت موجب بوجود آوردن احساسات بهتر در مورد جنبه های مختلف زندگی می شود . حتی در مورد جسم خود نیز می توانید این گونه عمل کنید ،‌دائم اشکالات را جستجو کنید که این سمت بدنم ورم کرده است صورتم جوش زده است ، پوستهایم جمع شده و چین و چروک خورده است ، هر چه سن و سال بالاتر می رود این فهرست طولانی تر می شود . اما حالا بجای جنبه های منفی به جنبه های مثبت بدن خود فکر کنید ! اگر پای چپ شما درد می کند خوشحال باشید که پای راست شما درد نمی کند .در مورد همه اجزای بدنتان که خوب کار می کند چه می گویید ؟ هضم غذا ،‌گردش خون ، تنفس و تفکر و … انگار دو وکیل یکی برای زندگی بد و منفی و دیگری برای زندگی خوب و زیبا در ذهن شما وجود دارد و مدرک جمع می کنند . شما در حکم قاضی هستید ، می توانید هر مدرکی را که نمی پسندید کنار بگذارید . تصمیم نهائی با شماست ! به نظر شما کدام قلم می تواند شور و شادی و آرامش و راحتی بیشتری را برای شما به ارمغان آورد . بجای توجه به خاطرات منفی گذشته به خاطرات خوش گذشته که در واقع وجود داشته اند توجه کنیم ، یا به برنامه های واقع بینانه ای که برای زندگی آینده داریم توجه کنیم ! چه بهتر که در تمامی شرایط به زندگی کردن در لحظه اکنون توجه کنیم ! همانقدر که در خاطرات گذشته یا اهداف آینده غرق می شویم به همان اندازه از لحظه اکنون و حال محروم می شویم ،‌که در لحظات بعدی زندگی فضای خالی آن احساس می شود . حال زمان انتخاب فرارسیده است ! انتخاب مهمی است ، تفکر مثبت یا منفی !! راستی اگر قرار می شد که یکبار و برای همیشه از میان این دو یکی را انتخاب کنید ، کدام را انتخاب می کردید !! تفکر منفی لحظات فرد را آلوده می کند ،‌میان لحظه حال تا زمان آینده ، لحظات زیبائی وجود دارد که می توانید از آن لذت ببرید ، جالب اینجاست که وقتی انسانها سرانجام تسلیم می شوند و به لحظه حال توجه می کنند اغلب به این نتیجه می رسند که زندگی می تواند مکان جالبی باشد و به این نکته مهم پی می برند که بجای زندگی کردن ، این واکنش و تفکر منفی آنان بوده است که تولید زحمت کرده است . هرگز کاری را که امروز می توانید انجام دهید به فردا موکول نکنید ، شاید به این دلیل است که تا کنون از زندگی لذت نبرده اید . وقتی پیرتر شوم این کار را انجام می دهم ، وقتی فرصتم بیشتر شود این کار را می کنم ،‌کاری که همیشه قصد انجامش را دارید همین حالا انجام دهید ، از هر لحظه عمر خود همین حالا لذت ببرید . دنیا محل تغییر است ، زندگی ، همان چیزی است که افکار ما آنرا می سازد . غلبه بر تفکر منفی مستلزم تغییرات عمده است . منظور تنها تغییرات ذهنی نیست ، بلکه تغییرات احساسی و جسمانی نیز مد نظر است . به عبارت دیگر این سبک و شیوه زندگی شماست که باید تغییر کند . اگر طالب بهبودی هستید میل به تغییر داشته باشید ، پذیرای تغییر باشید ، تغییرات مثبت را گرامی بدارید و از آنها استقبال کنید . همه آن چیزهائی که در زندگی دارید نتیجه فکر و احساس شماست که تا اینجا انجام داده اید ! اگر طالب بهتر شدن هستید ، باید آنچه را که فکر و احساس می کنید و انجام می دهید تغییر دهید ،‌البته موضوع به همین سادگی است ساده !! ما نه لزوماً آسان !! به قول یکی از دانشمندان ، زندگی به تناسب شهامت اشخاص در هم می پیچید یا گسترش می یابد . صادقانه به اجزا زندگی خود نگاه کنید ، ببینید نسبت به کدام امور ، کدام شرایط و چه اشخاصی ، منفی فکر می کنید ، از شرشان خلاص شوید . ذهن هم مثل جسم با تکرار قوی می شود و قدرت می گیرد . استفاده از وزنه ها بدن را قوی می سازد و استفاده از اندیشه ذهن را قوی می گرداند ، ممکن است تفکر منفی داشته باشید و ممکن است سالها منفی فکر کردن را تمرین کرده باشید و در اثر تکرار عادت منفی در شما قدرت گرفته باشد و توجه به امر مثبت در شما پایه نگرفته و یا ضعیف باشد ، راه قوی شدن در آن مثبت اندیشی است !! از آنجائیکه ما عادت کردیم که به منفی ها فکر کنیم و مثبت ها را نبینیم و فراموش کنیم که نوشتن اتفاقات و خاطرات خوشایند شرایط مساعد و مطلوبی را فراهم می آورد که به جنبه های مثبت بیاندیشیم . برای این کار می توانیم حوادث خوب و خوشایند زندگی را یادداشت کنیم . دفترچه مخصوصی برای این کار بخریم . دفترچه ای با جلد محکم وزیبا و تمام اتفاقات خوش زندگی خود را در آن یادداشت کنیم . لازم نیست نوشته های شما طولانی باشد . ضرورتی ندارد جز شما دیگران از آن سر در بیاورند . با این روند هر آینه احساس بدی پیدا کردید این دفترچه را بخوانید . به یاد خوبیها و حوادث خوش زندگی خود بیافتید تا روحیه تان بهتر شود . موضوع دیگر که حاکی از تاثیرات تفکر در زندگی است داشتن مقصود و هدف در این خصوص است . البته مقصود با هدف متفاوت است . مقصود چیزی نیست که بتوان به آن رسید ، ولی هدف در واقع در حکم ایستگاههایی است که شما را به مقصد نزدیکتر می کند . عبارتی مانند : در جستجوی موفقیت هستم . به زندگی عشق می ورزم ، در خدمت روح و روان خود هستم ، در خدمت به انسانیت هستم و … . مقصود را توصیف می کند . اغلب مردم نمی دانند که واقعاً چه می خواهند ، فکر می کنند که می دانند اما در واقع نمی دانند ، خیلی ها نمی دانند که از زندگی خود چه می خواهند . نمی دانند کی هستند ، برای چه آفریده شده اند ، هدف شان از زندگی چیست ؟ آموزش مهارتهای زندگی و یکی از این مهارتها ( مهارت خودآگاهی ) و فهرست کردن اهداف در زندگی می تواند به ما کمک کند تا در فرصتهای مناسب به برنامه ریزی برای رسیدن به آن بپردازم . بایداین حقیقت را پذیرفت که هر چقدر قوی و قدرتمند باشیم با محدودیت هائی روبرو هستیم . یک شبانه روز بیش از ۲۴ ساعت ، هر سال بیش از ۳۶۵ روز است و در هر چهار سال یکبار بیش از ۳۶۶ روز نیست ،‌سالهای عمر ما محدود است . سالهای زیادی در این دنیا فرصت نداریم . دست یابی به همه اهداف زندگی امکان پذیر نیست هرچند نوع زندگی مهم است نه کمیت زندگی . در این راستا به برخی از خواسته های خود می رسید . احتمالاً چند خواسته شما جای خود را با خواسته های دیگر عوض می کنند . اما برخی اهداف مانند خدا را شناختن ،‌سالم ماندن ،‌احساس خوشبختی داشتن احتمالاً در تمام مدت عمر شما به قوت خود باقی می مانند ، حتی اگر ۹۹ سال دیگر هم عمر کنید . محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد بهداشت روان – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه -سایت پزشكان بدون مرز [ع ز] [چهارشنبه 30 تیر 1389 04:22 ب.ظ] [نظرات] 10 راهكار اصولی برای تحول در زندگی مربوط به موضوع » راهكار های اصولی برای تحول در زندگی 10 راهكار اصولی برای تحول در زندگی رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد. ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم. ۱) ریتم زندگی خود را آرام کنید شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید. سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید. ادی کانتور ۲) خواستار تغییرباشید "تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند. به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید. ۳) مسئولیت پذیر باشید قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید. باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم. استفان کوی ۴) ارزش های اصلیتان را مرور کنید در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید. ۵) دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند. ۶) افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند: "من نمی توانم...." "قادر نیستم که ...." "من هیچ وقت نتوانستم ...." "هیچ راهی وجود ندارد که ...." هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید. ۷) عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید. سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید. ۸) برای خود الگو و مربی انتخاب کنید پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان رژی خود صرفه جویی کنید. البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند. ۹) انتظارات منطقی داشته باشید باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند. ۱۰) پیوسته در حرکت باشید مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد. همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود. پورتال مردمان ( www.mardoman.ne

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی 1393ساعت 9:39  توسط حمید آخانی  | 

ارزوی ایامی خوش برای همه دوستان وهمکاران وشاگردان محترم دارم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 18:29  توسط حمید آخانی  | 

باسلام خدمت دوستان وهمکاران عزیز امیدوارم سال تحصیلی خوبی را شروع کرده باشید ارزوی من سلامتی وکامیابی شماست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 18:57  توسط حمید آخانی  | 

باسلام خدمت دوستان وهمکاران عزیز امیدوارم سال تحصیلی خوبی را شروع کرده باشید ارزوی من سلامتی وکامیابی شماست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 18:57  توسط حمید آخانی  | 

 

 

1.  زندگی و هر مسئله كوچكی را آنقدر جدی تلقی نكنید، هر چند وقت یك بار زندگی را شوخی بگیرید و با  سرزندگی و  سبكبالی با رخدادها برخورد كنید و بینید كه روز شما چقدر زیبا و شادی آفرین خواهد بود .

2.     از رنج نهراسید ، شادی را جایگزین غم كنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید . شما به دنیا نیامده اید تا فضایی را اشغال كنید .

3.     دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه تر كنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.

4.     در تمام مراحل زندگی مسئولیت كامل اعمالتان را برعهده بگیرید . ازاین كه دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید دست بردارید.

5.     نگران نباشید كه مردم درباره شما چه فكر می كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمی كنند.

6.     هنگامی آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید كرد كه بدانید كار درست را انجام می دهید، صرف نظر از این كه به چه قیمتی تمام می شود.

7.     مردم گفته های شما را فراموش می كنند . آنها فقط به آنچه انجام می دهید توجه دارند.

8.     آرامش فكری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه ریزی كنید.

9.     از همین امروز تصمیم بگیرید كه یا از موقعیت هایی كه باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می شود دوری كنید و یا آنها را حل  و فصل نمایید.

10. زندگی شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغییر دهید، زندگی تان متحول می شود.

11. تمام كسانی را كه تاكنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده اند ، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها كنید.

12. كنترل كامل پیام هایی را كه به ذهن خودآگاه  خود راه می دهید در دست بگیرید.

20. هرگاه دلب

 

13. وقایع ، تعیین كننده احساسات شما نیست ؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقایع است كه احساسات شما را شكل می دهد.

14. هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید كرد.

15. هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

16. بهترین عبارات برای حل یك اختلاف این است: " شاید من اشتباه می كنم". اغلب هم همین طور است ، این را باور كنید.

17. عادت قدر شناسی را در خود تقویت كنید. در زندگی شكرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی كه دارید باشید.

18. عمر كوتاه تر از آن است كه حتی لحظه ای از آن را برای انجام كاری كه دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف كنید.

19. حداقل همان قدر كه برای كارتان تلاش می كنید برای رشد شخصیت تان نیز تلاش كنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 21:50  توسط حمید آخانی  | 



امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:
تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.
و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.
معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.
چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.


توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.www.zibaweb.com
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را از کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.www.zibaweb.com
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.www.zibaweb.com
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.www.zibaweb.com
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.




 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 21:49  توسط حمید آخانی  | 

مقدمه بسیاری از مدیران باتجربه این اصل را مهمترین اصل درسهای33 گانه مدیریت نامیده اند طبق این اصل ها اگر می خواهید مدیر خوب وموفقی به شمار آییدباید از روحیه وعواطف زیر دستان خوداطلاع دقیق وکافی داشته باشید. یعنی بایدبدانید که شخصیت آنها چگونه است چه چیز هایی را موجب افتخار ومباهات میدانندو چه چیزهایی باعث شرمساری آنها می شودچه نگرانیهاو مشکلاتی دارند چه چیزهایی موجب بغض وعقده آنهاست در چه مواردی حساس هستند وچه چیزهایی موجب رنجش ودل شکستگی شان می شود. تنهادر این صورت است که می توانید انگیزه هایی را که محرک اعمال ورفتار مثبت و سازنده آنهاست به آسانی کشف کنیدو آنها رادر مسیر مناسب وکار ساز به تحرک درآورید . برای دستیابی یه این هدف یعنی شناخت روحیه وشخصیت افرادسریع ترین وسهل ترین راه آن است که با آنها به نحوی که صمیمانه صحبت کنید تاآن چه راکه دردل دارند آشکار سازند.در واقع باید باطرح سؤالهای مناسب از آنها حرف ومطلب بیرون کشید. اما کسیکه بخواهد بخوبی از عهده این کار بر آید باید یک شنونده خوب باشد نه یک گوینده خوب. مدیر اگر گوینده خوبی باشد در مواجهه بازیر دستان فقط می تواند آنها راوادار به سکوت کند. اما شنونده خوب طرف صحبت خود را تشویق به سخن گفتن وطرح مطلب می کندمدیر خوب در مذاکره بازیر دستان هرگز سعی نمی کند تا رشته کلام رابه دست بگیردواصلآ تازمانیکه واقعا دلیل قانع کننده ای نداشته باشد سخن نمی گوید. وقتی شماویکی از افراد زیر دستتان ناگهان ودرآن واحد شروع به صحبت وبیان مطلب کردیداین شماهستید که بایدسکوت کنیدو به اواجازه بدهیدتاحرف خودرابزند . ممکن است شنونده خوب بودن ومطلب بیرون کشیدن اززیردستان زیاد وقت بگیرد. امااین کار مانند طراحی نقشه کاراست که وقت می گیردولی حاصل آن برای مدیر لازم وکارسازاست وبه وقتی که صرف آن شده می ارزد. درزیر دستان میل ورغبت به کارایجادکنید هیچ عقل سلیمی انکار نمی کند که مدیرخوب مدیری است که زیردستانش کارهارا بامیل ورغبت انجام دهند نه بادلزدگی واکراه . تنهامدیری که بتواند میل ورغبت رادرزیر دستان ایجاد کند واجد شرایط اساسی مدیریت یعنی انجام دادن کار توسط افرادخواهدگردید. به عبارت دیگر کسی که بتواند بوسیله دیگران کارها رابه انجام برساند و کسب نتیجه کند در حقیقت رهبر زیردستان است نه راننده آنان. کارکنان برای مدیری که مثل راننده فرمان اتوبوس را به دست گرفته وآنهارا بازور وفشاردر مسیر دلخواه خود پیش می برد بادلزدگی وبی میلی کارمی کنند. امابرای کسی که بجای هل دادن یابدنبال کشیدن افرادآنها رادرمسیر مناسب رهبری کندباشوروشوق کار میکنند. شمانیز زیردستان خودرا با زوروفشارهل ندهید بلکه چنان رهبری کنید که نظریات شمارا نظریات خودشان بدانندو برای انجام آن با میل ورغبت کار کنند. انتقاد رادرخلوت انجام دهید خیلی ها میگویند:این یک امر بسیاربدیهی ومسلم وآشکار است که انتقادوملانت از زیر دست باید درخلوت وتنها باخود او مطرح شود پس نیازی به تاکیدوتکرار آن نیست ولی حقیقت این است که همین امر بدیهی هر روزدر هزاران موسسه نادیده گرفته می شود ومشکلات فراوان ایجاد می کند بایدتوجه داشت که انتقادوملامت از کارکنان وقتی درحضور دیگران انجام شود نه تنها موجب اصلاح ورفع اشکال نمی شود بلکه فرد توبیخ شده را دچار شرمساری وخفت وخواری میکند وموجب دلسردی او میگردد. بخصوص اگر یکی از سرپرستان یا رؤسای قسمتها یا مسؤلان دوایر را در حضورافرادی که زیر دست او هستندمورد انتقادوملامت قراردهید کار خراب ترمیشود. زیراهم روحیه اوتضعیف میگردد. وهم اختیارتش خدشه دار می شود: نه او میتواند افراد زیر دست خود را به خوبی اداره کند نه زیر دستان برای اوارج واهمیت لازم راقائل خواهندشد. تعریف وتحسین رادر حضوردیگران انجام دهید اگرانتقاد وتوبیخ باید دور از چشم دیگران صورت گیرددرعوض تحسین وتمجید درحضوردیگران بهتر وموثر خواهد بود. شک نیست که تعریف وتحسین بجاومنطقی به هرصورت که باشدموجب پیشرفت افراد وبهتر شدن کارهاخواهد شد. اما اگر این کار در حضوردیگران انجام شود تاثیری مضاعف باقی خواهدگذاشت. تحسین وتمجید فرددر حضور دیگران موجب ارتقاء روحیه ورشد شخصیت او میشود وشان انسانی واعتمادبه نفس اوراافزایش می دهدبخصوص تاکید میشود که تعریف وتمجید برای پرورش روحیه وشخصیت کارکنان جوانوتازه کارو مستعدامری بسیار اثربخش وکاملآضروری است. اما باید توجه داشت که شخص مورد تحسین واقعاشایستگی واستحقاق تحسین راداشته باشد چون تحسین بیجا هم برای تحسین شونده اعتباری نداردو هم دیگران آن را به چشم تبعیض می نگرند ودچار عقده وحسادت می شوند. نکته دیگر اینکه افراد دیگری هم که در انجام دادن کار مورد تحسین دخالت و تاثیر داشته اند باید مورد قدردانی قرارگیرندتا تصور نکنند کارراآنها انجام داده اند وتمجیدش نصیب دیگری شده است. وضع هر یک اززیردستان خودرا بررسی کنید یکی از مهمترین ابزار ووسایل کار مدیریت شناخت روحیات طرز تفکر ومقاصدباطنی زیر دستان است برای نیل به این هدف باید بطورمستمرودائمی در وضع افراد زیر دست خود مطالعه وبررسی کنید. بررسی دقیق در وضع یکایک افراد نشان خواهد داد که افراد زیر دست شما از لحاظ خصوصیات روحی واخلاقی با یکدیگر بسیار تفاوت دارند:یک نفر ممکن است با یک تحسین بجا وبه موقع چنان به شوق آید که محصول کارش از لحاظکمی وکیفی بطور فوق العاده ای افزایش پیداکند. ولی فری دیگری ممکن است باهمان نوع تمجید چنان مغرور شود که دیگر کار عادی اش نیز افت پیدا کند. یکی دیگر ممکن است زمانی بر انگیخته شود که ازکارش انتقادی مثبت وکوچک صورت گیرد وفردی هم ممکن است در مقابل هرنوع انتقاد حساسیت داشته باشدودچار یاس وسر خوردگی شود. پس شمادر مقام مدیرباید زیر دستان خود را از این جهات کاملآ بشناسید. اما برای این شناخت نبایدفقط به مطالعه وبررسی روحیات افراد در داخل موسسه وسازمان وکارخانه اکتفا کنید بلکه لازم است که درباره سوابق ووضع زندگی ورفتار آنان در خارج از محیط کار نیز اطلاعات بدست آورید. می دانیم که روحیات و خواستها ومقاصد درونی افرادکاملآ تحت تاثیر زندگی خصوصی ووضع خانواد گی آنها قرار می گیریدیک مدیر موفق ومجرب میتواند بهترین وضروری ترین اطلاعات رادراین زمینه ها ازخود افراد بیرون بکشد وچنان که در درس اول گفته شدبرای این منظور بایر شنونده خوبی باشد. اطلاعاتی که از این طریق یا طرق دیگر بدست می آیددرتعیین رفتار بخصوصی که مدیرباید در موردهر یک اززیر دستان داشته باشد تاثیری مفید وکار سازدارد. پیشنهادوحتی خواهش کنید مدیر خوب وبا تجربه می داندکه خواستها ونظریات خودرا چگونه بیان کند که در دل زیر دستان تاثیر ونفوذ کند. این مدیران خواستهای خود را نه بصورت دستور و صدور امریه بلکه بصورتی مطرح می کنند که زیر دستان انرت به چشم یک پیشنهاد ویا حتی بعنوان خواهشی از طرف مدیرومافوق نگاه کنند این روش بخصوص از زیر دستان شما افرادی صاحب استعدادوقوه ابتکار باشندبسیار بیشتر و بهتر از دستور دادن نتیجه دلخواه را به بار می آورد. درمقام یک مدیر خوب دستور دادن را فقط بعنوان آخرین وسیله آنهم در مواردی که پیشنهاد وخواهش به هیچ روی مؤثر نیافتاده باشد بکار ببرید. دلیل درخواست وپیشنهادخودراذکرکنید باید توجه داشت که افراد طبعا همیشه باید بدانند که دارید چه میکنید اما مهمتر از آن اینست که آنها میل دارنددلیل کاری را هم که انجام میدهند بدانند .پس وقتی کاری رابصورت پیشنهاد یا حتی درخواست به زیردستان ارجاع می دهید حتما دلیل آرانیز چه بصورت کتبی و چه شفاهی برای آنها ذکر کنید.بگذارید آنها قبول کنندکه هیچ کارشان بی دلیل نیست وپشت هراقدامشان منطقی وجود دارد. کارزیردستان را ‌مهم جلوه دهید طبیعی است که هرکسی قلبا علاقه داردکه کارش مهم و با ارزش باشد.کارکنان نیز در محیط کار خود همین احساس رادارند .خیلی از آنها حتی فبل ازآنکه اولین قدم رابرای شروع کاری بردارند بایداحساس کنندکه نه تنها کارشان بسیار با اهمیت است بلکه خودشان هم درمقامی هستند که وجودشان برای انجام ان کار کاملا اهمیت و ضرورت دارد. پس شمانیزطوری رفتارکنید که افرادزیردستتان همواره احساس کنندکه کترشان بسیار مهم است و بدون آنها اینکار به این خوبی انجام نمیشود .لازم نیست برای ایجاد این احساس درزیردستان خود دنبال فرصتهای خاصی بگردیدبلکه میتوان از هر فرصتی برای این منظور استفاده کرد . برای زیردستان سرمشق باشید هرگزبزیاد نبرید که مدیر چه بخواهد چه نخواهد برای زیردستان خود ازهرلحاظ سرمشق و الگو به شمار میرود منتهی شما باید برای این افراد الگوی رفتارهای خوب ومناسب باشید.اگرمدیر عادات نامطلوبی همچون تندخویی وبد دهنی داشته باشد اگردررفتاروکردارروزانه وانجام مسئولیتهایش بی نظمی نشان دهداگردروعده های ملاقاتی که با افراد دارد دبرتر ازموعد معین حاضر شود اگرقول انجام کاری رابهد ولی اقدام به انجام آن کار نکنداگر چهره ای عبوس و روحیه ای افسرده داشته باشد اگر دائما صدابه شکایت و فریاد بلند کند اگر بر سرهرموضوع کوچکی عصبانی شودوپرخاش کندو... دههااگر دیگر بیشتر زیردستان نیز همانطور رفتار خواهند کرد درسب که اگر زیردستان افراد شایسته و با کفایتی باشند از چیزهای خوب بیشتر سرمشق خواهند گرفت تاچیزهای بد ومنفی ولی شما چرا در همه موارد برای آنهاسرمشق خوبی نباشید ؟ از تحکم و سلطه جویی دوری کنید مدیری که اهل تحکم وسلطه جویی باشد هیچ کاری نمیکند جز آنکه زیردستان را به افرادی ‌بله قربان گو و چاپلوس مبدل میکند چنین مدیری نمیتواند باافرادی که دارای قوه ابتکار و خلاقیت در کارها هستند کنار بیاید ودرعوض عده ای راکه کورکورانه فقط اطاعت و تقلید میکنند دورخودگردمی آورد . وقتی مدیری اصرارداشته باشد که همه کارها راخودش اداره میکند بهترین افراد اواز موسسه اش خواهند رفت مدیر شایسته بجای آنکه کاها را خودش انجام دهد به سازماندهی کارها می پردازد وبرای امور برنامه ریزی می کند. شایستگی او درآن است که واقعاّعقیده دارد که افراد (بااو)کار میکنند نه (برای او). ازغرولند معتدل زیر دستان ناراحت نشوید طبیعت انسان به گونه ای است که شکوه وشکایت ازوضع موجودو غرولند کردن برای اوبه مشابه دریچه اطمینانی است که فشارروحی اش راکاهش می دهد. این است که شمااگر برای زیردستان خود مدیری بی عیب وکامل هم باشید بازممکن است آنهاغرولند کنندوحتی ممکن است ازهمین بی عیب وکامل بودن شماشکایت داشته باشند! این گونه غرولندهای معتدل وملایم امری است کاملاّ طبیعی وعادی که به هیچ وجه نباید از آن ناراحت شویدو بخصوص اصلاّ نبایدنشان دهید که ناراحت شده اید.ولی باید توجه داشت که غر زدن اگر تعمدی وازروی قصدوغرض وبدجنسی باشدموضوع جنبه دیگری پیدا می کند که باید علت آنرا کشف وریشه کن کنید. همیشه حال زیر دستان رارعایت کنید وقتی مدیر حال زیر دستان رارعایت کند زیردستان اونیز افرادی فعال ووفادار بار خواهند آمدوباهمدلی مصمیمیت واحساس تعلق به محیط کار در جهت بهبود کارها تلاش وهمکاری خواهند کرد. مدیر مراعات کننده همیشه بازیر دستان رفتاری توام باادب ونزاکت خواهدداشت چنین مدیری قبل ازآغاز هرنوع تصمیمی که در کارزیردستانش تاثیر داردابتداخود رابه جای زیر دستان می گذاردوبعد تصمیم گیری می کند. اوبه خوبی میداند که زیردستانش نیز درست مثل خودش مسائل ومشکلاتی دارندکه ممکن است شخصی یامربوط به کارباشد. چنین مدیری واقعاّمعتقد است که زیر دستانش نیز همچون خوداوصاحب شخصیت ومناعت طبع وعزت نفس وارزشهای انسانی ووجدان وعاطفه واحساس هستند وازدیگران انتظار احترام ورعایت شان خود رادارند. او یقین دارد که بارعایت این نکات واحترام گذاشتن به خصایص انسانی زیردستان خیلی بهتر می تواند کارهای مؤثروسازنده از آنها تحصیل کند تاآنکه این خصایص را نادیده بگیرد. کارهای خوب زیردستان رابه نام خودشان تمام کنید گاهی دیده شده است که وقتی یکی اززیردستان کار خوب وقابل تحصینی انجام می دهدمدیر او آن کاررابه نام خودش تمام می کند. چنین مدیری باعث می شودکه قوه ابتکارونوآوری کارکنانش سرکوب شودومیل وشوق به قبول مسؤلیت در آنهااز بین برود. درحالیکه اگر از اینگونه کارکنان به شکل مطلوبی قدر دانی وتمجید شوددوفایده عمده خواهد داشت. فایده اول آنکه کار خوب کارکنان بنام خودشان مطرح خواهد شدو علاوه بر تشویق خود آنهابه تکراروتداوم کارهای خوب درسایرین نیز ایجاد انگیزه خواهد کرد .فایده دوم که به مدیربرمی گردداین است که توانسته است چنین کارکنانی تربیت کند. به زیردستان محبت کنید همه انسانها دوست دارندمورد محبت وعلاقه دیگران باشندواین مهروعلاقه آشکاراابراز شود. شما نیز با ابراز علاقه ومحبت به زیر دستان خود با آنها رفتاری انسانی داشته باشد. چون واقعاّهم تمام انسانها این طور نیستند امامنطقاّ خونسردترین مدیران نیز می توانند با ابراز علاقه و محبت بعنوان یک رفتار انسانی رابطه ای صمیمانه با زیر دستان خودبرقرارکنند. انجام اینکار خیلی ساده است : میتوان راجع به مسائل وسرگرمیهایی که در خارج از محیط کاردارندباآنها صحبت کردیا می توان ازاوضاع داخلی ووقایع خانوادگی وفامیلی آنها تاآنجا که مربوط به مسائل خیلی خصوصی نباشد پرس وجو کردورشته صمیمیت یافت حتی می توان برای ابراز صمیمیت وخصوصیت بیشتر آنها را گاهی هم بااسم کوچک منتهی بصورتی مؤدبانه وصمیمانه صداکردویا حال بچه هایش را پرسید .همین امور ظاهراّساده وکوچک صورتهای قابل توجهی ازابراز علاقه است که می تواند رابطه مدیر وزیر دستان رابسیارگرم وصمیمی کند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 21:49  توسط حمید آخانی  |